تعابیر مدیریت معاصر


+ عید فطر مبارک

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان


نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/٥/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تـــا صـــورت پیــــونــد جهــــان بـــود علــــی بـــود

   تا صورت پیوند جهان بود، علی بود   
     تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود

  شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود

 

     سلطان  سخا و کرم و  جود،  علی بود

 

 هم آدم و هم شیث هم ایوب و هم ادریس 

 

   هم یوسف و هم یونس وهم هود، علی بود

 

هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس  

 

      هم صالح پیغمبر  و  داوود،  علی بود

 

در ظلمت ظلمات به سرچشمه حیوان   

 

       هم مرشد و هم راهبر خضر، علی بود

 

داود که میساخت زره با سر انگشت     

 

  استاد  زره ساز  به داود،  علی بود

 

مسجود ملایک که شد آدم  ز علی شد      

 

 در قبله محمد بد و مقصود،  علی بود

 

آن عارف سجاد که خاک درش از قدر   

 

   بر کنگره  عرش  بیفزود، علی بود

 

هم اول هم آخر و هم ظاهر و باطن     

 

   هم عابد و هم معبد و معبود،  علی بود

 

وجهی که بیان کرد خداوند در الحمد    

 

  آن وجه بیان کرد و بفرمود،  علی بود

 

عیسی به وجود آمد و فی الحال سخن گفت 

 

    آن نطق و فصاحت که در او بود، علی بود

 

آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی  

 

      آن یار که او نفس نبی بود، علی بود

 

موسی و عصا و ید  بیضا و  نبوت 

 

      در مصر به فرعون که بنمود، علی بود

 

چندانکه در آفاق نظر کردم و  دیدم    

 

      از روی یقین در همه موجود، علی بود

 

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود        

 

آن نور خدایی که بر او بود، علی بود

 

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج 

 

     با احمد مختار یکی بود،  علی بود

 

سر ّ دو جهان پرتوی انوار الهی      

 

   از عرش به فرش آمد و بنمود، علی بود

 

آنجا که جوی شرک نماید به حقیقت  

 

    آن عارف و آن عابد و معبود، علی بود

 

جبریل که آمد زبر خالق بی چون      

 

   در پیش محمد شد و مقصود، علی بود

 

آنجا که دویی شرک بود در ره توحید    

 

    میدان که یکی بود که مسجود، علی بود

 

محمود نبودند مر آنها که ندیند 

 

      کاندر ره دین احمد و محمود، علی بود

 

آن معنی قرآن که خدا در همه قرآن    

 

     کردش صفت عصمت و بستود، علی بود

 

این کفر نباشد، سخن کفر نه اینست  

 

      تا هست علی باشد و تا بود، علی بود

 

آن قلعه گشایی که در قلعهء خیبر   

 

    برکند به یک حمله و بگشود، علی بود

 

آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام    

 

      تا کار نشد راست نیاسود، علی بود

 

آن شیر دلاور که برای طمع نفس   

 

      بر خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

 

هارون ولایت ز پس موسی عمران    

 

     بالله که علی بود علی بود، علی بود

 

این یک دو سه بیتی که بگفتم به معما   

 

  حقا که مراد من و مقصود، علی بود

 

سرو دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان   

 

    شمس الحق تبریر که بنمود، علی بود

 

                                                                               


                                                                               

مــولانـــا

دیـــوان شمــس الــــدین تبـــریــــزی

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ کلاه فروش و میمون ها

روزی کلاه فروشی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. این کار را کرد و دید میمون ها هم کلاه ها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد. سال های بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدربزرگ این داستان را برای نوه اش را تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین امد و کلاه را از سرش برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : «فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.»

شرح حکایت

اگر زمانی که دیگران پیش می روند ما در فکر حفظ وضع موجود خودمان باشیم در واقع عقب رفته ایم. بخواهیم یا نخواهیم رقابت سکون ندارد.

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/٥/٢۳
comment نظرات () لینک

+ شهادت امام علی (ع) را تسلیت می گویم

  • مگر این وادی دارالجنون است        که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

  •  ز لیلایی شنیدم  یا علی گفت به  مجنون چون رسیدم یا علی گفت

  • نسیمی غنچه ای را باز می کرد         به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

    چمن با ریزش باران رحمت             دعایی کرد و او هم یا علی گفت

    یقین پروردگار آفرینش                  به موجودات عالم یا علی گفت

    دلا بایست هر دم یا علی گفت          نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

    به هر روز و به هر شب یا علی گفت          به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت

    خمیر خاک آدم را سرشتند            چو بر می خواست آدم یا علی گفت

    علی در کعبه بر دوش پیمبر               قدم بنهاد وآن دم یا علی گفت

    عصا در دست موسی اژدها گشت            کلیم آنجا مسلّم یا علی گفت

    ز بطن حوت ، یونس گشت آزاد         ز بس در ظلمت یم یا علی گفت

    به فرقش کی اثر می‌کرد شمشیر            شنیدم ابن ملجم یا علی گفت

    مگر خیبر ز جایش کنده میشد              یقین آن دم علی هم یا علی گفت

  • با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان
  • در مناجات شبانه شبهای قدر  التماس دعا دارم

 


نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/٥/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ جایگاه بورس های کالا در جهان

 

بررسی روند پیدایش و تکامل بورسهای کالا در جهان حاکی از آن است که ظهور و بسط  فعالیت های این گونه بازارها در عرصه اقتصاد کشورها از قرن 19 به بعد در پی پاسخ گویی به برخی از نیازمندی های اقتصادی و در بسیاری موارد رفع برخی تنگناها و موانع در بازار کالاها بوده است .

   به عبارت دیگر ، وجود برخی مشکلات در بازار کالا ( چه در بخش عرضه ، تقاضا و چه در بخش توزیع) و به تبع آن نوسانات قیمت کالاها و همچنین برخی از نارسایی ها و ناکارآمدی های بازارهای سنتی از یک طرف و مزایا و منافع ایجاد و راه اندازی بورسهای کالا و توانمندی آنها در رفع مشکلات فوق الذکر از طرف دیگر، مهمترین انگیزه و عواملی هستند که موجب پدیدار شدن بورس های کالا در صحنه اقتصاد کشورهای مختلف  گشته اند.

 نارسایی های بازار سنتی در شکل های نوسانات کاذب و عدم شفافیت در کشف قیمت و فقدان تضمین های لازم برای معامله گران از مهمترین دلایل راه اندازی بورس های کالایی در کشورهای جهان بوده است.

 در چنین شرایطی راه اندازی بورس های کالایی و به  تبع آن،   استفاده از  ابزارهای مشتقه به   ایجاد  یک  نظام  سازمان یافته داد و ستد و توزیع کالاها در کشور های مختلف منجر شده و راه ورود به بازارهای جهانی را برای کشورها تسهیل نموده  است . از این رو هم اکنون صد ها بورس کالایی مدرن در سراسر جهان دایر می باشد که از قدیمی ترین آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1-  بورس تجاری شیکاگو( CME )  با 170 سال سابقه

2-  بورس فلزات لندن ( LME )      با 130 سال سابقه

3-  بورس کالای نیویورک (NYMEX  )

4-  بورس کالای توکیو( TOCOM )

5-  بورس کالای شانگهای(SHFE)

6-  بورس کالای هند (MCX)

ضرورت تشکیل بورس کالا در ایران

بازار محصولات صنعتی  و کشاورزی در ایران همواره با محدودیت ها و دشواری های ساختاری زیادی روبرو  بوده و  بخش عمده ای از این مشکلات مربوط به عدم استفاده از ابزارهای نوین اقتصادی  و ساختار نامناسب و ناکارآمدی  بازار می باشد که با وجود تلاش های بسیار انجام شده توسط دولت محترم طی 2 دهه اخیر در جهت اصلاح این ساختار ، اما  شاهد عدم بازدهی مناسب و حصول نتایج مورد انتظار در این بخش بوده ایم به گونه ای که علی رغم صرف هزینه های بسیار توسط دولت برای تنظیم بازار و تعیین قیمت نهاده ها و محصولات، اما در بخش تولید و توزیع و در پی آن مصرف کنندگان همواره  با مشکلات فراوانی روبرو بوده اند که مهمترین این مشکلات را می توان به شرح ذیل  خلاصه نمود:

1- نوسانات کاذب قیمت محصولات ناشی از ارتباط  نامشخص و نامناسب میان عرضه و تقاضا

2- عدم امکان مدیریت ریسک و محافظت از نوسانات آتی قیمت

3- فقدان  یک نظام قیمت گذاری شفاف بر پایه تعادل میان عرضه و تقاضا و نیاز بازار

4- نبود  یک سیستم اجرایی و ناظر بر حسن انجام تعهدات طرفین معامله

5- فقدان یک سیستم جمع آوری، پردازش و تحلیل اطلاعات و آمار تولید، واردات ، صادرات و مصرف در جهت اطلاع رسانی به بازار و تصمیم گیری مطلوب

6- عدم هماهنگی میان بخش های تولیدی و بازرگانی در زمینه  واردات، صادرات  و بازار مصرف

تدابیر قانونی برای ایجاد بورس کالای ایران

نیاز به ایجاد بازاری متشکل و سازمان یافته برای تقابل آزاد عرضه و تقاضا و دستیابی به اثرات مثبت این مهم در اقتصاد تولید و مصرف، دولت و مجلس شورای اسلامی را بر آن داشت تا بستر قانونی لازم جهت تاسیس و راه اندازی بورسهای کالایی  را در ایران فراهم سازند. در این راستا با تصویب بند (ج) ماده (95) قانون برنامه  سوم و بند (الف) قانون برنامه چهارم ، شورای عالی بورس موظف به تشکیل و گسترش بورسهای  کالایی  در ایران گردید.

در پی این امر، بورس فلزات در شهریور ماه سال82 به عنوان اولین بورس کالای کشور فعالیت خود را آغاز کرد و پس از آن نیز بورس کالای کشاورزی در شهریور ماه سال 83 شروع به فعالیت نمود.

سپس بر اساس مصوبه شورای عالی بورس و قانون جدید بازار اوراق بهادار ، در آذر ماه سال 85  موجبات تشکیل شرکت بورس کالای ایران با ادغام بورس فلزات و کشاورزی فراهم شد  و پس از پذیره نویسی و برگزاری مجمع عمومی ، شرکت بورس کالای ایران از ابتدای مهر ماه سال 86 فعالیت خود را آغاز کرد.

بدین ترتیب ، هم اکنون بورس کالای ایران با تجربه ای بیش از 4 سال، به داد و ستد انواع محصولات صنعتی  و کشاورزی در قالب معاملات نقد، نسیه و سلف مشغول است و راه اندازی معاملات ابزارهای مشتقه  از جمله قراردادهای آتی را در برنامه های توسعه ای خود دارد.

اهداف بورس کالای ایران

از آن جایی که بورس های کالا به عنوان نهادهایی سازمان یافته جهت داد و ستد قانونمند و نیز توسعه بازار سرمایه و بخش های مختلف اقتصادی به شمار می روند، لذا نتایج عملکرد آنها می تواند تاثیرات بسیار مثبتی در مناسبات تولید، توزیع ، مصرف  و در نتیجه افزایش رفاه اقتصادی جوامع به دنبال داشته باشد؛ چرا که بورس کالا تجلی گاه خواسته های تولیدکنندگان و مصرف کنندگان است و در این بازار است که همه فعالان بازار، نیازهای خود را در یک فضای رقابتی، شفاف و قانونمند  مطرح می کنند .

از مهمترین اهداف و اثرات  بورس کالا می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- ایجاد بازاری قانونمند  و سازمان یافته جهت تسهیل داد و ستد کالاها

2- سامان دهی بازار کالاها از طریق مکانیزم اجرایی ناظر بر تعهدات و تضمین منافع طرفین معامله

3- کشف شفاف قیمت کالاها بر اساس تعامل و تقابل عرضه و تقاضا و نیاز بازار

4-  برقراری امکان اعمال مدیریت ریسک در بازار

5- امکان انجام معاملات نقد، نسیه، سلف ، آتی و اختیار  با استفاده از ابزار های نوین مالی

6- توسعه سرمایه گذاری و فراهم سازی تسهیلات مالی برای خرید و فروش

7- اطلاع رسانی درباره وضعیت بازار داخلی و خارجی کالاهای پذیرش شده به منظور افزایش سطح دانش فعالان بازار

ارکان شرکت بورس کالای ایران

ارکان شرکت بورس کالای ایران ( سهامی عام ) عبارتند از:

1)     مجامع عمومی

2)     هیات مدیره

3)      مدیر عامل

4)     بازرس/حسابرس

 

شرکت توسط هیات مدیره ای غیر موظف مرکب از هفت شخص که توسط مجمع عمومی عادی با توجه به اساسنامه، قانون تجارت و مقررات برای مدت دو سال انتخاب می شوند، اداره می شود.

انواع قراردادهای قابل معامله در بورس  کالا :

تمامی داد و ستد ها در بورس کالا در قالب قراردادهای استاندارد شده انجام می گیرد و به طور کلی 5 نوع قرارداد برای داد و ستد هر کالا وجود دارد:

1-    قرارداد نقدی spot

در این قرارداد ، خریدار می بایست کل مبلغ قرارداد را به علاوه کارمزد کارگزار به صورت نقد پرداخت کند و فروشنده نیز

می بایست حداکثر ظرف سه روز ،کالای مورد معامله را به خریدار تحویل دهد.

2-    قرارداد سلف forward

 در این قرارداد ، کل مبلغ در زمان انجام معامله توسط خریدار پرداخت می گردد و فروشنده متعهد می شود در تاریخ مشخص و زمان معین به خریدار تحویل دهد.

3-    قرارداد نسیه credit

قراردادی است که کالا به صورت فوری به خریدار  تحویل داده می شود و بهای آن  در  تاریخ  سررسید ، به  فروشنده  پرداخت می گردد.

4 -    قرارداد آتی

در این روش ، فروشنده مطابق قرارداد صلح ، مقدار معینی از دارایی مشخص را در مقابل مبلغی معین به دیگری صلح می کند . براساس این قرارداد ، فروشنده مقدار دارایی مورد مصالحه را در سررسید مشخص تحویل می دهد و خریدار نیز مبلغ مورد مصالحه را در سررسید می پردازد . طرفین در قالب شرط ضمن عقد به اتاق پایاپای وکالت می دهند که از وجه الضمان آنها متناسب با نوسانات قیمت در بورس به طرف دیگر اباحه تصرف کند . هر یک از طرفین می توانند قبل از سررسید با انعقاد قرارداد صلح دیگری ، شخص ثالثی را جایگزین خود در قرارداد صلح اولیه نمایند و پس از تسویه ، از قرارداد خارج شوند . کلیه قراردادها در زمان سر رسید مقرر تسویه خواهند شد .

5-    قرارداد اختیار معامله option

این قرارداد شامل قرارداد اختیار خرید و قرارداد اختیار فروش می شود:

5-1 ) قرارداد اختیار خرید: قراردادی است که به موجب آن عرضه کننده کالا ، حق خرید مقدار معینی از کالای مورد نظر و منطبق با استاندارد بورس را در زمان معین و با قیمت مشخص به طرف قرارداد مصالحه می نماید بدون آنکه طرف دیگر ملزم به خرید آن باشد.

5-2 ) قرارداد اختیار فروش: قراردادی است که به عنوان شرط ضمن عقد لازم که به موجب آن یک طرف قرارداد (خریدار) حق فروش مقدار معینی از کالای مورد نظر و منطبق با استاندارد بورس را در زمان معین و با قیمت مشخص با طرف دیگر مصالحه می نماید بدون آنکه طرف دیگر (فروشنده) ملزم به فروش آن باشد.

6-    قراردادهای صلح

با عنایت به جایگاه عقد صلح در قانون مدنی و به منظور تسهیل در انعقاد و اجرای قراردادها سعی شده است از ظرفیت های وسیع عقد مزبور استفاده شود.

7-   قرارداد های خاص موضوع ماده 10 قانون مدنی

ماده 10 قانون مدنی  به عنوان اصل آزادی قراردادها مورد قبول قانونگذار می باشد ، بنابراین شرکت  بورس  کالای ایران در نظر دارد قراردادهای مزبور را پس از انجام مراحل کارشناسی حقوقی، بر اساس ماده 10 قانون مدنی اجرایی نماید. 

8-   قراردادهای معاوضه swap

قرارداد معاوضه،عبارت است از معامله ای به صورت مبادله یک دارایی فیزیکی یا یک تعهد در برابر یک دارایی فیزیکی یا تعهدی دیگر به منظور تمدید یا کاهش زمان سررسید معامله و یا افزایش(کاهش) نرخ برگه های معاملاتی جهت حداکثر نمودن درآمد معاملاتی و یا کاهش هزینه های مالی آن. این قرارداد می تواند به صورت خرید ارز از یک بازار نقدی و فروش آن بلافاصله در یک بازار سلف انجام گیرد.

لازم به ذکر است در کلیه قراردادها موارد ذیل بایستی لحاظ گردد:

1)     مشخصات کالا و نوع قرارداد مورد معامله

2)     مقدار کالای مورد معامله

3)     واحد اندازه گیری کالای مورد معامله

4)     زمان معامله(روز و ساعت)

5)     استاندارد و ابعاد کالا

6)     تاریخ تحویل

7)     استاندارد تحویل و نوع بسته بندی

8)     انبار یا محل تحویل

9)     واحد پول

 نحوه انجام داد و ستد در بورس کالا

داد و ستد کالاها در بورس ، طی مراحل ذیل انجام می گیرد:

1-     انتخاب کارگزار( از آنجایی که تمام بورس های دنیا، کارگزار محورمی باشند لذا در هیچ بورسی امکان معامله مستقل برای معامله گران وجود ندارد و حتما می بایست هر گونه خرید یا فروش از طریق یک کارگزار، صورت گیرد و به همین دلیل اولین اقدام هر معامله گر در بورس انتخاب کارگزار است)

2-     تکمیل فرم ثبت سفارش نزد کارگزار همراه  با پیشنهاد قیمت

3-      واریز حداقل سپرده مورد نیاز معامله به حساب کارگزار نزد اتاق پایاپای

4-     انتقال سفارش مشتری به تالار معاملات توسط کارگزار

5-     شرکت در حراج توسط کارگزار و انجام معامله در تالار

6-     واریز باقیمانده وجه معامله پس از کسر سپرده اولیه به حساب کارگزار نزد اتاق پایاپای

7-     تسویه اسنادی معاملات در اتاق پایاپای و صدور اسناد معاملاتی

8-     تسویه مالی معاملات در اتاق پایاپای

9-     نقل و انتقال وجوه پس از کسر هزینه ها به حساب معامله گران از طریق حساب بانکی

 

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/٥/٦
comment نظرات () لینک

+ Michael Dell

 
 
شرکت رایانه ای مایکل دل اولین شرکتی بود که توانست در سال 1997 رکورد فروش یک میلیارد دلاری را ازطریق اینترنت به دست‌ آورد.
مایکل دل که در سال 1984 با 1000 دلار سرمایه شرکت دل را برای عرضه مستقیم رایانه تاسیس کرد، اکنون بزرگترین فروشنده مستقیم سیستم های رایانه ای دردنیاست.
مدرک دانشگاهی ندارم ولی کسب و کار، فرصتهای زیادی برای یادگیری روزمره موضوعهای جدید برای من فراهم کرده است.
بازخورد از مشتری روزانه دریافت می شود و در تغییر و توسعه محصول و فرایند به کار گرفته می شود.
راهبرد رضایت مشتری، کسب و کار ما را بیمه کرده است.
ما البته اشتباهات زیادی داشته ایم اما پس از اصلاح سعی کردیم آنها را دوباره تکرار نکنیم.
باید تعادل بین سرعت رشد و استقرار زیرساختها برقرار باشد، چرا که رشد سریع، شرکتهای بیشماری را از بین برده است.

اشاره
مایکل دل ( MICHAEL DELL ) در سال 1965 در تگزاس آمریکا به دنیا آمد. پدرش روانپزشک و مادرش کارمند شرکت بورس بود. آنها می خواستند مایکل دکتر شودبنابراین، در دانشگاه تگزاس ثبت نام کرد، گرچه علاقه اول او کامپیوتر بود. روحیه کارآفرینی از همان کودکی جزئی از وجود مایکل بود. در 12 سالگی یک حراج تمبر راه انداخت و از این راه توانست 1000 دلار کسب کند. در دبیرستان با فروش روزنامه 18000 دلار به دست آورد. در سال 1983 خرید رایانه های قدیمی و به روز کردنشان را برای فروش در محل گاراژ منزلشان شروع کرد و 180هزار دلار رایانه فروخت. پس از آن دیگر به دانشکده بازنگشت. در مرحله بعداو اجزاء رایانه را می خــــــرید و پس از مونتاژ آن را می فروخت. سال بعداو شرکت دل را بنیان گذاشت و با تحویل به موقع ( JUST IN TIME ) و حذف انبار و هزینه بالاسری و ارائه خدمات پس از فروش تحولی شگرف را در زمینه پاسخگویی به نیازهای مشتریان در صنعت رایانه پدید آورد. او ایده ای رارایج کرد که مشتری می تواند ازطریق تلفن، رایانه شخصی سفارش بدهد و بخرد. »سیستم توزیع مستقیم« و »عرضه انبوه کالا مطابق دلخواه مشتری« ( MASS CUSTOMIZATION ) ازویژگیهای شرکت دل است. شرکت او در سال تاسیس 6 میلیوندلار از محل فروش رایانه درآمد کسب کرد. این رقم در سال 1987 به 69 و درسال 1991 به 546 میلیون دلار و در سال 1992 به دو میلیارد دلار رسید. همین رشد سریع اولین ضربه مهلک را به شرکت وارد آورد. مدیر مالی استعفا کرد وضرر میلیونها دلاری شرکت را تهدید می کرد. مایکل خود را متعهد کرد که مشکلرا شناسایی کند. او به ســرعت دریافت که بدون تغییر در شــرکت نمی تواندکار را پیش ببرد. او این کار را کرد و افراد مجربی از موتورولا و اپل رابه کار گرفت. در سال 1997 دل اولین شرکتی بود که رکورد فروش یک میلیـارددلاری را از طریق اینترنت به دست آورد.

گزیده ای از اندیشه های او در تاسیس و مدیریت شرکت دل در قالب یک مصاحبه از لابلای نوشته های او ارائه شده است. شخصیت مایکل دل از برخی جنبه هامنحصر به فرد است. او جوانترین مدیرعامل 500 شرکت برتر دنیاست که درعینحال طولانی ترین زمان تصدی را به عنوان مدیرعامل و رئیس شرکت داشته است. جوانی که به دلیل روحیه خلاق و کارآفرین خود، رشته پزشکی دانشگاه را رهاکرد و در سال 1984 با 1000 دلار سرمایه شرکت دل را برای عرضه مستقیمرایانه مطابق دلخواه مشتری در اسرع زمان و کمترین هزینه، تاسیس کرد واکنون به عنوان بزرگترین فروشنده مستقیم سیستمهای رایانه ای در دنیا به عنوان یکی از پیشروان صنعت رایـــانه های شخصی با درآمد سالانه 35/4میلیارد دلار و بیش از 39000 کارمند - و به تعبیر خود شرکت »عضو تیم« - ( TEAM MEMBER )بــــه پیش می رود.

شما جوانترین موسس و مدیر عامل یک شرکت عظیم رایانه ای در عصر دیجیتال هستید. چه احساسی دارید؟
- مایکل دل: در موضوعهای صنعتی و فناوری، این غیرمعمول نیست که جوانی بتواند شرکتی را پیش ببرد. البته در کشوری مثل ژاپن مدیرعامل بودن یک جوان 25 ساله در یک شرکت اشتباه و بلکه مسخره است اما من معتقــدم وقتی شمابرای یک شرکت تصمیم می گیرید و کسب وکار را پیش می برید مهم نیست 22، 42یا 82 سـاله باشید. فقط باید کسب و کار را انجام داد.

اکنون اگر جوانی مثل خودتان بیاید و بگوید مرا در تیم رهبری شرکت قرار دهید چه می کنید؟
- البته من هرگز برای استخدام به شرکتی مراجعه نکرده بودم من خود شرکت تاسیس کردم. من دوست دارم چیزی خلق کنم و در تدوین برنامه راهبردی دخالت داشته باشم. اگر امروز من 19 سالــــــه بودم برای کار به شرکتی مراجعه نمی کردم، خودم کسب و کار دیگری را شروع می کردم.

پس به این دلیل دانشگاه را ترک کردید؟
- بله

آیا وقتی دانشگاه را رها کردید به کسب ثروت و موفقیت مطمئن بودید یا این یک خطرپذیری به حساب می آمد؟
- مطمئن بودم، چـــــون قبلاً حجم بالایی پول به دست آورده بودم. من فکرمی کنم ماندن در دانشکده بیشترین خطر برای من بود زیرا تا من در دانشکده بودم چه بسا این فرصت از دست می رفت.

پس این را می توانید به دیگران نیز توصیه کنید که دانشگاه را ترک و شرکت تاسیس کنند؟
- سوال سختی است. اگر مجبور باشم به شما بگویم نشنیده بگیرید البته این یک قانون و قاعده نیست، یک تصمیم کاملاً شخصی است و شما باید خودتان تصمیم بگیرید. اگر انجام دادید تبعاتش را هم می پذیرید و من نمی توانم بگویم اینکار را بکنید.

آیا هرگز افسوس گذشته را خورده اید که چرا مدرک دانشگاهی نگرفته اید؟
- خیر ابداً. من هنوز مدرکم را نگرفته ام اما خیلی چیزها یاد گرفته ام ورشد کرده ام. کسب و کار، فرصتهای زیادی برای یادگیری روزمره موضوعهای جدیدبرای من فراهم آورده است.

از چه موقع به فکر راه اندازی شرکت افتادید؟
- از وقتی که متوجه شدم می توان با فروش رایانه، ماهانه میلیونها دلار بهدست آورد. همچنین می دیدم فرصت خوبی فراهم شده زیرا فـروشندگان رایانه خدمات خوبی ارائه نمی دهند، یعنی سیستم های توزیع و فروش در صنعت رایانه ضعیف است. باید 25 درصد بالاسری برای خرده فروشی پرداخت، علاوه بر آنکه فروشندگان نیز رایانه را نمی فهمیدند. فکر کردم باید راه بهتری برای فروش رایانه وجود داشته باشد.

چه راه حلی؟
- آماده کردن محصول موردنظر مصرف کننده نهایی به طور مستقیم با ارائهخدمات پشتیبانی بهتر و گرفتن بازخورد مستمر از مشتریان و بکارگیری آن درارائه بهتر محصول و خدمت. ما دریافتیم که خدمات کارا و اثربخش در این بازار بسیار مهم است. بازاری که ما در سال 1992 تنها 2 میلیارد دلار از آنتصاحب کرده بودیم و این هنوز سهم کوچکی از بازار 70 میلیارد دلاری رایانههای شخصی بود. بازاری که هر 3 یا 4 سال یک بار، مشتری رایانه خود را عوض وبنابراین بازار، خود را تجدید می کند. این است که کار را براساس توجه به خواست مشتری و تولید انبوه آنچه او می خواست قرار دادیم.

توجه به مشتری و نیاز او چقدر اهمیت دارد؟

- ما نیازهای بازار را توجه می کردیم و آنها را به مشتریان تحویل میدادیم. شرکت ما مدافع و حامی مشتری است نه مدافع فناوری یا محصول خاص یابرنامه راهبردی یا چیز دیگر. ما فناوری را برای خود فناوری عرضه نکردیم. فناوری را عرضه کردیم که نیازهای مشتری را پاسخ گوید نه اینکه فقط مهیج باشد. ما روی »مهندسی ارزش« ( VALUE ENGINEERING ) تکیه داریم زیرا برای مشتری، هزینه و دوام محصول مهم است. ما مشتری را مهمترین موضوع در کسب وکار قرار داده ایم. هماهنگی و تامین رضایت مشتری در همه جای شرکت ما جاریاست، از مدیریت گرفته تا بخشهای مالی، خدمات، توسعه محصول و فروش. بازخورداز مشتری روزانه دریافت می شود ودر تغییر و توسعه محصول و فرایند به کارگرفته می شــود. راهبرد رضایت مشتری، کسب و کار درازمدت ما را بیمه کردهاست. شغل ما و هدف شرکت ما صرف کسب درآمد و پیش رفتن نیست، مراقبت ازمشتری و شادمان ساختن اوست. این فرهنگ سازمانی ماست. باور ما آن است که باید محصولات و خدمات مان را در بهترین راه ممکن، آنگونه که مشتری میخواهد، ارائه دهیم. تمام ارتباطات شرکت ما مشتری محور است.

نحوه ارتباط با مشتریان و اخذ نظرات آنان چگونه است؟
- مــا ارتباط مستقیمی با مشتریان برقرار ساخته ایم و هر روز با آنها درتماس هستیم. در کسب و کار ما اگر روزی 25000 تلفن بزنی و پاسخ مشتریان رابدهی، کسب و کار تو عوض می شود و بوی تازگی می دهد مثل کسی که 4 صبح بیدارمی شود و 300 تا وزنه بلند می کند خدمات ما 24 ساعته است. برای ما مهم نیست مشتری چند بار تلفن بزند یا چه سوالهایی بپرسد، ما خیلی ساده میگوییم وقتی شما محصول ما را می خرید ما مراقب و پشتیبان شما هستیم. ماعلاوه بر 25000 تماس تلفنی روزانه، گــروههایی را راه انداختیم برای مصاحبه های رودررو با مشتریان و مشاوره با آنان، تماس از طریق پست الکترونیکی و ملاقاتهای خاص با مشتریان کلیدی. حتی وقتی از طـریق فروشگاههایی مثل WAL-MART رایانه ای می فروشیم، با قبول کلیه خدمات پشتیبانی پس از فروش، تماس با مشتری را حفظ می کنیم. بازخورد از مشتری راتا دو سال ادامه می دهیم زیرا از همین طریق می توانیم پی ببریم که او برای جایگزینی رایانه اش در چه سطحی راضی است.

شما تستهای دفاع از مشتری راه انداخته اید. منظور از آن چیست؟
- هر جمعه ساعت 7/5 ما نشستی تحت عنوان دفاع از مشتــری داریم. حدود 175نفر جمع می شوند و طی 90 دقیقه مسائل کلیدی مربوط به مسئولیتهای ما درقبال مشتریان از جهت زمــان پاسخگویی، نحوه فرایند سفارش و جنبه های دیگرمرور می شود. در ضمن در این نشست، یک مشتری را که هفته پیش درمورد محصولما با مشکل مواجه بوده می آوریم و به او می گــوییم حرف خود را مطرح کند. شما می دانید برای آنها که در خط مقدم ارتباط با مشتری هستند حساس بودننسبت به نیازهای مشتری وجود دارد اما برای بخش تولید یا ساخت، فهم نیازهایمشتری مشکل تر است. ایــــن نشست همه را در این فرایند شریک می کند.

برنامه های راهبردی شرکت چگونه تنظیم و تدوین می شود؟
- ما هر 3 ماه 2 روز راجع به »عوامل کلیدی موفقیت« کسب و کار بحث و عناصرکلیدی راهبردی شرکت را در 5 و 10 سال آینده استخراج می کنیم. سپس تیم های فرابخشی ( EROSS-FUNCTIONAL TEAMS ) تشکیل مــی دهیم تا پروژه های بزرگ رادر درون شرکت پی بگیرند.
شمادر کار خود از «سیستم توزیع مستقیم» یا «مدل مستقیم» استفاده می کنید. دراین سیستم مدت زمان فاصله بین تلفن مشتری و عرضه رایانه به او حدود 36ساعت است. به علاوه، به دلیل حذف واسطه ها، هزینه بالاسری وجود ندارد. انبار نیز حذف شده است. راجع به این روش توضیح دهید.
- ما یک انبار خاص الکترونیکی داریم که در حقیقت مجازی است و محصول و خدمات ما را تامیـــن می کند. ما چند محصول مختلف می فروشیم که هرگز روی قفسه هایمان نیست اما روز بعد به مشتریها تحویل می دهیم. ما آسانترین ومفیدترین سیستم تدارکات و توزیع را داریم. گردش انبار ما دو برابر رقبای اصلی ماست. با این روش، شرکت ما به سرعت در اروپای غربی، مرکزی، مکزیک وژاپن رشد کرد. بخصوص ژاپنی ها رویکرد فروش مستقیم ما را پسندیدند وپذیرفتند زیرا سیستم توزیع در آنجا ناکارآمد بود. قیمت رایانه های ما درژاپن نصف قیمت رایانه های ژاپنی بود.


ویژگی شرکت شما که آن را از دیگر شرکتهای مشابه متمایز می کند چیست؟
- فکر نمی کنم من یا شرکت من مرغ تخم طلا باشیم یا گرد مشتری مداری رویکارکنانمان بپاشیم یا آمپول مسئولیت پذیری در قبال مشتری به کارکنانمان بزنیم مزیت رقابتی ما کارکنان متعهد به مراقبت از مشتری است. آنچه ماداریم یک فرهنگ واحد و روشی است که عملیاتمان را انجام می دهیم. ما متعهدبه تغییر سریع هستیم. در اتاق من تابلویی است که روی آن نوشته شده: ما همه چیز را تغییر می دهیم.

فکر می کنید از زمانی که 19 ساله بودید و مدیرعامل شرکت تاکنون چقدر نقش و مسئولیتشان عوض شده است؟
- من در دو سال اول کاملاً در جریان جزئیات بودم که البته برای شرکتی درآن قد و قواره غیرمعمول نبود. با رشد شرکت فکر من عمدتاً روی به کارگیریافراد مستعد، تنظیم اهداف راهبردی شرکت، فهم خواست مشتری و فضـــای کسب وکار متمرکز شد. من سعی می کنم اهداف را با توانایی هایمان موازنه کنم تاواقعاً به آنها دست یابیم. از بعضی جهات الان کار من به دلیل وجود کارکنان مستعد آسانتر شده است. من دیگر مجبور نیستم دخالتی کنم و این جالب است.

برای گزینش کارکنان شرکت چه معیارهایی دارید؟
- ما افراد و مدیرانی استخدام می کنیم که تجربه محتـــوایی داشته باشند. اطلاعات محور و واقع گرا باشند. بدانند کجا و کی خطرپذیر باشند. واجد رویکرد اخلاقی و کل نگر باشند. باور من آن است که وقتی یک کسب و کار به اشتباه می رود شما فقط به افرادی که آنجا کار می کنند نگاه کنید. بایدواقعاً روی جذب افراد خوب تمرکز کرد و از آنها یاد گرفت.


با افتخارترین روز در زندگی شغلی شما کی بوده است؟
- هر روز بهترین لحظه هاست. اما من وقتی برای دیدن دفاتر شرکت به استرالیا، سنگاپور، مالزی، تایلند و... می روم و می بینم که درآنجا،انسانهای خلاق با موفقیت این مدل را برای کسب وکار در سرزمین خود انتخاب کرده اند به خود می بالم.
آیا تاکنون اشتباهاتی هم داشته اید؟
- ما البته اشتباهات زیادی داشته ایم. اما آنها را خیلی سریع اصلاح کردیم و سعی کردیم همان اشتباهات را دوباره تکرار نکنیم.


چه درسهایی از آن اشتباهات گرفتید؟
- اینکه رشد سریع یک مسئله کشنده و خطرناک است. چون شما نمی فهمید که داریدمسئله دار می شوید، تا وقتی که سرتان به سنگ بخورد بنابراین، گاه رشد سریعنه تنها کمکی نمی کند بلکه سردرگمی را بیشتر می کند. ما در یک ســال 127درصد رشد داشتیم. من فکر می کنم باید تعادل و موازنه بین سرعت رشد واستقرار زیرساختها برقرار باشد. رشد سریع شرکتهای بیشماری را از بین برده است.
ترجمه و تدوین: مسعود بینش

برگرفته از سایت سازمان مدیریت صنعتی

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٥/٥
comment نظرات () لینک

+ رازهای نهفته مدیر برگزیده قرن جک ولش

 
اشاره:
جک ولش مدیر افسانه‌ای جنرال الکتریک، پویاترین شرکت آمریکایی که از نظر ارزش در بازار طی سال‌های 1992 تا 1997 همواره درصدر شرکت های بزرگ جهانی قرار داشته است. او نامزد مدیر قرن گردید. در جنرال الکتریک پایه‌گذار انقلابی بود که از بالا آغاز شد. درنتیجه تصمیمات متحورانه وی، جنرال الکتریک در سال 1998 به شرکتی با ارزش 250 میلیارد دلار تبدیل شد.

جک ولش مدیر افسانه‌ای جنرال الکتریک، پویاترین شرکت آمریکایی که از نظر ارزش در بازار طی سال‌های 1992 تا 1997 همواره درصدر شرکت های بزرگ جهانی قرار داشته است. او نامزد مدیر قرن گردید. در جنرال الکتریک پایه‌گذار  انقلابی بود که از بالا آغاز شد. درنتیجه تصمیمات متحورانه وی، جنرال الکتریک در سال 1998 به شرکتی با ارزش 250 میلیارد دلار تبدیل شد.

رهبر باشید نه مدیر
"اندیشه‌های بزرگ را بجویید، آن‌ها را بزرگنمایی کنید، و با شتاب نور در سراسر سازمان به گستردگی بپراکنید".

1- به پیشواز دگرگونی بروید، از آن نهراسید
بسیاری از مدیران از دگرگونی می‌هراسند. بسیاری از مدیران براین باورند که آرام نشستن بهترین راهبرد در کسب‌و کار است. شاید بدان دلیل که بی‌خطر ترین می‌باشد. جک ولش ترس از دگرگونی را بی‌معنی می‌داند. دگرگونی بخش بزرگی از طبیعت کسب‌و‌کار است. به محیط کسب‌و‌کارها بنگرید، پیوسته در حال تغییر می‌باشد: رقیبان تازه، فراورده‌های نو. هر سازمانی که اینگونه واقعیت‌ها را به فراموشی بسپارد، محکوم به نابودی است. جک ولش از دگرگونی ترس ندارد و جنرال الکتریک پیوسته در تحول می‌باشد، پیوسته بازآفرینی می‌شود. او در دهه 1980 ساختار شرکت را زیرو رو کرد و در دهه 1990 نهضت کیفیت‌گرایی را راه انداخت. دستور کار جنرال الکتریک همواره در حال بازنگری است. شاید هدف پیوسته یکسان، رشد بی‌پایان، باقی می‌ماند، ولی ابزار و روش‌ها همواره بهتر می‌شوند. ولش به مدیران توصیه می‌کند؛ هر روز را همانند یک تازه کار آغاز کنید. به هر تغییری که در بهسازی امور موثر است، تن در دهید. دستور کار خود را پیوسته بازنگری کنید. اگر لازم است، آن‌را از نو بنویسید. بدین‌گونه از دام عادت‌های دیرین رها خواهید بود. کارمندان نیز اگر مطلبی را در دست می‌انگارند، ساکت ننشینند. دگرگونی را عملی نمایند، رئیس را مجبور به پذیرش آن بنمایند.


2- از مدیریت دست بردارید، به رهبری بپردازید "مدیران نا‌توان، کشنده کسب‌و‌کار هستند؛ شغل‌ها را نابود می‌کنند".

جک ولش می‌خواهد عنوان مدیر را کنار بگذارد؛ زیرا بیشتر نقش فردی را به ذهن می‌آورد که مهار کننده است تا تسهیل کننده، کارها را پیچیده‌تر می‌کند تا سهل‌تر و بیشتر حالت فرماندهی دارد تا کسی که پیشبرد کارها را شتاب می‌بخشد. ولش می‌گوید که برخی از مدیران بجای آسان‌تر نمودن کارها آن‌را گیج‌کننده و سرسام‌آور می‌کنند: آنان مدیریت را برابر با پیچیده سازی می‌گیرند تا خود را هوشمند‌تر از دیگران نشان دهند. به کسی الهام نمی‌بخشند. ولش از ویژگی‌هایی که به مدیریت می‌دهند، بیزار است. آنان را در نا‌آگاهی گذاشتن و وقت انسان‌ها را در انجام کارهای کم‌اهمیت و تنظیم گزارش‌های غیر ضروری هدر دادن. نباید همواره سایه‌ به سایه کارکنان حضور داشت. اعتمادبه‌نفس را نمی‌توان اینگونه بوجود آورد. او به خرده‌کاری ها مانند شکل و شمایل یخچال یا فراورده‌های دیگر کاری ندارد. این کارها را به کارشناسان واگذار می‌کند.

ابر رهبر
جک ولش در نقش اداره کننده و پیش برنده شرکت بزرگ جنرال الکتریک با دوازده کسب‌و کار اصلی را نمی‌توان یک مدیر معمولی به حساب آورد. او بیشتر یک ابر ‌رهبر است.

وظیفه عمده ابر رهبر چیست؟ جک ولش می‌گوید " کار من قرار دادن بهترین آدم ها در فرصت‌های بزرگ و تخصیص دلارها به جاهای درست است. اندیشه‌ها را به آنان منتقل می‌کنم، منابع را تامین می‌نمایم و از سر راهشان کنار می‌روم.

از دید جک ولش قرار دادن مدیران شایسته بر سر کسب‌و‌کارها، رمز پیروزی است. رهبران پیروزمند کسب‌و‌کارها را به لرزه درآورده و پیش می‌برد. رهبران ناشایست کسب‌و‌کارها را می‌لرزانند و به نابودی می‌کشند. مدیران ناتوان نابود‌کننده سازمان هستند؛ آنان کشنده فرصت‌های شغلی هستند. سازمان را باید پیوست نوسازی نمود. اندیشه‌ها، فرصت‌ها و خون های تازه فراوانند، باید آن‌ها را به سازمان وارد کرد. همواره باید رو به بهبود داشت. کار من یافتن اندیشه‌های بکر و بزرگ و پخش آن ها در سراسر سازمان با شتاب حرکت نور است. پس‌از آن باید منابع لازم را بسیج نمود. پیگیر اندیشه‌های نو باشید. این وظیفه همه مدیران ماست.

 

3- واقعیت را بپذیرید و قاطعانه عمل کنید
واقعیت را بپذیرید. چشم‌در‌چشم آن بدوزید و از واقعیت فرار نکنید. از این سر راست‌تر چیست؟ جک ولش روبه‌رو شدن با واقعیت را از مهمترین قانون‌های کسب‌وکار خود می‌داند، معمولا پیروز هستند. ولش می گوید بیشتر اشتباه‌ها در کسب‌و‌کار این ‌است که نمی‌خواهیم واقعیت را بپذیریم و بر پایه آن عمل کنیم.

این واقعیت را بپذیرد که جهان هرچه بیشتر رو به رقابتی شدن دارد.

این واقعیت را بپذیرید که هیچ شغلی تضمین تمام عمر به همراه ندارد.

سه رمز پیروزی: شتاب، سادگی، اعتماد به ‌نفس
جک مطمئن بود اگر بتواند شتاب، سادگی و اعتمادبه نفس را در کارکنان زنده کند، پیامد آن در سراسر سازمان بزودی آشکار خواهد شد. جنرال الکتریک بیش‌از پیش بهره‌ور و سودآور می‌گردد.

شتاب
ولش می‌دانست که رسیدن به شتاب، شتاب واقعی، بدان نیاز دارد که تصمیم‌ها در همه سطح‌ها دقیقه‌ای و رو‌دررو گرفته‌شوند، نه اینکه روزها و هفته‌ها در انتظار تایید یادداشت ها بمانند. بنابراین، بایستی جنگل کاغذ بازی را برچید و به کارکنان در سراسر سازمان امکان تصمیم گیری داد.

سادگی " به سادگی گفتگو‌های خودمانی"
جک دوست دارد که روند کسب‌و کارها را ساده بگیرد. او می‌گوید " کار را دشوارتر از آنچه هست، نگیرید". به همه کارکنان توصیه می‌کند که به‌رغم تفاوت کسب‌و کارها، اصول ساده و همانند را درنظر داشته باشید و فعالیت‌ها را پیچیده نکنید.

رهبران بایستی هرگونه مانع و سدی را بردارند تا دیدگاه آن‌ها نخست روشن و سپس برابر با واقعیت دیده شود. باید آنچنان محیطی بسازیم که کارکنان نه‌تنها احساس آزادی نمایند، بلکه رهبران خود را وادار به عرضه دیدگاه‌های روشن و هدفدار سازند. رهبران باید به نقطه‌ای از اعتماد به‌نفس برسند که بتوانند سادگی را در همه اقدام‌های خود به راحتی جا دهند؛ پیام‌های ساده با شتاب بیشتری حرکت می‌کنند، طرح های ساده زودتر به بازار می‌روند، و برداشتن مانع ها تصمیم‌گیری‌ را پرشتاب‌تر می کند.

اعتمادبه نفس: پادزهر نا ایمنی
ولش برای گسترش اعتمادبه نفس در سراسر سازمان از جان خود مایه گذاشت و ارزش این پدیده را در میان رهبران کسب‌و‌کار بالا برد: افراد با اعتمادبه نفس نیازی به پوشاندن خود در لایه‌ای از پیچیدگی ندارند. آن‌ها ساده سخن می‌گویند و هدف‌های بزرگ و روشن دارند.

اعتمادبه نفس را همچون کالا نمی‌توان ساخت و پخش نمود. سازمان‌ها باید محیطی بیافرینند که به کارکنان فرصت اندیشیدن، خطر کردن، برنده شدن، و درنهایت اعتمادبه نفس را ارزانی دارد. اگر ما به کارکنان امکان آن را دهیم که اهمیت خود در کارها را ببینند، اگر من و شما و دیگر رهبران کسب‌و‌کارها  در سراسر کشور به مردان و زنان فرصت دهند تا پیوند بیواسطه خود با پیشرفت کارها و برد و باخت در دنیای واقعی را دریابند، بهره‌وری بیش از آن حدی که انتظار داریم افزایش خواهد یافت. در آن صورت از بسیاری از رقیبان هم پیش می افتیم، ازآنانی که فرهنگ آزاد گذاشتن انسان‌ها را ندارند.

ولش می‌گوید: اگر اعتمادبه نفس نداشته باشید، نمی‌توانید به سادگی روی آورید، سخت می‌ترسید که ساده به حساب آیید، و از این رو به پیچیدگی در سازمان و ایجاد مانع‌های گوناگون چنگ می‌اندازید. نزدیک‌ترین راه برای رفتن به پیشواز شکست کنار گذاشتن اعتمادبه نفس است.

کتاب راه جنرال الکتریک - نویسنده : رابرت اسلاتر - مترجم: دکتر عبدالرضا رضایی‌نژاد- انتشارات فرا

منبع: مدیرسبز

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/٥/۱
comment نظرات () لینک