تعابیر مدیریت معاصر


+ مدیریت کنترل کیفیت (روش برنامه ریزی هوشین کانری )

مسئله مدیریت کیفیت از جمله مسائل مهمی است که در مطالعات مدیریت همیشه موردنظر بوده است. درچند دهه اخیر توجه بسیاری از محققان به روشهای مدیریت کیفیت جلب شده است و تلاشهای بسیاری صورت گرفته تا روشهای مختلفی برای تحقق این امر خلق شود. از جمله روشهایی که در دهه ۷۰ با تلاش محققان ژاپنی ارائه شد، روش برنامه ریزی هوشین کانری (Hoshin Kanri ) است.

 باید گفت که امروزه این روش جزو روشهای مادر در اجرای اصول مدیریت کیفیت در جهان و تبدیل به یک ابزار سنجش شده، بنابراین در این مقاله سعی شده تا حد ممکن باب آشنایی با شیوه های مختلف پیاده سازی این روش مطرح، باز شود و امید است در کشور ما نیز استفاده از این روش با دقت بیشتری موردتوجه قرار گیرد.

تاریخچه برنامه ریزی هوشین کانری
پس از جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن در جنگ، ژاپنی ها با وظیفه سنگین بازسازی کشورشان روبه‌رو بودند. از آنجایی که ژاپن نمی توانست در زمینه نظامی به تقویت خویش بپردازد، برای رویارویی با غرب رو به مسائل اقتصادی آورد. از طرف دیگر در زمان جنگ، بسیاری از مدیران مسئولیتهای خویش را ترک کرده بودند، در نتیجه تیم مدیران پس از جنگ، جوان و بدون مهارت بودند. بنابراین راهبرد آموزش مدیران و مهندسان ژاپنی در حوزه تکنیک‌های مدیریت به عنوان راه حل این مشکل انتخاب شد. ازجمله این تکنیک‌ها‌، تکنیک کنترل کیفیت آماری بود. ژاپنی‌ها دریافتند که تکنیک های آماری کنترل کیفیت از دلایل موفقیت ارتش امریکا در جنگ بود. بنابراین ژاپنی‌ها بدنبال متخصصان این شاخه از مدیریت بودند و سرانجام از ادوارد دمینگ برای آموزش در این زمینه دعوت کردند. ژاپنی‌ها با استفاده از آموزش های دمینگ تلاش کردند تا بوسیله اجرای فنون کنترل کیفیت آماری، کیفیت محصولات خویش را بهبود بخشند. سپس آنها از جوزف ام.جوران دعوت کردند تا در مورد نقش مدیریت در ارتقای کنترل کیفیت سخنرانی کند. وی خاطر نشان ساخت که این مسئولیت مدیران است تا تلاش در جهت ارتقا کیفیت را هدایت کنند. یکی از عناصر کلیدی این مسئولیت‌پذیری، تعریف دقیق خط مشی کیفیت است و مدیران باید از این مطلب اطمینان یابند که هر کسی خط‌مشی را درک کرده و از آن پشتیبانی می کند. ژاپنی ها فنون دمینگ و جوران را با مفاهیم مدیریت بوسیله هدف، ترکیب و تلاش خویش را برای ایجاد نخستین راهبرد کنترل کیفیت آغاز کردند و با انجام پژوهش های فراوان پس از سالها تلاش موفق به ارائه روش ویژه‌ای برای افزایش کیفیت در سازمانهای خود شدند. آنها این روش برنامه ریزی را هوشین کانری نامیدند.

مفهوم هوشین کانری
برای برگردان واژه هوشین کانری از زبان ژاپنی و درک بهتر مفهوم آن می توان این کلمه دو بخشی را به چهار واژه مجزا تقسیم کرد که پس از برگردان معانی زیر ازآنها استخراج می شود:
۱- هوشین :
۱- هو= در زبان ژاپنی به معنای هدایت است
۱-۲ شین= پیکان و سوزن

۲- کانری:
۲-۱ کان = چالش یا کنترل
۲-۲ ری= استدلال یا دلیل

در نتیجه معنی کامل هوشین کانری، به صورت تحت لفظی می تواند: مدیریت و کنترل پیکان هدایت سازمان باشد.

تعریف دیگر از مرکز مدیریت کیفیت CQM:
” فلز درخشان = تابش از نیزه راهنمای روبه جلو که راه را نشان می دهد.”

واتسون می گوید:
“شاید دقیقترین عبارت برای هوشین کانری، جاری سازی هدف باشد” (Watson, 1991)
(INTEGRATED QUALITY DYNAMICS) IQD هوشین را چنین تعریف می کند:
“یک برنامه یک ساله برای دست یافتن به هدفها توسعه یافته در پیوستگی با انتخاب هدفهای کمی و راههای ویژه مدیریت در کیفیت ، هزینه ، تحویل و روحیه.”

پیت وینیارسکی نیز فرایند هوشین کانری را چنین تشریح می کند: (WINIARSKI, 2006)
“هوشین کانری با آرزوهای راهبردی آغاز می شود و سپس مسیر را بوسیله تعریف اولویت های ارتقا، محکها، هدفها و انجام برنامه ها که در مجموع رسیدن به هدفهای راهبردی را محقق می سازند، بیمه می‌کند.”

هدفها و خط مشی ها به وسیله این روش در هرم مدیریت، تا پایین سرازیر می شوند. در هر سطح، خط مشی به هدفها و فعالیتهای سطح بعدی تفسیر می شوند.در آغاز فرایند هوشین کانری ، مدیریت ارشد، آرمان کلی سازمان و خط مشی ها و هدفهای سالانه سازمان را وضع می کند. در جهت حرکت بسمت پایین سازمان در هر سطح مدیران و کارکنان در تعریف راهبرد و تعیین جزییات برنامه مشارکت دارند.همچنین آنها مقیاسهایی را تعریف می کنند که میزان موفقیت آنها در رسیدن به هدفهایشان را مشخص می سازد. بنابراین هدفها به سمت پایین در جریان هستند. هر سطح بنوبت زیرنظر مدیریت ارشدی که درحقیقت سطح بالای آن است قرار دارد.وظیفه سطح بالا اطمینان یافتن از میزان مطابقت راهبرد پیشنهادی با احتیاجهای سطح پایینی خود است. باز‌بینی های منظم موجب شناخت فرآیند ، مشکلات مربوط به آن و ابداع اصلاحات می شوند.
در پی اطمینان یافتن از این مطلب است که هوشین کانری همه افراد در سازمان آرمان و هدفهای کلی را می شناسند .

فرایند پیاده سازی هوشین کانری در سازمان
به علت اهمیت و جایگاه ویژه هوشین کانری در مطالعات سازمانی، عده بسیاری از اندیشمندان سازمانی، در طول سالیان متمادی، سعی در ارائه روشی برای پیاده سازی هوشین کانری در سازمانها کرده‌اند. در این بخش به معرفی چند نمونه از این تلاشها می پردازیم. سعی شده است تا فرایندهای مورد بحث از میان جدید ترین و معروفترین الگو ها انتخاب شوند:
الف) مدل هوشین کانری آکائوا
آکائوا در سال ۱۹۹۱ ادعا کرد که برنامه‌ریزی هوشین کانری یک فرایند ده مرحله ای است و تمامی سطوح مدیریت سازمان را در بر می گیرد. مدل آکائوا به شرح زیر است:

- آرمان سازمان (مدیریت ارشد):
مرحله اول: ایجاد یک آرمان سازمانی ، سیاست کیفیت و برنامه توسعه
- راهبردهای متوسط و بلند مدت (مدیریت میانی سازمان)
مرحله دوم: تعبیه راهبردهای مدیریت متوسط و بلند مدت
مرحله سوم:جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات
مرحله چهارم: طراحی هدف و وسیله
مرحله پنجم : ایجاد یک سیستم کنترل اقلام و تهیه یک لیست کنترل

- جاری سازی و اجرا(تیم عملیاتی):
مرحله ششم: جاری سازی سیاست
مرحله هفتم: جاری سازی اقلام کنترل شده
مرحله هشتم: اجرای هوشین کانری
مرحله نهم: بازبینی نتایج حاصل از اجرا

- تهیه گزارش وضع اجرای هوشین
از طرف دیگر آکائوا می گوید که مدیریت ارشد چیستی را بر مبنای چشم‌انداز و هدفها بنا می کند. مدیریت میانی بر مبنای هدفها و منافع در مورد چگونگی بحث می کنند و سپس تیم های اجرایی بر حسب اندازه گیری عملکرد به گفتگو می نشینند.به تیم های اجرایی قدرت و اختیار داده می شود تا فعالیتها را مدیریت و زمان بندی کنند. سرانجام مدیریت ارشد با فرآیند مرور از پیشرفت و موفقیت تیم اجرایی آگاه می شود.

ب) مدل هوشین کانری کمیته تحقیقاتی Goal/QPC
از جمله مدلهای دیگری که تا کنون برای فرایند هوشین کانری ارائه شده است‌، مدل کمیته تحقیقاتی Goal/QPC است که در سال ۱۹۹۶ یک نمایش خوب از پیاده سازی هوشین کانری را ترسیم کرد.این مدل یک فرآیند ۷ مرحله ای را بصورت (شکل ۱) نشان می دهد.

پ) مدل هوشین کانری وینیارسکی
وینیارسکی در سال ۲۰۰۶ مدل خود را ارائه کرد. وی فرآیند هوشین کانری را فرایند (STRATEGIC GOAL DEPLOYMENT)=SGD می نامد و دلیل این نامگذاری را چنین بیان می کند:
“من معتقدم که SGD بطور شفافتری فرایند را توصیف می کند، زیرا مسئله‌ای را که گسترش می دهید، همان هدف‌های راهبردی شماست.”

سپس وی فرایند SGD را در دو دسته کلی تقسیم بندی می کند. نخستین دسته را شامل اقدام هایی می داند که طی سال تحقق می یابند. مراحل سالانه عبارتند از:
۱- شناسایی مسائل بحرانی و الزام آور سازمان
۲- تعریف هدفهای کسب و کار راهبردی
۳- گسترش هدفها بوسیله تعریف اولویت‌های ارتقا، محک ها، مقاصد و مالکان
۴- سرازیر کردن هدفها و توسعه برنامه ها برای رسیدن به مقاصد

دسته دوم نیز اقدامهایی هستند که از نظر وی باید طی ماه تحقق یابند. وینیارسکی این اقدامها را اعمال ماهیانه می نامد:
۱- اجرای برنامه ها؛
۲- بررسی عملکردهای محقق شده و تعیین اصلاحات در صورت نیاز و تغییر منابع توسط مدیریت؛
۳- تخصیص و تعریف مجدد اولویت‌های مبتنی بر حقیقت. وی همچنین در پایان اضافه می‌کند که اگر بتوانیم اعمال ماهیانه را در طول هفته انجام دهیم، نتیجه مناسبتری را به دست خواهیم آورد. وی چنین اعمالی را اعمال هفته ای می نامد.

چهار فاز مدیریت هوشین کانری
۱- تنظیم هوشین
در این مرحله، سازمان تعداد کمی از موضوعهای مهمی را که باید بر آنها تمرکز کند، تعیین می کند. تنظیم هوشین از برنامه‌ریزی و چشم انداز بلند مدت سازمان و تمرکز بر سال جاری آغاز می‌شود. پیاده سازی در کل سازمان اتفاق می افتد و در طول سال بر هدف هوشین نظارت می‌شود.

۲- جاری سازی هوشین
سازمان مدیریت، هوشین کانری را مطابق سلسله مراتب سازمانی (افقی و عمودی) جاری می کند.هوشین از یک سطح مدیریت به سطح دیگر حرکت کرده، راهبردهای یک سطح ، نتیجه مطلوب در سطح پایین تر است و این فرایند تا جایی که برای رسیدن به هدف هوشین نیاز است، تکرار می شود.

۳- نظارت بر هوشین
مرحله نظارت گام بررسی در حلقه PDCA است.این بخش موجب دینامیک شدن مدیریت هوشین می شود.
در این مرحله هدفها با نتایج واقعی مقایسه شده، در صورت مغایرت ، روش اجرای کار تجزیه و تحلیل می‌شود. علتها مشخص می شود و اقدامهای اصلاحی صورت می‌گیرد. جایگاه نظارت در مدیریت هوشین در (شکل ۲) نشان داده شده است.

۴- عارضه یابی
سازمان، فازهای تنظیم ، جاری سازی و نظارت را ارزیابی می کند. در نگاه اول این مرحله شبیه مرحله نظارت است اما نظارت تنها در ارتباط با جاری سازی و اجرای هوشین است در حالی که در مرحله تشخیص، هوشین با کل سیستم هوشین در ارتباط است و می توان گفت به نکات زیر اشاره می کند:
الف – تناوب: سالانه انجام می شود،
ب – تمرکز : تبیین بهبودهایی که مورد نیاز است،
پ – چه کسی : به وسیله مدیریت ارشد انجام می شود،
ت – کجا : در مکانی صورت می گیرد که هوشین اجرا شده باشد.
با توجه به مراحل یادشده، می توان مدیریت هوشین کانری را در قالب (شکل ۲) نشان داد.
ت) مدل هوشین کانری (سمینار کشوری برنامه ریزی استراتژیک ۱۳۸۴)

مزایای استفاده از برنامه ریزی هوشین در سازمان:
هیل معتقد است که: برنامه ریزی هوشین کانری دارای مزایای بی‌شماری است، به این شرح (HILL,1994):
1- کمک می کند تا انسجام درون سازمان ایجاد شده و توافق مشترکی در تمامی سطوح سازمان بر روی آن بوجود آید
۲- توجه همگان را به چشم انداز آینده سازمان معطوف می سازد
۳- تلاشهای کارکنان را یکپارچه می کند و اقدامهای سازمان را برای رسیدن به هدفها هماهنگ می کند
۴- بهبود جهشی را برای سالهای متمادی تضمین می کند
۵- همکاری بین واحدهای سازمانی را ارتقا می بخشد
۶- سیستم برنامه ریزی منعطف ، منظم و پاسخگو را بوجود می آورد
۷- به رهبران سازمان در امر شناسایی حوزه‌های اصلی مشکل و اولویت بندی آنها یاری می رساند
۸- امکان بازخور سریعتر و دقیقتــر را ایجاد می کند

نتیجه گیری
همان گونه که ملاحظه شد با روش‌های متفاوتی می توان برنامه ریزی هوشین کانری را در سازمانها پیاده کرد اما آنچه که در تمامی مدلها به طور مشترک مورد تاکید قرار گرفته، حالت مدور و چرخه گونه این فرایند است. به بیان دیگر زمانی مدل برنامه ریزی هوشین کانری به طور جامع و شایسته در سازمان اجرا می شود که به طور مداوم مورد بازبینی و اصلاح قرار بگیرد. برنامه ریزی هوشین کانری یک چرخه بی پایان است و برخلاف بسیاری از روشهای برنامه ریزی پس از تحقق هدف، متوقف نمی شود، چرا که هدف اصلی این برنامه ریزی بهبود مستمر و کنترل کیفیت فرایندهای سازمانی است. شرایط محیطی و منابع مختلف سازمانی تعیین کننده نوع روش پیاده سازی برنامه ریزی هوشین کانری در سازمان هستند ولی اگر به این مدل به عنوان چرخه نگریسته نشود،عملا کاربردی برای سازمان نخواهد داشت.

منابع:
۱٫ Babitch .P , ” Hoshin Handbook, Second Edition”, Total Quality Engineering In, 1992-1996
2. Watson . G , (1991) , “Understanding Hoshin Kanri”, in Akao, Y. (Ed), Hoshin Kanri: Policy Deployment for Successful TQM, Productivity Press, Cambridge, MA
3. Winiarski,Pete (2006)”An Introduction to Hoshin Kanri.a.k.a. strategic Goal Deployment-how to use this process to deploy your strategic goals” , WWW.winenterprisesLLC.com
4. Witcher ,B.(1999),The use of Hoshin Kanri As a Planning Tool to Implement and Align Strategy in Operations , www.
navajo.sys.uea.ac.uk
5. قاسمی جاوید، علیرضا: بررسی نظام برنامه‌ریزی در شرکت گاز ایران ؛ دانشگاه تربیت مدرس؛ شماره پایان نامه ۱۴۴۲ ف.م ؛ ۱۳۸۱
۶٫Goal/QPC research (1996), “Hoshin planning”, http://www.goalpqc.com:80/RESEARCH/plan.html
7. Shoji Shiba, Pursch & Stasey. R , (1995), “Introduction to Hoshin Management: Achieving Alignment at Analog Devices and Teradyne”, Center for Quality of Management Journal, Vol 4 , Issue 3
8. Hill, D. (1994), “Policy deployment (Hoshin Kanri) in Durham”, Philips Quality Matters, Issu 56, Philip’s Electronics, The Netherlands, pp 11-13
9. http://iranstrategic.ir (1384)

منبع : ماهنامه تدبیر

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/۳٠
comment نظرات () لینک

+ پول شویی

 

تاریخچه اصطلاح:

نخستین بار فردی به نام آلکاپون گروهی به نام آلکاپونها تشکیل داد. این گروه به زور از مردم اخاذی می‌کردند. آنان برای پنهان کردن شیوه عمل خود، رختشویخانه‌ای تأسیس کرده و وانمود می‌کردند درآمد خویش را از این راه به دست می‌آورند و نه از راه نامشروع. اصطلاح پول‌شویی اینچنین شکل گرفت.پولشویی به مجموعه اعمالی گفته می‌شودکه طی ان معاملات و در امدهای نامشروع شکلی کاملا قانونی می‌گیرند و از تعقیب و مجازات قانون رهایی میابند.

 مقدمه:

واژه پولشویی برای توصیف فرایندی مورد استفاده قرار می گیرد که درآن پول غیرقانونی یا کثیفی که حاصل فعالیتهای مجرمانه مانند قاچاق موادمخدر، قاچاق اسلحه و کالا، قاچاق انسان، رشوه، اخاذی، کلاهبرداری و... است، در چرخه ای از فعالیتها و معاملات، با گذر از مراحلی، شسته و به پول قانونی و تمیز تبدیل می شود.

پولشویی به عنوان یک جرم در دهه 1980 بویژه درمورد عواید حاصل از قاچاق موادمخدر وداروهای روان گردان موردتوجه کشورهای غربی قرار گرفت. این امر به دلیل آگاهی کشورهای مزبور از سودهای کلان حاصل از این فعالیت مجرمانه و نگرانی آنها درباره گسترش مصرف موادمخدر در جوامع غربی بود که انگیزه مبارزه با فروشندگان موادمخدر را برای دولتها ازطریق تدوین قوانینی که آنها را از عواید غیرقانونی محروم کند به وجود آورد.

آگاهی کشورهای توسعه یافته از آثار پولشویی و تدوین قوانین مقررات و اتخاذ تدابیر قابل توجه برای مبارزه همه جانبه با آن باعث شده است که عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه به منظور شسته شدن به سوی کشورهایی سوق یابد که سازوکارهای نظارتی آنها در بازارهای مالی ضعیف است، یا تدابیری برای برخورد با این مشکل اتخاذ نکرده اند. بدون تردید این امر مشکلات فراوانی را برای کشورهای مزبور ایجاد خواهدکرد و اولین گام در مقابله با این مشکل تدوین قوانین و مقررات و اتخاذ تدابیر و شیوه های مناسب است.

در اقتصاد ایران تاکنون به دلیل ناشناخته ماندن پیامدها و آثار زیانبار پولشویی، اقدام قابل توجهی صورت نگرفته است. تنها اقدام مثبت در این زمینه لایحه منع پولشویی تقدیمی دولت به مجلس شورای اسلامی است که مراحل بررسی مقدماتی آن انجام شده است. در این مقاله ابتدا به تعریف و مراحل فرایند پــــــولشویی و آثار و اقدامات و مستندات بین المللی می پردازد.

 تعریف پولشویی:

مراحل اساسی در دستورالعمل جامعه اروپایی مصوب مارس 1990 تعریف پولشویی به صورت زیر است: تبدیل یا انتقال یک دارایی، بـــا علم به اینکه از فعالیتهای مجرمانه به دست آمده باشد، به منظور پنهان داشتن یا گم کردن رد منشا غیرقانونی آن دارایی، یا کمک به شخصی که مرتکب چنین جرمی شده است برای گریز از پیامدهای قانونی جرم مزبور.

تعریف پولشویی در پیمان نامه شورای اروپا مربوط به نشست اوت 1990 استراسبورگ تکمیل شد و موارد زیر به تعریف ارائه شده در دستورالعمل جامعه اروپا افزوده شد «تحصیل، تملک یا استفاده از داراییهای به دست آمده از منابع غیرقانونی و نیز هرگونه مشارکت، مباشرت، دسیسه چینی برای ارتکاب اقدام به ارتکاب، یا کمک، ترغیب، تسهیل و پنهان کاری هرگونه جرم مرتبط با پولشویی».

گروه کاری اقدام مالی برای پولشویی (FATF) در گزارش فرایند عمل با رفتار پولشویی را شرح داده است که شامل اجزای زیر است:

- تبدیل یا انتقال مال با علم به اینکه چنین مالی از یک جرم کیفری حاصل شده است به منظور مخفی کردن یا تغییر ظاهر منشا غیرقانونی مال موردنظر یا کمک به شخصی که مرتکب چنین جرمی شده است برای فرار از پیامدهای قانونی عمل خود.

- پنهان کردن یا تغییر ماهیت واقعی، منشا، محل، جابجایی یا مالکیت مال با علم به اینکه چنین مالی از فعالیت مجرمانه حاصل شده است.

- تملک، تصرف یا استفاده از مال با علم به اینکه چنین مالی حاصل فعالیتهای مجرمانه است.

مراحل پولشویی:

پولشویی فرایندی پیچیده، مستمر، درازمدت و گروهی است که به طور معمول در مقیاسی بزرگ انجام می شود و می تواند از محدوده جغرافیایی - سیاسی یک کشور فراتر برود.

براساس این فرایند عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه با گذر از مراحل مختلف وارد نظام مالی و فعالیتهای قانونی می شود و با پنهان ماندن منشا غیرقانونی آن، ظاهری قانونی می یابد. به طورکلی فرایند پولشویی دارای سه مرحله به صورت زیر است:

1 - جایگذاری: اولین مرحله از فرایند پولشویی، جایگذاری یا تزریق عواید از فعالیتهای مجرمانه به شبکه مالی رسمی با هدف تبدیل عواید از حالت نقدی به ابزارها و داراییهای مالی است که یا برای سپرده گذاری در موسسات مالی خارجی به بیرون از مرزها انتقال داده می شود و یا برای خرید کالاهای با ارزش مانند آثار هنری، هواپیما، فلزات و سنگهای قیمتی به کار می رود. یا به صورت سپرده گذاری در بانکهای داخلی یا دیگر موسســات مالی رسمی و غیررسمی صورت می گیرد.

2 - لایه چینی: این مرحله که درواقع جداسازی عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه از منشا یا فعالیتهای موجــــود آن است ازطریق ایجاد لایه های پیچیده ای از معاملات یافتن و انتقال مالی چندگانه با هدف مبهم ساختن فرایند حسابرسی و مجهول گذاشتن هویت طرفهای اصلی معامله و ناممکن کردن ردگیری منشا عواید مزبور صورت می گیرد.

3 - یکپارچه سازی: آخرین مرحله در فرایند پولشویی یکپارچه سازی یا فراهم کردن پوشش ظاهری مشروع و توجیه قانونی برای عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه است. چنانچه مرحله لایه چینی با موفقیت انجام شود عواید شسته شده با استفاده از طرحهای یکپارچه سازی، به نحوی وارد جریان اصلی اقتصادی می شود که بازگشت به سیستم مالی، وجوه شکل و ظاهری قانونی یافته است.

فرایند پولشویی ممکن است به صورت جداگانه و متمایز یا به طور همزمان اتفاق افتد. چگونگی استفاده از این مراحل به سازوکارهای موجود برای پولشویی و شرایط سازمانهای مجرم بستگی دارد.

 آثار پولشویی:

گروه کاری اقدام مالی برای مبارزه با پولشویی (FATA) وابسته به سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) چهار تهدید اساسی پدید آمده از معضل جهانی پولشویی را چنین برشمرده است.

- کوتاهی در مبارزه با پولشویی، سودآوری فعالیتهای مجرمانه یا غیرقانونی را برای مجریان آسانتر می گردد؛

- کوتاهی در مبارزه با پولشویی، سازمانهای مجرم را در تامین مالی فعالیتهای مجرمانه و گسترش آن فعالیتها آزادتر می گذارد؛

- امکان به کارگیری شبکه مالی رسمی از سوی پولشویان، خطر فسادپذیری نهادهای مالی و کل بخش مالی اقتصاد ملی را به همراه می آورد؛

- انباشت قدرت و ثروت توسط مجرمان وگروههای بزهکار - برخوردار از امکان پولشویی - تهدیدی جدی برای اقتصادهای ملی و بویژه برای نظامهای دموکراتیک به شمار می آید.

علاوه بر اینها، برپایه یافته های پژوهش انجام شده در صندوق بین المللی پول و نیز به استناد گزارش ارائه شده توسط مدیرعامل صندوق مزبور در سال 1998، انحراف تحلیلها و سیاستگذاری های کلان اقتصادی پولشویی به شمار می آیند.

مهمترین آثار منفی اقتصادی پدیده پولشویی عبارتند از:

1 - تضعیف بخش خصوصی - پولشویان با هدف پنهان کردن عواید حاصل از فعالیتهای غیرقانونی خود، با استفاده از شرکتهای پیشرو، عواید مزبــــــور را با وجوه قانونی مخلوط می کنند. از آنجایی که این شرکتها به وجوه غیرقانونی قابل توجهی دسترسی دارند که به آنها کمک می کند تا محصولات و خدمات خود را با قیمتی کمتر از سطح قیمت بازار ارائه دهند این امر رقابت را برای شرکتهای قانونی بسیار مشکل می کند و باعث بیرون راندن توسط شرکتها و سازمانهای مجرم از بازار و تضعیف بخش خصــوصی قانونی در اقتصاد می شود.

2 - تضعیف یکپارچگی و تمامیت بازارهای مالی - موسسات مالی متکی به عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه در مدیریت مناسب دارائیها انجام به موقع تعهدات و عملیات خود با مشکلات و چالشهای بیشتری مواجه اند.

3 - کاهش کنترل دولت بر سیاستهای اقتصادی، در بعضی از کشورهای درحال توسعه این عواید غیرقانونی ممکن است میزان بودجه دولت را تحت الشعاع قرار دهد و در نتیجه کنترل دولت بر سیاستگذاری های اقتصادی را کاهش دهد. درواقع، گاهی حجم زیاد دارائیهای انباشته شده مبتنی بر عواید حاصل از پولشویی، بازارها یا حتی اقتصادهای کوچک را در تنگنا قرار می دهد.

4 - اخلال و بی ثباتی در اقتصاد - اشخاصی که اقدام به پولشویی می کنند به دنبال سود حاصل از سرمایه گذاری وجوه غیرقانونی خود در فعالیتهای اقتصادی نیستند، بلکه هدف آنها نگهداری اصل وجوه و عواید مزبور است.

بنابراین، آنها وجوه خود را به لزوم در فعالیتهایی که برای کشور محل استقرار وجوه مزبور، سودآور باشد سرمایه گذاری نمی کنند. آنها سرمایه هـــای خود را به بخشهای ساختمان سازی و هتلداری سوق داده و این موضوع خسارت شدیدی به بخشهای مزبور و کل اقتصاد وارد می کند. ایجاد موانعی برای خصوصی سازی و کاهش درآمد دولت و ریسک اعتباری برای دولتها در شرایط کنونی اقتصاد جهانی از آثار جانبی منفی اقتصادی دیگر پدیده پولشویی است. پیشینه اقدامات بین المللی درباره پولشویــی رشد پرشتاب عزم جهانی، انبوه پیمان نامه‌ها و قوانین بین المللی به دست آمده گرایش چشمگیر کشورها به اتخاذ تدابیر جهانی اندیشیده شده در این باره اهمیت ویژه و جدی تهدیدهای ناشی از پولشویی را در دنیای امروز به خوبی نمایان می سازد. مهمترین و اساسی ترین مستندات بازتاب دهنده کوششهای فراگیر بین المللی به شرح زیر است:

1 - پیمان نامه وین اولین سند بین المللی است که در آن تعریفی دقیق از پولشویی ارائه شده و راههایی برای محروم کــــردن اشخاص دست اندرکار قاچاق موادمخدر از عواید فعالیتهای مجرمانه آنها و درنتیجه کاهش انگیزه آنان برای ادامه این فعالیتها پیشنهاد شده است.

2 - اعلامیه کمیته بال در سال 1988 برای جلوگیری از کاربرد مجرمانه شبکه بانکی به قصد پولشویی به امضا رسید.

3 - تشکیل نیروی ویژه اقدام مالی در نشست پاریس به وسیله هفت کشور به منظور تدوین یک دستورالعمل هماهنگ بین المللی برای مبارزه با پولشویی تاسیس شد.

4 - گزارش گروه کاری اقدام مالی برای مبارزه با پولشویی (THE FATF REPORT 1990) که فرضیه آن شناسایی و تدوین راهکارهای مناسب برای مبارزه با پولشویی است و در این راستا با انتشار رویکــــردهای سیاسی و توصیه هایی در این باره کشورهای جهان را به همکاری بین المللی فرا می خواند.

5 - پیمان نامه شورای اروپا که در تاریخ 8 نوامبر 1990 برای تحقیق و بازرسی، ضبط و مصادره عواید حاصل از جرم تاکید شده است.

6 - علاوه بر موارد فوق در سال 1990، کمیسیون بین المللی آمریکایی با اعتیاد (CICAD) در سال 1992 به تصویب نهایی رسید و در سال 1997 اصلاح شد.

در 10 ژوئن 1991 دستورالعمل جامعه اروپایی را به منظور منع استفاده از نظام مالی برای مقاصد پولشویی تصویب کرد. و قوانین دیگری نیز تا سال 2000 میلادی به تصویب رسیده یا اقدامات ویژه ای در این مورد صورت گرفت.

آخرین اقدامات جدی بین المللی به منظور تدوین راهکارهایی برای مبارزه با معضل جهانی پولشویی عبارت است از «پیمان نامه مبارزه با جرم سازمان یافته فراملی». این پیمان نامه در دسامبر 2000 توسط سازمان ملل تدوین شد. براساس ماده یک این پیمان نامه، هدف از تدوین آن تقویت همکاری به منظور پیشگیری و مبارزه موثرتر با جرایم سازمان یافته است. ماده 5 این پیمان نامه، مشارکت در گروه جرائم سازمان یافته را جرم اعلام کرده است و ماده 6 آن نیز پولشویی عواید حاصل از جرم سازمان یافته را جرم شناخته است. درتعریف جرم پولشویی در پیمان نامه مزبور بر ارتباط جرائم منشا مربوط به قاچاق موادمخدر و نیز ارتباط جرم پولشویی با جرائم سازمان یافته در سطح بین المللی تاکید شده است. در موارد 7 و 8 این پیمان نامه تدابیری برای مبارزه با پولشویی و همچنین مجازاتهایی برای فساد مالی پیشنهاد شده است.

بـــه طورکلی نکته مشترک تمام اقدامات بین المللی انجام یافته برای مبارزه با پولشویی، توجه و تاکید بر عوامل حاصل از جرم به عنوان مهمترین انگیزه برای ارتکاب انواع جرائم و فعالیتهای مجرمانه است.

 گونه های پولشویی:

پدیده پولشویی در هر کشور لزوماً به عواید به دست آمده از فعالیتهای بزهکارانه انجام گرفته شده در آن کشـــور محدود و منحصر نمی شود. درواقع ممکن است عواید به دست آمده از فعالیتهای مجرمانه در کشورهای دیگر نیز به کشور مفروض منتقل و در آن شسته شود. بنابراین، تعریف پولشویی باید دربرگیرنده آن بخش از عواید حاصل از جرائم رخ داده در یک کشور مفروض که برای شسته شدن در دیگر نقاط جهان را از آن خارج می شود، نیز باشد با این رویکرد، چهارگونه قابل شناسایی پولشویی را می توان به شرح زیر برشمرد:

1 - پولشویی درونی: که شامل پولهای کثیف به دست آمده از فعالیتهای مجرمانه و انجام شده، در داخل یک کشور، که درهمان کشور نیز شسته می شود.

2 - پولشویی صادرشونده: شامل پولهای کثیف به دست آمده از فعالیتهای مجرمانه انجام شده در داخل یک کشور، که درخارج از آن تطهیر می شود.

3 - پولشویی واردشونده: شامل پولهای کثیف به دست آمده از فعالیتهای مجرمانه انجام شده در سایر نقاط جهان که در داخل یک کشور مفروض شسته می شود.

4 - پولشویی بیرونی: شامل پولهای کثیف به دست آمده از فعالیتهای مجرمانه انجام شده در سایر کشورها، که در خارج از کشور نیز شسته می شود. ضرورت مقابله با پولشویی پولشویی عملیات بازارها را مختل می کند. معـــاملاتی که برای مقاصد پولشویی انجام می گیــــرد تقاضا برای نقدینگی را افزایش می دهد، نرخ بهره و مبادله را بی ثبات می کند به رقابت غیرعادلانه منجر می شود و تورم را در کشورهایی که تبهکاران فعالیتهای تجاری خود را انجام می دهند به شدت افزایش می دهد.

پولشویی اعتبار و درنتیجه ثبات بازارهای مالی را از بین می برد. چنانچه نظام بانکی درنتیجه جرائم سازمان یافته اعتبار خود را از دست دهد، تمام سیستم مالی کشور یا حتی نظام مالی منطقه موردنظر، دچار آسیب پذیری جدی می شود.

کشورهای کوچک در برابرپدیده پولشویی آسیب پذیری بیشتری دارند قدرت اقتصادی که ازطریق فعالیتهای غیرقانونی به دست می آید تسلط سازمانهای مجرم را بر اقتصادهای کوچک امکان پذیر می سازد.

کشورهایی که فاقد سازوکارهای کنترل مالی مناسب بوده یا در اجرای آنها ضعیف عمل می کنند عملاً به پولشویـــــان این امکان را می دهند که عواید فعالیتهای نامشروع خود را با استفاده از ضعفهای ساختاری یا بهره جویی از شکافها و نقاط ضعف تشکیلات سازمانی و انتظامی این کشورها تطهیر کنند.

پولشویی اغلب با جرائم سازمان یافته مرتبط است و پیامد جبری جرائم سازمان یافته و دیگر فعالیتهای مجرمانه درآمدزا است. عملیات سازمانهای مجرم که در راستای انباشت سودهای غیرقانونی طراحی می شود، نیاز به پولشویی به صورت مستقیم دارد. مقادیر هنگفت وجوه نقدی که به وسیله انواع فعالیتهای مجرمانه مانند اخاذی، قاچاق موادمخدر، قاچاق کالا و اسلحه و... غیره تولید می شود، ردپاهایی از خود به جا می گذارد که پنهان کردن آن دشوارتر از مخفی کردن ردپای خود جرم منشا است.

امروزه در کشورهای پیشرفته جهان تعقیب مالی وجوه حاصل از قاچاق موادمخدر و سایر جرائم سازمان یافته مقدم بر کنترل فیزیکی است و این جاست که مبارزه با تطهیر عواید حاصل از ایـــن جرائم یا پولشویی معنا پیدا می کند. اکنون این سوال مطرح می شود که آیا اقتصاد ایران مناسبترین بستر پولشویی مواد مخدر است؟ اقتصاد ایران از محدودترین نظامهــای اقتصادی بی نظم در جهان به شمار می رود. مراکز تصمیم گیری و سیاستگذاری اقتصادی (در حدود 32 مرکز و شورا) تعداد مراکز سیاستگذاری و تولیت امور بازرگانی (حدود 22 مرکز و شورا) تعداد مراکز سیاستگذاری های صنعتی و تولیت امور صنعتی (در حدود 6 تا 12 مرکز و نهاد وزارتخانه) اعلام سیاست خودگردانی مالی نهادها و سازمانهای دولتی در برنامه اول توسعه (72 - 1368) نقصان نظارت جامع بانک مرکزی بر گردش پولی و بازار مالی کشور، همگی دست به دست هم داده اند تا ایران نتواند از یک نظام اقتصادی تعریف شده با یک سیاستگذاری کلان اقتصادی توسعه گرا برخوردار شود. اقتصاد ملی ایران نه تنها فاقد ابزارهای اعمال حاکمیت است بلکه در بسیاری از موارد و بخشهای اقتصادی کشور نقش حاکمیتی دولت بلکه در بسیاری از موارد و بخشهای اقتصادی کشور، نقش حاکمیتی دولت با نقش تصــدی گری وی درهم آمیخته و تداخل های ناهنجاری را درجهت عدم تعادل به وجود آورده است، به طوری که در فرایند «عرضه و تقاضای کالا» دولت تصدی گر، واردکننده و یا تولیدکننده کالاهای مصرفی بادوام و بی دوام است و در بازار تولیدکنندگان داخلی همان کالاها، که تحت نقش حاکمیتی دولت قرار دارند، به رقابت برخاسته و سیاستهای حمایتی خود از تولیدات داخلی را خنثی کرده است.

ازطرفی نیز در دهه گذشته سیاست خودکفایی مالی نهادها و سازمانهای دولتی و عمومی به تدریج شرایطی را در بخش بازرگانی خارجی کشور به وجود آورده که بخش زیادی از واردات و اسکله های تخلیه بار، در مبادی ورودی کالا، از نظارت گمرکات خارج شده است. این اسکله‌ها به صورت شخصی (در حدود 62 اسکله) اداره می شوند و مستقل از نقش حاکمیتی دولت، بر کل اقتصاد بازرگانی کشور عمل می کنند.

ازطرف دیگر، گسترش روزافزون صندوقهای قرض الحسنه و موسسات اعتباری که مجوز تاسیس و فعالیت آنها را وزارتخانه‌ها و نهادهای غیراقتصادی صادر می کنند، خارج از حوزه نظارت بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی قرار دارند و همین امر موجب شده تا حاکمیت کامل دولت بر گردش نقدینگی و بازارهای پولی و مالی کشور محدود گردد. درواقع این گونــــــه صندوقهای قرض الحسنه و موسسات مالی و اعتباری فاقد مجوز از بانک مرکزی، به طور یک طرفه خود را از سیاستگذاری شورای پول و اعتبار و سیاستهای ارزی بانک مرکزی، معاف می دانند و از آن سیاستها تبعیت نمی کنند. درنتیجه، سیاستهای انقباضی و انبساطی دولت درجهت مهار تورم، سیاست هدایت سرمایه های اندک مردمی به سمت امور تولیدی و سیاست نظارت ارزی دولت به منظور ایجاد تعادل در تراز تجارت خارجی، در یک دهه گذشته موفق نبوده است، کمااینکه علی رغم تمامی تلاشهای دولت، دستگاه برنامه ریزی اقتصاد کشور نتوانسته است از مزمن شدن نرخ تورم جلوگیری به عمل آورد و میزان تورم را به عدد یک رقمی کاهش دهد.

باتوجه به این وضعیت نابسامان اقتصادی، طبیعی است که طی دوره موردبررسی در بدنه گردش اقتصاد ملی، شکــــــافهای متعددی به وجود آمده و همان شکافها بسترساز سوءاستفاده مجرمان و خلافکاران اقتصادی شده است. گسترش بخش غیررسمی اقتصاد، حدود 50 درصد تولید ناخالص داخلی، منشاء و فساد اداری، رشد سرطانی قاچاق سازمان یافته کالا، قاچاق ارز و طلا، فرار سرمایه، فرار مالیاتی و کلاهبرداری های اقتصادی و بازرگانی ازجمله تبعات ناگوار نابسامانی حاکمیت دولت بر کل گردش اقتصادی کشور به شمار می روند که امروزه این وضعیت نامناسب، بر همگان روشن است (مجله «مجلس» شماره 37) اعمال محرمانه پولشویی موادمخدر و پولهای نامشروع دیگر از بستر بخش غیررسمی - اقتصاد و قاچاق سازمان یافته کالا عبور می کند.

 اقدامات به عمل آمده در ایران:

متاسفانه در اقتصاد ایران تاکنون به دلیل ناشناخته ماندن پیامدها و آثار زیانبار پولشویی اقدام قابل توجهی صورت نگرفته یا حساسیتی ویژه برای رویارویی با این پدیده در جامعه ایجاد نشده است. تنها اقدام مثبت در این زمینه، لایحه منع پولشویی تقدیمی دولت به مجلس شورای اسلامی است که درحال بررسی است و تا حدودی مقدمات کارها در این زمینه فراهم شده است.

دلیل این امر آن است که در جامعه ما پولشویی به عنوان یک جرم بدون قربانی شناخته می شود. اما اگر دقت شـود، ملاحظه می شود که پولشویی عارضه ای ثانوی و متناظر با یک جرم منشاء (مقدم) مانند قاچاق موادمخدر، سرقت و دیگر فعالیتهای مجرمانه است و تنها ناآگاهی از علت و ماهیت پولشویی است که آن را تا کنون به صورت یک معضل نامریی در نزد جامعه ایرانی ناشناخته نگاه داشته است.

برپایه تعریف پولشویی و باتوجه به اینکه جرائم منشاء، لزوماً باهدف ایجاد درآمد برای مجرمان انجام نمی شود زمینه مبارزه با پولشویی در ایران علاوه بر پوشش مواردی مانند نقل وانتقال یا دادوستد موادمخدر، درآمدهای به دست آمده از سایر جرائم تعریف شده در چارچوب مجموعه قوانین و مقررات کنونی جمهوری اسلامی ایران را دربرمی گیرد.

در اکثر کشورهای پیشرفته جهان و حتی برخی از کشورهای همسایه، تعقیب مالی وجوه حاصل از قاچاق و سایر جرائم سازمان یافته، مقدم بر کنترل فیزیکی است. درحالی که در ایران تمام تلاشها، معطوف به کنترل فیزیکی است. قانون پولشویی، راههای نقل و انتقال وجوه حاصل از فعالیتهای مجرمانه را محدود و قابل شناسایی می کند و با فراهم آوردن امکان سیستمی شناسی متخلفان، احتمال وقوع بسیـــــاری از جرائم را تاحد زیادی کاهش می دهد.

جرائم منشا پولشویی در ایران عبارتند از: قاچاق موادمخدر، مشروبات الکلی، قاچاق کالا، گریز از مالیات، معاملات متکی به اطلاعات درونی یا محرمانه، اخاذی، ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداری، سرقت، آدم ربایی، قتل و جنایت، قمار، ربا و فحشا.

 نتیجه گیری:

پولشویی روی دیگر یا نیمرخ مالی فعالیتهای بزهکارانه ای است که در آن عواید حاصل از فعالیتهای مجرمانه و غیرقانونی طی رونـــــدی در مجاری قانونی تطهیر و پاک می شود.

پولشویی یا تطهیر پول فعالیتی مجرمانه در مقیاس بزرگ، گروهی، مستمر و درازمدت است که می تواند از محدوده سیاسی یک کشور مفروض نیز فراتر رود.

پولشویان باتوجه به موارد زیر در سطح ملی و بین المللی به صورت حریفی فعال عمل کرده و اقدامات سازمان یافته پیچیده ای برای تطهیر عواید غیرقانونی خود به مرحله اجرا درمی آورند:

- ناکافی بودن مقررات و نظارت در موسسات مالی، فقدان قوانین و مقررات مناسب برای ایجاد موسسات مالی، نبود قوانین مربوط به شناسایی مشترک در موسسات مــــــالی پنهان کاری بیش از اندازه در موسسات مالی؛

- فقدان سیستم موثر گزارش دهی در معاملات مشکوک؛

- الزامات ناکافی مربوط به قانون تجارت برای ثبت فعالیتهای بازرگانی؛

- وجود موانع بر سر راه همکاریهای بین المللی در حیطه مسئولان اجرایی؛

- ضعف همکاریهای بین المللی در حیطه مسئولان قضایی (معاضدت قضایی).

برپایه مطالب فوق درمورد پولشویی و باعنایت به واقعیات موجود اقتصاد ایران، مبارزه با پدیده پولشویی، نقل و انتقال وجوه حاصل از مواردی مانند قاچاق موادمخدر و مشروبات الکلی، قاچاق کالا، گریز از مالیات، معاملات متکی به اطلاعات درونی یا محرمانه، اخاذی، ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری، سرقت، آدم ربایی، قتل و جنایت، قمار، ربا، فحشاء و سایر جرائم سازمان یافته و تعریف شده در چارچوب مجموعه قوانین و مقررات کنونی جمهوری اسلامی ایران را دربرمی گیرد.

جهت گیری قانون مبارزه با پولشویی و آئین نامه های اجرایی آن باید طوری باشد که راههای مصرف و نقل و انتقال وجوه حاصل از قاچاق و سایر فعالیتهای مجرمانه را محدود و قابل شناسایی کند. از این رو، وظیفه اصلی قوه مقننه تصویب قوانین و ابزارهای حقوقی لازم برای مراجع مسئول مبارزه با پولشویی است.

اولین قدم در این راه، جرم اعلام کردن پولشویی است. یعنی مجلس با تصویب قانونی باید به مراکز قضایی و انتظامی، اختیار مجازات پولشویان و مصادره دارائیهای حاصل از ارتکاب جرم پولشویی را بدهد. همچنین باید چارچوبی تدوین شود که طبق آن، مراکز مسئول مبارزه با پولشویی بتوانند اطلاعات به دست آمده را بین خود و همتایان خارجی مبادله کنند.

 

منابع و ماخذ:

1 - طرح مطالعاتی مبارزه با جرم پولشویی، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تیرماه 1382 مرداد و شهریور ماه 1382

2 - هفته نامه خبری - تحلیلی اقتصاد و دارائی، تیر، مرداد و شهریور ماه 1382

3 - روزنامه های همشهری تیر، مرداد و شهریور 1382

4 - مجله مجلس علمی - پژوهشی مجلس شورای اسلامی - شماره 37 سال دهم بهار 1382

5 - BILLY S MONEY LAUNDERING HOME PAGE, MONEY LAUNDERING - A BRIER HISTORY, 8 DEC 2000.

6 - THE VIENNA CONVENTION: THE 1988 UN CONVENTION AGAINST ILLICIT TRAFFIC IN NARCOTIC DRUGS AND PSYCHOTROPIC SUBSTANCES, UNDOCS. E/CONF. 82/IS AND E/CONF. 82/14, DEC. 19. 1988.

7 - THE FATF REPORT: THE REPORT OF THE FINANCIAL ACTION TASK FORCE (FATF) ON MONEY LAUNDERING, APRIL 19, 1990.

8 - THE NATIONAL MONEY LAUNDERING STRATEGY FOR 1999, THE US DEPARTMENT OF THE TREASURY / THE US DEPARTMEN OF JUSTICE, SEPT 1999, PP, 5.7

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/۸/٢٧
comment نظرات () لینک

+ روش مسیر بحرانی(CPM) Critical Path Method

از جمله وظایف مدیران(همین‌طور مدیران پروژه) برنامه­ریزی، نظارت، هدایت و بسیج امکانات و منابع است. در بین وظایف مذکور نیز برنامه­ریزی از اولویت برخوردار است؛ زیرا که اساس و شالوده دیگر وظایف است.[1]
بدیهی است که برنامه­ریزی، تصمیم­گیری درباره آینده است. برای اینکه برنامه­ریزان تمام عوامل و متغیرهای مربوط به تصمیم­گیری(راجع به کارها و پروژه‌ها) را بتوانند در نظر داشته باشند؛ روش­های متعددی ابداع شده است؛ که بعضی از آنها به تجسم عوامل و متغیر­های تصمیم­ها، بسیار می­توانند کمک کنند. یعنی این روش­ها و فنون کمک می­کنند که تصمیم‌های مدیران و برنامه­ریزان به صورت نظام­مند و برنامه­ریزی شده اتخاذ شود.[2]
از جمله روش­ها و فنون برنامه­ریزی به نمودار­های میله­ای، گانت، روش مسیر بحرانی و فن ارزشیابی و بازنگری برنامه می­توان اشاره کرد.
از ساده­ترین روش­های برنامه­ریزی(علی­الخصوص برای پروژه­ها)،  نمودارهای گانت و میله­ای است؛ که اولی توسط هنری گانت و دیگری توسط فردریک تیلور ارائه شده­اند. این دو نمودار به عنوان یکی از ساده‌ترین ابزارها برای نشان‌دادن زمان­های آغاز و پایان فعالیت­ها هنوز در بسیاری از مؤسسات و سازمان­ها، به عنوان تنها روش برنامه­ریزی، مورد استفاده قرار می­گیرند. این نمودارها از دو محور عمود برهم تشکیل شده‌اند. محور افقی این نمودارها، نشان‌دهنده عامل زمان و محور عمودی آنها نشان‌گر فعالیت­های لازم در اجرای پروژه است. از اشکالات عمده این نمودار­ها این است که ارتباط بین فعالیت­ها و ترتیب تقدّم و تأخّر بین این فعالیت­ها را نشان نمی­دهند.
اشکالات این نمودار­ها و عدم کارآیی آنها در پروژه­های بزرگ، مدیران را به فکر استفاده از تکنیک­ها و فنون دیگری از جمله روش مسیر بحرانی و فن ارزشیابی و بازنگری برنامه انداخت.[3]
در دهه 1950 میلادی گروهی از دانشمندان رشته تحقیق در عملیات(Operation Research) به فکر ایجاد روشی برای برنامه­ریزی پروژه­ها افتادند. آنها تکنیکی را به عنوان طولانی­ترین مسیر غیر قابل کاهش رویداد­ها، برای اجرای پروژه تعمیرات اساسی یک نیروگاه برق ابداع نمودند. این تکینک بعد­ها به عنوان تکینیک ترتیب اصلی نامیده شد؛ که شباهت بسیار زیادی به روش­های CPM و (Program Evaluation and Review Technique)PERT داشت. ولی این روش هرگز به صورت رسمی چاپ و منتشر نشد. تقریبا همزمان با این رویداد(1957)، شرکت تولیدی دوپان، یک گروه تحقیقاتی را مأمور بررسی روش کاربرد­های جدید مدیریت در امور مهندسی شرکت نمود. این گروه بعد­ها با دکتر جان ماچلی از مرکز پژوهش­های علمی شرکت یونیواک و مهندس کلی، از شرکت رمینگتون تکمیل شد. این گروه موفق به ابداع روش CPM شد.
این روش برای اولین بار در پروژه ساخت یک کارخانه برای شرکت دوپان به‌کار گرفته شد. پس از آن شرکت دوپان برای تعمیرات اساسی، در یکی از کارخانجات خود که دارای سیستم تولیدی پیوسته بود، از CPM استفاده کرد. برای انجام تعمیرات باید این خط تولید متوقف می­شد؛ بنابراین هرگونه اقدام و ابتکاری که در کاهش زمان تعمیرات می­توانست مؤثر باشد، کمک مهمی به شرکت می­کرد. با استفاده از روش CPM زمان کل تعمیرات از 125 ساعت به 93 ساعت و در دوره­های بعدی به 74 ساعت کاهش پیدا کرد.[4]
 
اساس روش CPM
همان‌طور که ذکر شد، روش­های گوناگونی برای تحلیل، برنامه­ریزی، زمان‌بندی و کنترل پروژه ابداع شده­اند؛ که روش نمودار میله­ای و روش­های تحلیل شبکه از جمله رایج‌ترین آنها هستند. روش­های تحلیل شبکه؛ که در آنها از نمودارهای شبکه استفاده می­شود، برای جبران تقاط ضعف عمده نمودار­های میله­ای ابداع شده­اند. اساس این روش­ها عموما بر نظریه گراف مبتنی است. روش  CPM نیز جزء روش­های تحلیل شبکه است.
یک شبکه، تصویری از پروژه است که فعالیت­های پروژه و روابط میان آنها را نشان می­دهد. شبکه مانند قلب در کالبد روش­های تحلیل شبکه است. مدیر پروژه، کارشناسان، پیمانکاران و واحد­های سهیم در اجرای پروژه، با در اختیار داشتن شبکه، می­توانند تصورات و فرضیات قبلی خود درباره فعالیت­های پروژه و روابط میان آنها را به طور عینی بررسی کرده و آنها را اصلاح نمایند. برای ترسیم شبکه که در واقع تصویر عینی روابط فعالیت‌های پروژه است، باید روابط میان فعالیت­های پروژه را تعریف و تعیین کرد.[5]
 در هر شبکه حداقل یک راه(از اولین واقعه شبکه شروع و تا آخرین واقعه پروژه) وجود دارد؛ که شامل طولانی­ترین زمان است. به این مسیر یا راه، مسیر بحرانی گفته می­شود. رویداد­های بحرانی در یک شبکه، رویدادهایی هستند که دارای کمترین شناوری‌(که معمولا صفر است)، هستند؛ یعنی تفاضل بین زودترین و دیرترین تاریخ وقوع(شناوری) این رویداد­ها، صفر است. مسیر بحرانی نیز مسیری است که از آغاز تا پایان همواره از رویداد­های بحرانی عبور می­کند.[6]
مسیر بحرانی  در واقع، وقت­گیرترین توالی رخداد­ها و فعالیت­های لازم برای تکمیل پروژه است؛[7] که مدت اجرای پروژه نیز برابر طول مسیر بحرانی است.[8]
در روش مسیر بحرانی با استفاده و توجّه کامل به مدت زمان، ارتباطات، وابستگی­ها و توالی فعالیت­ها، زود­ترین و دیرترین زمان شروع و خاتمه هر فعالیت، به طور قطعی، تعیین و مشخص می­شود. توجه اصلی این روش روی محاسبه زمان­های شناوری(فرجه) و میزان انعطاف در زمان اجرای فعالیت­ها است.[9]
 
 
موارد استفاده از CPM
قبل از اینکه مشخص شود که روش CPM با چه پروژه­هایی تناسب دارد، باید فعالیت­ها را با توجه به احتمال اجرا و زمان اجرای آنها، تقسیم‌بندی کرد.
در یک پروژه، تعدادی از فعالیت­ها هستند که در زمان برنامه­ریزی(قبل از اجرا) مشخص است که به طور قطعی و مسلم انجام خواهند شد؛ که به آنها "فعالیت‌های قطعی" می­گویند. ولی ممکن است اموری وجود داشته باشند، که انجام آنها الزامی ­شود و یا ممکن است که احتیاجی به انجام آنها نباشد. برای مثال در پروژه تعمیرات اساسی کارخانه، قبل از توقف ماشین­ها و بازرسی قطعات، نمی­توان گفت که آنها احتیاج به تعویض دارند یا خیر، به چنین فعالیت­هایی که انجام آنها قطعی نباشد؛ "فعالیت­های احتمالی" می‌گویند. همچنین از نظر طول زمان اجرای یک فعالیت نیز فعالیت­ها را می­توان به دو گروه: فعالیت­های دارای زمان معین و فعالیت­های دارای زمان احتمالی تقسیم­بندی کرد. فعالیت­های دارای زمان احتمالی، برخلاف فعالیت­های دارای زمان معیّن، زمان اجرای آنها ثابت نیست و این زمان نسبت به حد متوسط برآوردها، انحراف زیادی دارد. مثلا در فصول بارندگی و در مناطق پرباران، فعالیت‌های جاده­سازی، به علت بارندگی، دارای زمان احتمالی هستند.
برای پروژه­های فاقد فعالیت­ها و زمان­های احتمالی، روش CPM مناسب است. همچنین برای پروژه­های فاقد فعالیت­های احتمالی، ولی دارای زمان­های احتمالی، روش PERT مناسب است. برای پروژه­های دارای فعالیت­های احتمالی کاربرد GERT مناسب­تر است.[10]
دو روش  PERTو CPM دارای اختلافات عمده با همدیگر نیستند، بلکه فقط روش محاسبه مدت زمان انجام فعالیت­ها در این دو متفاوت است. در برآورد مدت زمان فعالیت­ها در روش PERT از متوسط زمان مورد انتظار و در CPM از محتمل‌ترین زمان ممکن استفاده می­شود.[11]
امروزه با کاربرد روش­هایی مانند PERT و CPM، علاوه بر محاسبات زمانی، مسائلی، نظیر تخصیص و تسطیح منابعی مانند هزینه نیروی انسانی و تجهیزات و موازنه هزینه و زمان، قابل حل هستند.[12]

قوانین رسم شبکه های مسیر بحرانی(CPM):

  1. هر فعالیت باید فقط یکبار روی شبکه ظاهر شود.
  2. دو فعالیت نباید دارای یک اسم مشابه باشند.
  3. شبکه باید فقط دارای یک رویداد آغازین،یک رویدادپایانی باشد.
  4. هر تعداد فعالیت میتواند از یک رویداد آغاز شود،یا به یک رویداد ختم شود.ولی دو فعالیت نمیتونند دارای یک رویداد پایه و یک رویداد پایان باشند.
  5. یک شبکه نمودار دارای مقیاس زمان نیست(به استثنای مواردی که شبکه را عمدا با مقیاس زمان رسم میکنند)بنابراین طول کمانهای نشان دهنده فعالیتها در شبکه ها اهمیت یا مفهوم بخصوصی ندارد.
  6. راستای جغرافیای فعالیتها دارای مفهوم ویژه ای نیست.ولی مناسب است شبکه ها همواره به صورتی رسم شوند که رویدادپایه در سمت چپ رویداد پایان قرار گیرد.(جهت فعالیتها از چپ به راست باشد)یا حداقل روی صفحه کاغذ حالت عمودی داشته باشند.
  7. رویدادها به گونه ای شماره گذاری شوند که همواره شماره رویداد پایه هر فعالیت از شماره رویداد پایان آن کوچکتر باشد و از یک شماره برای نامیدن دو رویداد مختلف استفاده نشود.
  8. روابط پیش نیازی و وابستگی در شبکه همواره به صورتی است که فعالیتهایی که از یک رویداد خارج میشوند وقتی میتوانند شروع شوند که همگی فعالیت‌هایی که به آن رویداد میرسند انجام شده باشند.
  9. واحد زمان در شبکه ها باید همواره ثابت باشد.مثلا زمان همگی فعالیتها به واحد روز یا هفته یا ساعت نشان داده شود.
 



[1]. رضائیان، علی؛ اصول مدیریت، تهران، سمت، 1376، چاپ هشتم، ص86.
[2]. همان، ص113.
[3]. حاج‌شیرمحمدی، علی؛ مدیریت و کنترل پروژه، اصفهان، انتشارت جهاد دانشگاهی، 1378، چاپ اول، ص22.
[4]. حاج‌شیرمحمدی، علی؛ ص23-22.
[5]. نادری‌پور، محمود؛ برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، تهران، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، 1379،  چاپ چهارم، ص114- 105.
[6]. حاج شیر محمدی؛ ص106- 104.
[7]. رابینز، استیفن‌پی‌دی و ‌سنزو، دیوید ای؛ مبانی مدیریت، سیدمحمد اعرابی و محمدعلی حمیدرفیعی، تهران، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1379، چاپ اول، ص 115.
[8]. نادری‌پور، محمود؛ ص189.
[9]. انستیتیو مدیریت پروژه آمریکا، دانش مدیریت پروژه، حمید آلادپوش، مرکز فرهنگی-انتشاراتی حامی، 1380، چاپ دوم، ص103.
[10]. حاج شیر محمدی؛ ص41- 38.
[11]. انستیتیو مدیریت پروژه آمریکا؛ چاپ دوم، ص154-153.
[12]. حاج‌شیرمحمدی علی؛ ص25.
نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/۸/٢۱
comment نظرات () لینک

+ بازاریابی هوشمند در دوران رکود

اخبار اقتصادی و رویدادهای بازارهای سرمایه در سال گذشته (2009) پر از ارقام ناامید کننده در مورد اقتصاد آمریکا بود.
این اخبار به مواردی چون بالاترین حد نرخ تورم، ضبط و فروش اموال در رهن، افزایش بیکاری و قیمت بالای سوخت اشاره می‌کرد. در کشوری که هسته اصلی نیروی کار آن متشکل از کسب وکارهای کوچک در جغرافیایی بسیار وسیع است، هر یک از صنایع به شکلی متفاوت از بحران تاثیر می‌پذیرد. اما تلاش برای حفظ مشتریانی که در شرایط دشوار اقتصادی تمایل چندانی به خرج کردن نداشتند، در میان تمام کسب و کار‌ها مشترک بود. این عملکرد روشی معمول درمواقعی است که بازاردرحال رکود است. بسیاری از صاحبان کسب وکار، یک اقتصاد در حال رکود را به عنوان شرایطی در نظر می‌گیرند که باید با آن ساخت و تحت شرایط رکودی کار کرد. اما لزوما اینگونه نیست و می‌توان با شرایط رکودی مقابله کرد.
در واقع طرح یک مبارزه با اقتصاد در رکود ممکن است بهترین استراتژی باشد. پروفسور «روبرت کیوساکی» که در زمینه سرمایه‌گذاری در املاک نیز فعالیت می‌کند، می‌گوید: هنگامی‌ که در یک اقتصاد رکودی قرار داریم فرصت برای کسب درآمد بسیار زیاد است. به عنوان صاحب یک کسب وکار کوچک اگر می‌بینید بازار کساد است از این موقعیت برای به دست آوردن مشتریانی جدید یا کشف بخش‌های بکر بازارهای گذشته استفاده کنید. هنگامی‌ که «وال استریت» نشانه‌هایی از رکود را نشان می‌دهد نباید به راحتی از آن بگذرید بلکه باید موقعیت خود را برای سرمایه‌گذاری‌های بزرگ به هنگام بازگشت دوباره رونق به بازار حفظ کنید.
تبلیغ در رادیو و تلویزیون در زمان رکود کاری بیهوده است چرا که این رسانه‌ها در هنگام رکود مشتریان جدید چندانی برای کسب و کار شما ایجاد نمی‌کنند. تبلیغات در این رسانه‌ها در هنگام رکود همانند ماهیگیری شخصی ناشی است که تور خود را بارها و بارها و در همه جا پهن می‌کند و امیدوار است که در آخر بتواند ماهی شکار کند.
بهترین شیوه تبلیغات در زمان رکود استفاده از رسانه‌ای است که مردم به طور رایگان از آن استفاده می‌کنند، رسانه‌ای که استفاده از آن به شکل روزافزونی گسترش می‌یابد، یعنی اینترنت. تبلیغات در اینترنت، به ویژه در موتورهای جست‌وجوگر، تنها راه‌های تبلیغاتی نیستند، بلکه روشی هوشمند برای کسب جایگاه پیشرو در کیفیت برای کسب وکار شما هستند. با انتخاب یک کلمه کلیدی برای خود در موتورهای جست‌وجوی اینترنتی دیگر نیازی نیست نگران هدر رفتن هزینه‌های آگهی‌هایتان باشید؛ زیرا کسانی که روی آگهی شما کلیک می‌کنند دیگر مشتریان بالقوه هستند نه خوانندگان تصادفی یک روزنامه یا بینندگان تلویزیون که به طور اتفاقی آگهی شما را می‌بینند. نظرسنجی انجام شده در سال 2007 که توسط شرکت «لروین» کالیفرنیا در ارتباط با بازاریابی جست‌وجو برای شرکت‌ها انجام گرفت، نشان می‌دهد 73 درصد از کاربران اینترنت ترجیح می‌دهند، برای پیدا کردن محصولات وخدمات از موتورهای جست‌وجو گر استفاده کنند تا اینکه برای آنها آگهی‌های تبلیغاتی فرستاده شود. فرستادن آگهی‌های تبلیغاتی به ایمیل‌های افراد، نارضایتی زیادی برای گیرنده پیام در بر خواهد داشت وبه احتمال زیاد برای مدتی به قسمت ایمیل‌های ناخواسته فرستاده می‌شود و در نهایت پاک می‌شوند. از لحاظ هزینه و میزان جلب توجه بیننده، در شرایط رکودی هیچ رسانه دیگری نمی‌تواند جایگاه فعلی موتورهای جست‌وجوگر در بازاریابی را به دست آورد. هرچند این نوع بازاریابی به طور قطع آینده روشن‌تری نیز خواهد داشت. چرا که نظرسنجی‌های شرکت لروین نشان می‌دهند که 86 درصد از کسانی که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند از موتورهای جست‌وجو برای پیدا کردن کسب وکارهای محلی برای خریدشان استفاده می‌کنند. احتمالا 86 درصد از مردم آمریکا روزنامه‌ها و مجلات مشابه را نمی‌خوانند، اما از جست‌وجوگرهای یاهو وگوگل استفاده می‌کنند.
جست‌وجوهای محلی شیوه ای رو به رشد برای یافتن فروش‌های قابل اعتماد است. بنابراین بهره برداری از آنها به عنوان منبعی مفید برای رشد کسب وکار می‌تواند با صرف هزینه‌ای‌ اندک برای تبلیغات باعث افزایش درآمد شما شود. در زمان رکود اقتصادی موفقیت کسب و کار شما می‌تواند با سرمایه‌گذاری ‌اندکی در موتورهای جست‌وجوگر تسهیل شود. به علاوه در حالی که اکثریت افراد فکر می‌کنند فضای اینترنت محلی برای جوانان است، تحقیقات نشان می‌دهد 32 درصد از مردم بالای 65 سال آمریکایی از اینترنت استفاده می‌کنند. در حالی که اینترنت در گذشته تنها در اختیار افرادی خاص قرار داشت، ولی امروزه به دلیل سهولت در استفاده و در دسترس بودن، طبق آمار تعداد کاربران آن روزبه‌روز در حال افزایش است. افرادی که در اینترنت برای محصولات جست‌وجو می‌کنند، مشتریان بالقوه شما هستند. اگر از این فن آوری ارزان‌قیمت که دسترسی به تعداد نامحدودی از این مشتریان بالقوه را برای شما میسر می‌کند، استفاده نکنید (در حالی که دیگر رقبای شما به طور موثری از آن استفاده می‌کنند) کسب و کار شما به شدت متضرر خواهد شد.
بدون شک به عنوان مالک یک کسب و کار شما باید هنگامی ‌که درآمد به دلیل نوسانات اقتصادی رو به کاهش است تغییراتی در مخارج و هزینه‌های خود ایجاد کنید. اما این تغییرات نباید منجر به کاهش بودجه بازاریابی شما شود زیرا شما می‌توانید در دوران رکورد از روند آهسته اقتصاد به عنوان یک فرصت استفاده کنید و در پیدا کردن مشتریانی جدید از رقیبان خود (که به دنبال تطبیق خود با متغیرهای کلان اقتصاد هستند) پیشی بگیرید.بازاریابی جست‌وجو نه تنها شیوه‌ای رو به رشد برای بازاریابی در آینده است بلکه مقرون به صرفه‌ترین راه برای رساندن پیام مربوط به محصول یا خدمات شما به مشتری است. با استفاده از این روش می‌توانید در دوران رکودی که ارزش پول مدام در حال کاهش است از پول خود برای ایجاد ارزش استفاده کنید.
منبع: دنیای اقتصاد

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/۸/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آیا زنان مدیران بهتری نسبت به مردان هستند؟

این تصور که زنان بهتر از مردان مدیریت می‌کنند در حال گسترش است. یک رهبری همه جانبه در کار گروهی، ارتباطات سازنده و پرورش استعدادها خلاصه می‌شود. در مورد مردان‌اینگونه ادعا می‌شود که آنان بسیار فردگرا، رقابتی و پرخاشگر هستند و همچنین فاقد مهارت‌های بین فردی زنانه هستند.
نگاهی دقیق به‌این مقوله نشان می‌دهد که برخی از صفات مردانه در نقش‌های اجرایی ضروری هستند و‌اینکه ترکیبی از خصوصیات مردانه و زنانه به مراتب بهتر عمل می‌کند.
برخی از مردان ترکیبی از پرخاشگری مردانه و مهارت‌های بین فردی زنانه را دارا هستند. برعکس برخی زنان صفات مردانه قوی تری دارند، به عنوان مثال مارگارت تاچر، نخست وزیر انگلستان دارای روحیه رقابت‌طلبی و قاطعیت مردانه بیشتری نسبت به بسیاری از رقبای مرد خود بود. بنابراین بهتر است به جای عبارت مردان در برابر زنان از اصطلاح صفات مردانه در برابر صفات زنانه استفاده کنیم.
رهبری به عنوان نقش اجرایی
دو شیوه برای تعریف رهبری وجود دارد. حالت اول، مسئولیت گروهی را به عهده گرفتن و حالت دوم‌، به چالش کشیدن وضعیت کنونی برای رسیدن به موقعیتی بهتر مانند کاری که مارتین لوترکینگ انجام داد.
اشخاصی که دارای صفات زنانه هستند( مردان یا زنان) تمایل دارند به دیگران بپیوندند، متعلق به گروه باشند، پذیرفته شوند و هماهنگی گروه را تقویت کنند. با‌این مجموعه ارزش‌ها‌، بیش از حد رقابتی یا پرخاشگر بودن خطر ناهماهنگی یا رد شدن از گروه وجود دارد. افرادی با خصوصیات مردانه به دلیل حس رقابت‌پذیری خود را از دیگران جدا می‌کنند. در‌این مورد خطر عدم پذیرش از سوی گروه وجود ندارد، اما عدم کامیابی در رسیدن به اهداف خصوصا ضربه زدن به دیگران را به دنبال دارد. این تفکر که زنان بهتر از مردان مدیریت می‌کنند،‌ این مطلب را تداعی می‌کند که مدیران باید روابط خود را با کارمندان و سایر کارکنان تقویت کنند. همچنین توجه روز افزونی نسبت به پیروی و اطاعت در حال شکل گرفتن است که نیاز به کار گروهی بیشتر را یادآوری می‌کند.
برخی از صاحب‌نظران رهبری را بر پایه روابط و ارتباطات تعریف می‌کنند.‌این ادعا بدین دلیل است که لازمه رهبری ارتباط بین رهبران و پیروان است و مهارت‌های ارتباطی مهمترین عامل در‌ این زمینه می‌باشد. همچنین‌این امر با تاکید روزافزون نقش هوش هیجانی بر گسترش روابط سازگاری دارد.
باربارا مک ماهون، نویسنده آمریکایی در کتاب قدرت هدایت شده می‌گوید: «در مدل جدید رهبری دیگر‌ این اصول و عقاید نیستند که پیروی و اطاعت را‌ایجاد می‌کنند، بلکه گفت‌وگو و صحبت است که نقش اصلی را‌ایفا می‌کند. برقراری ارتباط و تعامل با دیگران با ارزش‌تر از تاثیر گذاشتن است. فرمان دادن، کنترل و نظارت به همکاری و تفویض اختیار تبدیل شده است.» به علاوه «شما باید مستقیما از گروه خود بخواهید نظرات و دیدگاه خود را بیان کنند. در‌این تغییر و تحول خود را چگونه می‌بینند؟ چه چیز ممکن است آنها را به عقب برگرداند؟ چه عاملی باعث حرکت رو به جلوی آنها می‌شود؟»
هیچ‌کس نمی‌تواند ارزش برقراری ارتباط در یک محیط تعاملی را انکار کند، اما صرفا متمرکز شدن روی مهارت‌های ارتباطی زنانه جو رقابت را از بین می‌برد. برای موفقیت در‌این عرصه، شرکت‌ها و کارکنان آن باید برای پیروز شدن حس رقابت را در خود تقویت کنند. این امر در مورد ورزش نیز صادق است و به همین دلیل است که بسیاری از مدیران مثال‌های ورزشی را برای دادن انگیزه به کارمندان خود استفاده می‌کنند. اگر شما قرار بود مربیگری یک تیم فوتبال را به عهده بگیرید، ‌ایجاد روحیه رقابت‌طلبی در بازیکنانتان تا چه حد مهم بود؟
از طرف دیگر، اگر شما هدایت اردوی یک گروه دانش‌آموزی را بر عهده داشتید، می‌بایستی حس همکاری را بین دانش‌آموزان تقویت می‌کردید طوری که هیچ رقابتی با گروه‌های دیگر صورت نگیرد. در یک محیط رقابتی، مدیران باید جسورانه و تهاجمی ‌رفتار کنند، با لحن رقابتی سخن بگویند و به صورت لفظی درگیر رقابت شوند. معیارهایی که نشان دهد یک کسب و کار در مقایسه با رقبایش چگونه پیش می‌رود، می‌تواند برای تلاش بیشتر انگیزه‌ ایجاد کند در ورزش نیز همین طور است. در حالی که رقابت‌پذیری مردانه از ویژگی‌های اساسی برای مدیران ارشد است، برخوردار بودن به حد کافی از مهارت‌های زنانه منجر به تقویت همکاری،‌ایجاد روابط سازنده و پرورش استعداد‌ها می‌شود و‌این امر موجب کارآمدتر شدن مدیران و رهبران می‌شود.
رهبری به عنوان به چالش کشیدن وضع موجود
مفهومی‌متفاوت از رهبری وجود دارد که روی به چالش کشیدن وضع موجود برای پیشبرد مسیری جدید مستقل از موقعیت متمرکز می‌شود. در‌این رابطه می‌توان به رهبرانی چون مارتین لوتر کینگ، مهاتما گاندی و نلسون ماندلا اشاره کرد.
ویژگی ضروری برای ارائه چنین رهبری، شجاعت و جسارت لازم برای به چالش کشیدن وضعیت موجود است.‌این گونه رهبری همچنین نیازمند صفات مردانه است. همان طور که گفته شد زنانی که با به چالش کشیدن وضع موجود و ترویج دادن شیوه‌ای بهتر به رهبری اشتیاق نشان می‌دهند می‌بایستی میزان مناسبی از ویژگی‌های مردانه، از جمله تمایل به تغییر دنیا با خطر طرد شدن از گروه را دارا باشند.
صرف‌نظر از‌ اینکه آیا بیشتر زنان سمت‌های رده بالا را به عهده دارند یا خیر سازمان‌ها در حال تبدیل شدن به محیطی زنانه هستند. امروزه تاکید بیشتر روی مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی، توانایی پرورش استعدادها، مهارت‌های گوش دادن، همکاری و مشارکت است.‌این مهارت‌ها برای رسیدن به موفقیت هم برای مدیران مرد و هم برای مدیران زن لازم است.
بنابراین مردان یا زنان؟
این استدلال که زنان می‌توانند رهبران بهتری نسبت به مردان باشند بیش از حد روی مهارت‌های روابط سازی زنانه تاکید می‌کند و طبیعت رقابت‌طلبی مردانه را در نظر نمی‌گیرد. حقیقت ‌این است که باید حد وسط را در نظر گرفت.
به هر حال،‌ این مساله نباید روی عبارت مردان در برابر زنان متمرکز شود، بلکه باید به فرهنگ سازمانی بپردازد. در تمام سطوح، ترکیبی از ویژگی‌های زنانه و مردانه مورد نیاز است. اما شکی نیست که ما در جهتی حرکت می‌کنیم که فرهنگ زنانه در حال پیشی گرفتن است.
منبع: http://www.management-issues.com

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/۸/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عید سعید غدیر خم مبارک باد

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۸/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ جان مینارد کینز

جان مینارد کینز ( john maynard keynes)، (زادهٔ ۱۸۸۳ - درگذشته در ۱۹۴۶) یکی از اقتصاددانان برجسته قرن بیستم محسوب می‌شود.

کینز در ۵ ژوئن ۱۸۸۳ در انگلستان متولد شد. خانواده وی از طبقه متوسط جامعه محسوب می‌شدند. جان مینارد کینز فرزند نوبل کینز اقتصاددان مشهور است و از این نظر با جان استوارت میل که او نیز فرزند جمیمز میل اقتصاددان مشهور قرن نوزدهم پدر و فرزند اقتصاددان بوده اند قابل مقایسه است. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به دانشگاه ایتون راه یافت و از آنجا در سال ۱۹۰۲ به کالج سلطنتی کمبریج رفت. وی پس از اتمام تحصیلات خود در کمبریج، در اداره هندوستان وزارت دفاع انگلستان به‌عنوان کارمند جزء مشغول به کار شد. کینز در سال ۱۹۰۹ به کمبریج بازگشت و به‌عنوان دانشیار ارشد کالج کارش را شروع کرد و در سال ۱۹۱۱ نیز سردبیری یک مجله اقتصادی را پذیرفت.

کینز، در زمان جنگ جهانی اول در خزانه‌داری انگلیس مشغول به‌کار بود و پس از جنگ، ریاست هیات نمایندگی خزانه‌داری انگلیس در انجمن صلح پاریس را بر عهده داشت. در سال ۱۹۱۹ نماینده وزیر دارایی در شورای عالی اقتصاد انگلستان شد؛ ولی خیلی زود از این سمت کناره‌گیری نمود. چون توصیه‌های او درمورد نحوه دریافت غرامت جنگی از دولت آلمان مورد پذیرش مقامات انگلیسی واقع نشد.

وی در سال ۱۹۲۵ با لیدیا لوپوکووا ازدواج کرد. لیدیا، یک بالرین روس بود و تحصیلات بسیار کمی داشت. اما به عقیده کینز از روحی آزاد بهره‌مند بود.

کینز در سال ۱۹۳۶ کتاب نظریه عمومی اشتغال بهره و پول را منتشر نمود که یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های اقتصادی قرن بیستم محسوب می‌شود. 

کینز که از سال ۱۹۳۷ به بیماری قلبی مبتلا شده بود، در ۲۱ آوریل ۱۹۴۶ در خانه روستایی خود در ساسکس، تیلتون در گذشت. او پس از مرگ سوزانده شد و خاکسترش در بلندی‌های منطقه به باد سپرده شد.

نظرات

پیش از کینز، تصور عمومی اقتصاددانان بر آن بود که نوسان‌های اقتصادی، عدم تعادل‌هایی هستند که در کوتاه‌مدت توسط مکانیزم بازار اصلاح می‌شوند و شرایط اشتغال کامل مجدداً احیا می‌شود. اما کینز معتقد بود که این چرخه‌های مخرب ممکن است در بلندمدت برگشت‌ناپذیر باشند و لذا دولت می‌بایست برای رسیدن به اشتغال کامل در اقتصاد دخالت نماید. 

کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک، منتقد رویکرد به اقتصاد آزاد و سپردن اقتصاد به نیروهای بازار بود. وی این نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل می‌رسد رد کرد و اعتقاد داشت که سطح اشتغال با میزان تولید و میزان تولید با میزان تقاضای موثر (یعنی میزان خرید کالاها و خدمات) ارتباط مستقیم دارد. بنابراین وی معتقد بود که برای کاهش بیکاری، دولت می‌بایست اشتغال ایجاد نماید؛ هرچند که این اشتغال غیرمولد باشد.

جان مینارد کینز، در سال ۱۹۴۴، در کنفرانس برتون وودز که صندوق بین‌المللی پول را به وجود آورد، از طرف انگلیسی‌ها و هری دکستر وایت از طرف آمریکایی‌ها سرسختانه معتقد بودند که آزادسازی حساب سرمایه زیان بار است و به هر قیمت باید از آن اجتناب شود. به نظر آنان این اقدام کشورها را از پیگیری سیاست‌های مستقل اقتصادی باز می‌دارد. مهم‌تر آنکه کینز عقیده داشت بازارها غیرعقلانی هستند. ذهنیت مردم منجر به خوش‌بینی حاد می‌شود و گسترش بیش از حد آن به بدبینی عمیق می‌انجامد که تداومی درازمدت دارد. دولت‌ها بایستی از شهروندان خود در مقابل افسارگسیختگی ارواح شرور مراقبت کنند. چنان که در طرح کینز آمده‌است «اعتقاد عموم بر این است که کنترل حرکت سرمایه، چه به داخل و چه به خارج، باید ویژگی دائمی اقتصاد پس از جنگ باشد.». این استدلال تعیین‌کننده در بند ششم از بندهای موافقت‌نامهٔ صندوق بین‌المللی پول که بر ابزارهای کنترلی سرمایه تاکید دارد ملحوظ شده (و اکنون صندوق بین‌المللی پول خواهان حذف آن است).

اقتصاد کینزی

اقتصاد کینزی نظریه‌ای در اقتصاد کلان است که بر پایه ایده‌های جان مینارد کینز بنا شده‌است. اقتصاددانان کینزی‌گرا استدلال می‌کنند که تصمیمات بخش خصوصی گاهی اوقات ممکن است منجر به نتایج غیرکارا در اقتصاد کلان شود و بنابراین از سیاست گذاری فعال دولت در بخش عمومی حمایت می‌کنند. این سیاست‌گذاری‌ها شامل سیاست‌های پولی که توسط بانک مرکزی اعمال می‌شود، و یا سیاست‌های مالی حکومت که به قصد پایدار کردن چرخه تجاری انجام می‌شود، باشد. کینزگرایی ملی، نوعی سیاست اقتصادی-سیاسی است که در تلاش است در درون نظام سرمایه‌داری با ارائه مجموعه‌ای خدمات رفاهی-اجتماعی و کنترل نسبی اقتصاد توسط دولت از بروز بحران‌های ادواری و غیرادواری نظام اقتصادی سرمایه‌داری جلوگیری کند.

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۸/۱٠
comment نظرات () لینک