تعابیر مدیریت معاصر


+ سخنان استیو جابز ، مدیر خلاق کمپانی اپل

 

  طراحی اون چیزی نیست که به نظر میرسه و ما فکر میکنم و طراحی چیزیه که نشون میده ما باید چگونه کار کنیم

  • معیار کیفیت برای بعضی از مردم فقط محیطی است که در آن زندگی میکنند ،‌ نه آرزوهایی که دارند
  • اگه من رو به عنوان اصلاح گر جهانی انتخاب کنند با چکش برای اینکار اقدام میکنم
  • تمایز بین رهبر و پیرو نوآوریست شما نباید از مشتری بپرسید که چی میخوان و به زور اون چیزی رو که میخوان بهشون بدید ، باید اون ها رو به سمت چیز های نو و جدید سوق بدید
  • گاهی اوقات شما فقط میخواید نوآوری کنید و نمیتوانید، کاری که میکنید اشتباه است . کار بهتر این است که برای حل مشکل خود به آن اعتراف کرده و از دیگران کمک بخواهید
  • تقریبا ، اپل و همچنین دل تنها کسانی هستند که فقط برای پول کار نمیکنند ، اون ها فقط و فقط برای نو آوری کار میکنند
  • بسیاری از شرکت های موفق کار خود را از کم به زیاد شروع کرده اند و شایدم این انتخاب درست باشه . انتخاب یک مسیر کاملا متفاوت از سایر مسیر هاست ، برای مثال ما همیشه بر این باور بودیم و هستیم که اگه در مقابل مشتریان یک محصول ایده آل و تمام استفاده رو بزاریم اون ها هم حاضر میشن سر کیسه رو شل کنن..
  • ما برای ساخت محصول بعدیمون سه سال وقت داشتیم ، برای همین از مشتریامون پرسیدیم چه چیزی رو نیاز دارن و همچنین چه چیزو رو از ما میخوان و در نتیجه ما کامپیوتری رو ساختیم که بر حسب گفته های مردم بود و این کار تمام مشتریای ما رو خوشحال کرد ، منظور من اینه که نظر مشتری از همه چیز واجب تره
  • هیچ کس مردن را دوست ندارد ، حتی افرادی که معتقدن به بهشت میرن هم از مرگ فرار میکنن با این حال مقصد همه ی ما مرگه هیچ کس و ناکسی نتونسته از اون فرار کنه و به اعتقاد من این همون چیزیه که باید باشه ، چون مرگ بهترین اختراع زندگی و خداونده ، مرگ عامل تغییر در زندگیه ، پاک کردن دوباره ی ما از گناهان برای قدم گزاردن در راهی جدید ، بالآخره روزی نوبت شماهم میرسه ، ولی به تدریج ، به نوبت و طولانی ، برای همین نباید وقت رو از دست بدیم ، ببخشید که این صحبت ها رو میکنم ، اما حرف راست گفتن داره
  • هر بار در حالی که بک محصول، انقلابی به پا میکند و همه چیز را تغییر میدهد .. باید خوش شانس بود که در این راه قدم گزارد ... اپل بسیار خوش شناس بوده که چندید محصول انقلابی را فقط برای خود و کار کنان خویش ثبت کرده است
  • اگر پول دار ترین آدم دنیا نیز بمیرد برای من مهم نیست .... برای من مهم اینه وقتی به رختخواب برم که کار بسیار مهمی در طول روز انجام داده باشم
  • نوآوری به چیزی بیشتر از پول و ثروت ختم میشود
  • هنگامی که اپل روی کار آمد ، آی بی ام در حال سودجویی بیشتر بود ... نوآوری اینه که مردم به رهبری شما ایمان داشته باشند و شما رو قبول کنند
  • من از موفقیت مایکروسافت غمگین شدم -- من هیچ مشکلی با اون ها ندارم ، اون ها توی قسمت های متعددی موفقن . مشکل من اینه که اونها سه برابر نرخ روز جهان محصولاتشون رو میفروشن

منبع: مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات

سه گفته از استیو جابز مدیر سابق شرکت اَپِل

۱- من دانشگاه را رها کردم ولی چرا رها کردم شروعش بر می گردد به قبل از تولدم. مادر واقعی من قصد داشت مرا به خانواده ای دیگر بدهد تا بزرگ کنند و می خواست آن زوج حتما دانشگاه رفته باشند پس با یک وکیل و همسرش توافق کرده بود که مرا به آنها بسپارد ولی مدتی بعد از تولدم دریافت پدرخوانده من دبیرستان را هم تمام نکرده است و مادرخوانده من دانشگاه را . ابتدا او از دادن من به آنها سرباز زد ولی بعد وقتی آنها به او قول دادند حتما مرا به دانشگاه خواهند فرستاد قبول کرد که مرا به آنها بسپارد. ۱۷ سال بعد من به دانشگاه رفتم. پدر و مادرم پول کم خرج می کردند که بتوانند خرج تحصیل مرا بدهند . بعد از ۶ ماه دیدم این کار ارزشش را ندارد من نه برای آینده ام برنامه ای داشتم و نه می دانستم دانشگاه چطور می تواند به من در این مورد کمک کند .دانشگاه را رها کردم . تصمیم ترسناکی بود در آن زمان ولی وقتی به گذشته نگاه می کنم یکی از بهترین تصمیم های زندگیم بود. حالا می توانستم کلاسهایی که دوست نداشتم را نروم و به کلاسهایی که دوست داشتم بروم.خوابگاه نداشتم و کف اتاق دوستم می خوابیدم .بطری های کولا را بر می گرداندم تا با ۵ سنت های آنها غذا بخرم .شبهای یکشنبه ۷ مایل پیاده می رفتم تا کلیسا تا یک وعده غذای خوب بخورم . دنبال کردن کنجکاوی و الهاماتم برایم بسیار با ارزش بود . یک مثال می زنم . وقتی دانشگاه را رها کردم به کلاس خطاطی رفتم و با اصولش آشنا شدم . در آن زمان اصلا به فکر کاربرد عملی این اصول نبودم ولی ده سال بعد وقتی داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می کردیم همه اینها به یادم آمد و آنها را در طراحی مک بکار بردم.شما باید به یک چیزی اعتماد داشته باشید : خدا ، سرنوشت ، زندگی ، کارما و .... چون این به شما اطمینان می دهد که دنباله روی دل خود باشید حتی وقتی جاده ناهموار شده است.

۲ - وقتی سی ساله بودم از اپل اخراج شدم . شرایط سختی بود و تا چند ماه نمی دانستم باید چه کار کنم ولی چون عاشق کارم بودم تصمیم گرفتم دوباره شروع کنم. در آن زمان متوجه این نکته نشدم ولی بعدها فهمیدم اخراج از اپل بهترین واقعه زندگیم بود .در طی 5 سال بعد دو کمپانی نکست و پیکسار را بنیان گذاشتم و با همسرم آشنا شدم .پیکسار الان موفقترین استودیوی انیمیشن در جهان است . نکست را اپل خرید و من به اپل بازگشتم و تکنولوژی که در نکست داشتیم شد قلب تحول در اپل. مطمین هستم اگر من از اپل اخراج نمی شدم هیچ کدام از اینها اتفاق نمی افتاد .داروی تلخی بود ولی بیمار آن را احتیاج داشت .بعضی اوقات زندگی با آجر به سر شما می کوبد ولی شما ایمان خود را از دست ندهید . تنها چیزی که مرا قادر می ساخت راه را ادامه بدهم این بود که عاشق کارم بودم .شما باید کاری که عاشقش هستید را بیابید . زمانی از کار خود راضی می شوید که عالی انجامش دهید و زمانی کاری را عالی انجام می دهید که عاشقش باشید .اگر هنوز پیدایش نکرده اید به جستجو ادامه دهید و دست نکشید.

۳- وقتی ۱۷ ساله بودم جایی خواندم اگر هر روز را طوری زندگی کنی که انگار آخرین روز زندگی توست یه روز حتما همینطور خواهد شد .چنان اثری بر من داشت که در ۳۵ سال گذشته هر روز صبح در آینه به خود می گویم اگر امروز روز آخر تو باشد چه کار می کنی ؟ وقتی دو روز متوالی جوابم نه باشد می دانم که باید چیزی را تغییر دهم . به یاد مرگ بودن مانع ازین می شود که فکر کنی چیزی برای از دست دادن داری .زمان تو محدود است پس دنبال این نباش که با طبق نظر دیگران زندگی کردن تلفش کنی . شجاع باش و دنبال آنچه دلت می گوید برو.

لوگوی جدید شرکت اپل 

دانشجوی رشته طراحی اهل هنگ‌کنگ  به مناسبت درگذشت مدیرعامل شرکت اپل، تصویر استیو جابز را به صورت سایه درون لوگوی شرکت اپل طراحی کرد.

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/٧/٢٠
comment نظرات () لینک