تعابیر مدیریت معاصر


+ ::وجه تاریک خلاقیت

طبق تحقیقات، شرایط استرس زا و وضعیت روحی بد می توانند موجب افزایش خلاقیت شوند.

خلاقیت موجب تولید محصولات جدید، تقویت محصولات قدیمی، ایجاد یا بهبود یک برند، افزایش بازدهی و در نهایت افزایش سود می شود. اما ریشه خلاقیت در کجاست و چگونه می توان آن را کنترل کرد؟

پروفسور Modupe Akinola     طی یک آزمایش بررسی کرده است که چگونه استرس بر عملکرد تأثیر می گذارد. او می گوید: "ون کوگ – نقاش نامی – برخی از بهترین آثارش از قبیل شب پرستاره را پس از دشوارترین اتفاقات در زندگیش خلق کرده است". حال سؤال اینجاست که اگر شما شخصی را ناراحت کنید یا او را دچار استرس نمایید، آیا وی خلاق تر می شود؟

Akinola     برای پاسخ به این پرسش، آزمایشی را ترتیب داد و از شرکت کنندگان خواست که در مورد شغل رویایی خود قدری سخنرانی کنند. او در این تحقیق، ابتدا مقدار هورمون DHEAS     را در هر یک از شرکت کنندگان اندازه گیری کرد و از آنها در مورد وضعیت روحیشان پیش و پس از سخنرانی سؤال نمود. (DHEAS     هورمونی است که در بروز صفات ثانوی جنسی نقش مهمی را خصوصاً به صورت مستقیم در مردان بازی می کند.)

او در مرحله پایانی آزمایش به شرکت کنندگان چسب، کاغذ و پارچه های رنگی داد و از آنها خواست که هر چه دلشان می خواهد با این اقلام درست کنند. او سپس میزان خلاقیت بکار رفته در ترکیب رنگها را با کمک هنرمندان حرفه ای اندازه گیری کرد.

اندازه گیری هورمون DHEAS در هر یک از شرکت کنندگان پیش از سخنرانی به Akinola کمک کرد تا ارتباط میان شخصیت و خلاقیت را درک نماید. متخصصان غدد درون ریز دریافته اند که کم بودن هورمون DHEAS موجب می شود فرد بیشتر در معرض افسردگی قرار گیرد. بنابراین اندازه گیری مقدار این هورمون پیش از سخنرانی نشان داد که میزان « آسیب پذیری عاطفی » یا تغییر چشمگیر وضعیت روحی فرد تا چه حد بوده است؟ همچنین از شرکت کنندگان خواسته شد که وضعیت روحی خود را بیان کنند و بدین وسیله خطوط مبنای عینی و غیرعینی برای بررسی وضعیت روحی افراد شکل گرفت.

ارزشیابی موجب تغییر حالت روحی می شود، برای مثال تقدیر از عملکرد سالانه یک کارمند باعث ایجاد وضعیت روحی خوب و انتقاد از آن موجب وضعیت روحی بد می گردد. در این آزمایش، شرکت کننده ای که در طول سخنرانی با خنده و تأیید حضار مواجه می شد، وضعیت روحی خود را مانند قبل از سخنرانی یا بهتر از آن می دانست. در مقابل، فردی که با اخم و مخالفت دیگران روبرو می شد، احساس می کرد که وضعیت روحی اش بدتر شده است. اوضاع روحی شرکت کنندگانی که با هیچ تأیید یا مخالفتی مواجه نمی شدند، به طور اندکی تغییر می کرد.

بطور کلی، افرادی که با مخالفت حاضرین برخورد می کردند، خلاق تر از آنهایی بودند که مورد تأیید قرار می گرفتند و به جزئیات در ترکیب رنگها دقت زیادی می کردند. از میان این افراد، آن دسته که کمترین مقدار DHEAS را داشتند، خلاق تر از بقیه بودند. (آزمایش دیگری نشان می داد که تلاش افراد به تنهایی نمی تواند تفاوت میان خلاقانه ترین و ضعیف ترین ترکیبات رنگی را تشریح نماید.)

نتایج آزمایش ثابت می کنند که وضعیت روحی یکی از عوامل خلاقیت است و نمی توان آن را نادیده گرفت. عوامل خارجی از قبیل مخالفت یا عدم پذیرش اجتماعی موجب برانگیخته شدن خلاقیت می شوند و از سوی دیگر، برخی عوامل بیولوژیک باعث حساس تر شدن افراد و در بعضی موارد خلاق تر شدن آنها می گردد.

با وجود آنکه عوامل ذکر شده بعنوان « وجه تاریک خلاقیت » نامیده می شوند اما در عین حال می توانند وجه روشن این ویژگی نیز به حساب آیند. کارمندی که در مقابل تغییر وضعیت روحی آسیب پذیر است، می تواند در فعالیتهای زیر بیشترین کارایی را از خود نشان دهد:

  • کارهایی که به موشکافی نیاز دارند
  • پروژه هایی که دقت زیاد در جزئیات دارای اهمیت می باشد
  • رد کردن، انتخاب کردن و آزمایش کردن ایده های مختلف  

آیا حالات روحی مختلف بر فرآیندهای خلاقانه تأثیر می گذارند؟ آیا حالات روحی مثبت می توانند بهترین عامل برای ارائه استراتژیهای حل مشکلات باشند؟ برای مثال، آیا یک تحلیل گر  می تواند وضعیت مالی و استراتژیک یک شرکت را پیش از ارائه پیشنهاد به تفصیل بدست آورد؟

Akinola می گوید: "اینها سؤالات مهمی هستند زیرا به مراتب اتفاق می افتد که ما از جلسات بیرون می آییم و احساس واقعاً خوب یا بدی داریم اما مجبور هستیم وظایف دیگر خود را به بهترین نحو انجام دهیم. اگر خلاقیت تحت تأثیر محرکها و شرایطی است که وضعیت روحی ما را تغییر می دهند، پس سؤال این است که چگونه می توانیم بهترین استفاده را از این مسئله ببریم؟ باید این محرکها و شرایط را به بهترین نحو درک کنیم."

Ref: Columbia Business School

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٢
تگ ها: بهره وری
comment نظرات () لینک