تعابیر مدیریت معاصر


+ سیستم مدیریت فروش

سیستم‌های مدیریت فروش، سیستم‌های اطلاعاتی هستند. این سیستم‌ها در بازاریابی و مدیریت به کار می‌روند و برخی از عملکردهای مدیریت فروش و فروش را اتوماتیک می‌کنند. این سیستم‌ها با سیستم اطلاعاتی بازاریابی تلفیق می‌شوند و اغلب به آنها سیستم‌های مدیریت ارتباط با مشتری اطلاق می‌شود.

 مزایای سیستم برای نیروی فروش

سیستم‌های اتوماسیون نیروی فروش می‌توانند بهره وری نیروی فروش را بهبود بخشند. برای مثال:

- نیروی فروش به جای نوشتن گزارشات و فعالیت‌های فروش برروی برگه، می‌توانند از فرمهای الکترونیکی استفاده کنند. بدین ترتیب در زمان صرفه جویی می‌شود.
- نیروی فروش به جای ارائه گزارشات به صورت چاپی به مدیریت، می‌توانند با کمک اینترانت شرکت، اطلاعات را ارسال نمایند.
- اگر ابزارهای اضافی بتوانند میزان رکورد کمتری را نگهدارند، روحیه کارکنان بهبود می‌یابد.
- این سیستم‌ها می‌توانند به عنوان وسیله آموزشی اثربخش و کارآمد به کارر وند.

مزایای سیستم برای مدیرفروش

  - مدیرفروش به جای جمع آوری برگه‌های کاری از مسئولین فروش و جدول بندی نتایج، می‌تواند نتایج را به طور اتوماتیک در جداول، چارتها یا گراف‌های قابل فهم ارائه دهد. و بدین ترتیب در زمان صرفه جویی می‌شود.
 - گزارشات کاری، درخواست اطلاعات، سفارشات ثبت شده و سایر اطلاعات فروش سریع‌تر به مدیریت فروش ارسال می‌شوند و به وی امکان می‌دهند تا سریع‌تر پاسخ‌گو باشد. و بدین ترتیب مدیر فروش کنترل بهتری بر فرایند فروش خواهد داشت.
 - مدیر فروش می‌تواند سیستم را به گونه‌ای پیکربندی کند تا اطلاعات با کمک تکنیک‌های آماری پیچیده به طورخودکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و نتایج را به گونه‌ای کاربر پسند ارائه دهد.

این اطلاعات در موارد زیر کاربرد خواهند داشت:
- فراهم آوردن داده‌های تحقیقات بازار، جمعیت شناسی، رفتاری، پذیرش محصول، مشکلات محصول و تشخیص تمایلات مشتری
- فراهم آوردن داده‌ها تحقیقات بازار در زمینه: پویایی صنعت، رقبای جدید، محصولات جدید رقبا، فعالیت‌های تبلیغاتی جدید رقبا
- هماهنگی با سایر بخش‌های شرکت به ویژه بازاریابی، تولید و امور مالی
- شناسایی مشتریان سودآور و مشکلات مشتریان
- ردیابی بهره وری نیروی فروش

 مزایای سیستم برای مدیربازاریابی

- شناسایی ساختار اقتصادی صنعت
- شناسایی بازارهدف
- شناسایی بهترین مشتریان
- شناسایی رقباومحصولاتشان
- توسعه محصولات جدید
- بنیان نهادن مکانیسم‌های اسکن محیط برای شناسایی فرصت‌ها و تهدیدها
- شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت
- توسعه استراتژی‌های بازاریابی برای هر یک از محصولات با کمک آمیخته بازاریابی (قیمت، محصول، مکان توزیع، و تبلیغ)
- ایجادمزیت رقابتی پایدار

 

  مزایای استراتژیک سیستم

-همانگونه که در فوق اشاره شد، بهره وری افزایش می‌یابد. نیروی فروش از زمانشان کارآمدتر و اثربخش‌تر استفاده خواهند نمود. و بدین ترتیب افزایش بهره وری از سه طریق مزیت رقابتی را ایجاد می‌کند: کاهش هزینه‌ها، افزایش فروش، افزایش سهم بازار.
- مسوولین فروش اطلاعات خود را با تناوب بیشتری ارسال می‌کنند. و بدین ترتیب زمان پاسخگویی مدیریت فروش کاهش می‌یابد.
- اگر از این سیستم‌ها به خوبی استفاده شود، رضایت مشتری افزایش می‌یابد.

 معایب سیستم

- کارکردن با این سیستم‌ها دشوار است.
- نیازمند نگهداری مداوم، به روزرسانی اطلاعات و ارتقاء سیستم هستند.
- پرهزینه
- مجمتع سازی این سیستم‌ها با سیستم‌های اطلاعات مدیریت دشوار است.


نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٢۸
تگ ها: بازاریابی
comment نظرات () لینک

+ اقسام شرکت های تجاری در ایران

بر طبق ماده 20 قانون تجارت ایران شرکت های تجارتی بر هفت قسم است:
 
1- شرکت سهامی:
شرکتی است که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی سهام آن است
2- شرکت با مسئولیت محدود:
شرکتی است که بین دو یا چند نفر برای امور تجارتی تشکیل شده و هریک از شرکا بدون اینکه سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده باشد فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت مسئول قروض و تعهدات شرکت است.
3- شرکت تضامنی:
شرکتی است که در تحت اسم مخصوص برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می شود. اگر دارایی شرکت برای تادیه تمام قروض کافی نباشد هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است.
4- شرکت مختلط سهامی:
شرکتی است که در تحت اسم مخصوصی بین یک عده شرکای سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل می شود. شرکا سهامی کسانی هستند که سرمایه آنها به صورت سهام یا قطعات سهام متساوی قیمت در آمده و مسئولیت آنها تا میزان همان سرمایه است که در شرکت دارند . شریک ضامن کسی است که سرمایه او بصورت سهامی در نیامده و مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود,ضامن مسئولیت آنها در مقابل طلبکاران و روابط آنها با یکدیگر تابع مقررات شرکت تضامنی خواهد بود.
5- شرکت مختلط غیر سهامی
شرکتی است که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوصی بین یک یا چند نفر شریک با مسئولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود. شریک ضامن مسئول کلیه قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود.
6- شرکت نسبی:
شرکتی است که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوصی بین دو یا چند نفر تشکیل و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه ای است که در شرمت گذاشته اند.
7- شرکت تعاونی:
شرکتی است از اشخاص حقیقی یا حقوقی که به منظور رفع نیازمندیهای مشترک و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی شرکا از طریق خودیاری و کمک متقابل و همکاری آنان و تشویق پس انداز موافق اصولی که در این قانون مصرح است تشکیل می شود ودارای اقسام گوناگونی است :
شرکت تعاونی تولید, شرکت تعاونی مصرف , شرکت تعاونی روستایی, شرکت تعاونی صیادان ,شرکت تعاونی مسکن.
 
ماده 4 قانون تجارت شرکت های سهامی بر دو نوع است:

نوع اول - شرکتهای سهامی عام:شرکتهایی هستند که موسسین آنها قسمتی از سرمایه شرکت را از طریق فروش سهام به مردم تا مین می کنند.

نوع دوم - شرکتهای سهامی خاص : شرکتهایی هستند که تمام سرمایه آنها در موقع تاسیس منحصرا توسط موسسین تا مین می گردد.
 
تفاوتهای عمده شرکتهای سهامی عام با شرکتهای سهامی خاص:

1- قسمتی از سهام شرکت سهامی عام در مرحله تاسیس به مردم عرضه می شود در حالیکه سهام شرکتهای سهامی خاص به طور کلی باید توسط موسسین تامین گردد (ماده 4)
2-
تعداد شرکا در شرکت سهامی عام حداقل 5 نفر و در شرکتهای سهامی خاص 3 نفر خواهد بود (مواد 3 و 107)
3-
سرمایه شرکت سهامی عام در هنگام تاسیس حد اقل 5 میلیون ریال و در مورد شرکت سهامی خاص حد اقل یک میلیون ریال می باشد (ماده 5 )
4-
مبلغ اسمی سهام در شرکتهای سهامی عام نباید از ده هزار ریال بیشتر باشددر حالیکه در شرکت سهامی خاص این حد وجود ندارد (ماده 19)
5-
شرکت سهامی عام می تواند تحت شرایط مندرج در قانون تجارت به انتشار اوراق قرضه اقدام نماید در حالیکه در مورد شرکت سهامی خاص چنین مجوزی پیش بینی نشده است( ماده 51)
6-
در مورد افزایش سرمایه در شرکتهای سهامی عام پرداخت مبلغ اسمی سهم باید به نقد باشد در حالیکه در شرکتهای سهامی خاص به غیر از نقد نیز مجاز است (تبصره 1 ماده 158)
نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/٢٦
تگ ها: حقوق تجارت
comment نظرات () لینک

+ پدیداری اولین نشانه‏ های بهبود گردشگری در آسیا رونق دوباره‏ در سرزمین‏های شرقی

 

اروپا در رونق 7 درصدی گردشگری در نیمه اول سال‏2010 سهم کمی داشت.آتشفشان ایسلند در بهار آسمان‏ اروپا را تیره و گردشگری آن را بی‏ رونق کرد.اما آسمان آبی‏ و روشن آسیا فصل‏های نو رونق را تجربه کرد.

رونق گردشگری آسیا و خاورمیانه از نیمه دوم سال‏ 2009 آغاز شد.این مناطق در سال 2010رشد دو رقمی در زمینه گردشگری بین المللی را به دست آوردند.گردشگری‏ آسیا و منطقه پاسفیک در نیمه اول سال 2010 به میزان‏ 41 درصد رشد کسب کرد.در همین زمان میزان رشد گردشگری خاورمیانه معادل 20 درصد بوده است.

صنعت گردشگری آسیا در چند ساله اخیر آسیب‏ هایی‏ دیده است.بحران مالی و اقتصادی 97-1989بخش‏ وسیعی از آسیا و به ویژه‏ آسیای جنوب شرقی را تحت تاثیر قرار داد. بیماری سارس در سال‏ 2003 کشورهای آسیایی‏ را از لیست مقاصد بسیاری از گردشگران حذف کرد و از همه بدتر در سال‏2004 سونامی گردشگری را در بخش وسیعی از آسیای‏ جنوب شرقی از رونق انداخت و زیرساخت‏های این صنعت‏ را در این مناطق نابود کرد.

سیاسی در تایلند و اوضاع سیاسی ویژه در میانمار(برمه) نیز نتوانسته از رشد گردشگری در این کشورها جلوگیری‏ کند سریلانکا،ژاپن،ویتنام،میانمار،هنگ‏کنگ،سنگاپور، فیجی،مالدیو و تایلن فصل رونق دوباره گردشگری را به‏ ترتیب با نرخ‏های رشد 94 درصد،63 درصد،53 درصد، 32 درصد،32 درصد،32 درصد،32 درصد،22 درصد،12 درصد و 41 درصد تجربه کردند.

قاره آسیا قدرت و ظرفیت خود را برای بهبود گردشگری به خوبی نشان داده است.قاره آسیا دومین‏ منطقه مورد بازدید گردشگران جهانی است.هر سال 181 میلیون گردشگر بین المللی از قاره آسیا دیدن می‏کنند.این‏ معادل 12 درصد از کل گردشگران بین المللی جهانی است. در سال 2009 سفر گردشگران بین المللی 402 میلیارد دلار برای کشورهای آسیایی مقصد گردشگری درآمد داشته‏ است.این رقم معادل 42 درصد کل درآمد جهانی ناشی از گردشگری بین المللی بوده است.

در مجموع آینده روشنی برای گردشگری بین المللی‏ آسیا از جمله خاورمیانه پیش ‏بینی می‏شود.دگرگونی‏های‏ سال‏های اخیر بر سهم قاره‏ها در صنعت گردشگری‏ بین المللی تاثیرگذار بوده است.همواره اروپا و آمریکای‏ شمالی بالاترین سهم را در جذب گردشگران خارجی‏ داشته ‏اند.اما برخی رویدادها به ویژه بحران اقتصادی اخیر در بر هم زدن نسبت‏های سنتی در گردشگری جهانی نقش‏ داشته است.بحران اخیر اقتصادی جهان بیشتر دامنگیر قاره‏ اروپا شد و قاره آمریکا و آسیا از این بحران آسیب کمتری‏ دیدند.در دوران گذار و خروج از بحران اقتصادی علایم‏ رونق زودتر در کشورهای آسیایی آشکار شد.به همین‏ نسبت رونق دوباره گردشگری در کشورهای آسیایی شتاب‏ بیشتری داشت.کشورهای آسیایی توانستند از 3 تا 4 درصد رشدی که برای گردشگری سال 2010 پیش‏ بینی شده بود، سهم خوبی را به دست آورند.

براساس افق برنامه بلند مدت سازمان جهانی گردشگری‏ در سال 2020 تعداد گردشگران خارجی ورودی به‏ کشورهای جهان به حدود یک میلیارد و 600 میلیون نفر خواهد رسید.براساس این پیش ‏بینی سه منطقه اروپا به‏ میزان 717 میلیون نفر،شرق آسیا و پاسفیک به میزان 397 میلیون نفر و آمریکا به میزان 282 میلیون نفر بیشترین جذب‏ گردشگر خارجی را خواهند داشت.

شرق آسیا و پاسفیک،آسیا،خاورمیانه و آفریقا رشدی‏ بیش از 5 درصد خواهند داشت.این در حالی است که‏ برآورد می‏شود در سال 2020 متوسط رشد جهانی صنعت‏ گردشگری 1/4 درصد باشد بنابراین سهم نسبی آسیایی‏ ها در صنعت گردشگری در سال‏های پیش رو افزایش خواهد یافت.

منبع :مجله توسعه مدیریت

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٥
comment نظرات () لینک

+ مهندسی ارزش

 

مهندسی ارزش(Value Engineering)، تلاشی است سازمان یافته که با هدف بررسی و تحلیل تمام فعالیتهای یک طرح، (از زمان شکل‌گیری تفکر اولیه تا مرحله طراحی و اجرا و سپس راه اندازی و بهره برداری) انجام می شود و به عنوان یکی از کارآمدترین و مهم ترین روشهای اقتصادی در عرصه فعالیتهای مهندسی، شناخته شده است.

 مهندسی ارزش در چهارچوب مدیریت پروژه، ضمن اینکه به تمام اجزای طرح توجه می کند، هیچ بخشی از کار را قطعی و مسلم نمی داند. هدف مهندسی ارزش، زمان کمتر برای رسیدن به مرحله بهره برداری بدون افزودن بر هزینه ها یا کاستن از کیفیت کار است.

افزایش پیوسته هزینه های اجرایی و توسعه روز افزون فن آوری، حذف آن بخش از هزینه ها را که نقشی در ارتقای کیفیت ندارند و از لحاظ اجرایی نیز غیر ضروری می باشند، الزامی ساخته است. به کارگیری مهندسی ارزش در پروژه های اجرایی با توجه به پیچیدگی کارها به ویژه در طرحهای بزرگ اجرایی، می تواند به ابزار بی چون و چرای مدیریت در کنترل هزینه ها تبدیل شود. هدف این روش، از میان برداشتن یا اصلاح هر چیزی است که موجب تحمیل هزینه های غیر ضروری می شود، بدون آنکه آسیبی به کارکردهای اصلی و اساسی طرح وارد آید. مهندسی ارزش، مجموعه ای متشکل از چندین روش فنی است که با بازنگری و تحلیل اجزای کار، قادر خواهد بود، اجرای کامل طرح را با کمترین هزینه و زمان تحقق بخشد. هزینه طرح در این مقوله نه فقط هزینه های طراحی و اجرا بلکه هزینه های مالکیت شامل بهره برداری، تعمیر و نگهداری و هزینه های مصرف در سراسر دوره عمر مفید طرح را نیز شامل می شود. روشهای مهندسی ارزش می تواند موجب اصلاح و ارتقای کیفیت فرایندهای تولید صنعتی و انجام طراحی های جدید در هر مرحله از یک پروژه اجرایی گردد. برخلاف آنچه که در صنایع تولیدی مرسوم است و می توان یک روش اصلاحی را همواره در مراحل بعدی تولید یک محصول خاص نیز اجرا کرد، در پروژه های ساختمانی که هر سازه دارای شرایط    ویژه ای است، حدود به کارگیری یک روش اصلاحی مهندسی ارزش، محدود به همان پروژه است گذشته از این، امکانات صرفه جویی در هزینه های یک پروژه اجرایی نیز در مراحل مختلف آن تفاوتهای بسیار پیدا می کند. با آنکه روش مهندسی ارزش را می توان در تمام مراحل یک پروژه اجرایی به کارگرفت، بیشترین مزایای آن زمانی حاصل می شود که در نخستین مراحل برنامه ریزی و طراحی به کار گرفته شود. نوآوری و جنبه های کاربردی مهندسی ارزش، این روش را از روشهای سنتی و متعارف کاهش هزینه ها، متمایز می گرداند. روشهای سنتی کاهش هزینه ها، عموماً از تجربیات گذشته، نگرشها و عاداتی که جنبه تکرار به خود گرفته است، تبعیت می کند و اثری از خلاقیت در آنها دیده نمی شود. مهندسی ارزش برعکس، اطلاعات، شناسایی عرصه های مشکل دار، پیشنهاد و تدوین روشها و طرحهای ابتکاری، پرورش اندیشه های نو و تلفیق همه جانبه دیدگاههایی را که قرار است توصیه شود، مطرح می سازد.

   از سال 1961 که لارنس مایلزدر کتاب ًروش های فنی تحلیل و مهندسی ارزش ً ،تحلیل ارزش را همچون دیدگاهی خلاق و سازمان یافته در جهت شناسایی و حذف هزینه های غیر ضروری ، تعریف کرد تا سال 1995 که ساکسنا و کریشنان کتاب ً مهندسی ارز ش در مدیریت پروژه ً را منتشر نمودند ، مهندسی ارزش به صورت یک روش فنی پذیرفته شده در فعالیتهای طراحی و اجرایی در بیشتر کشورها تثبیت گردید و رسمیت یافت ، به طوری که بسیاری از دست اندر‌کاران عرصه های اجرایی به ویژه طراحان ، پیمانکاران و کارفرمایان با مفاهیم و روش های فنی مهندسی ارزش آشنا شدند .

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳
comment نظرات () لینک

+ 30 راه موفقیت

روز اول
از کارهایی که ناچاری انجام دهی لذت ببر. نق زدن تنها تو را خسته‌تر می‌کند و نمی‌گذارد کار را درست انجام دهی، اما اگر با موفقیت مانند یک دوست رفتار کنی، مثل سگ با وفا همه جا به دنبالت خواهد بود.

روز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی، نه به صرف این که ناچاری انجام دهی. باید به کارت ایمان داشته باشی. یک جریان آب ضعیف، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می‌کند.

روز سوم
همه چیز را همانطور که هست بپذیر. خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی‌دهد. خواستن، باد را از وزیدن باز نمی‌دارد و برف را به آب نبات تبدیل نمی‌کند. اگر می‌خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل کنی، با آنها همان گونه که هستند مواجه شو.

روز چهارم
تمرین کن تا از درون شاد باشی. اجازه نده دیگران برای شاد کردن تو تصمیم بگیرند. خودت رئیس کارخانة شادی‌سازی باش.

روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی که در آسمان است، آزاد کن. تلاش کن، اما نتایج کار را واگذار تا با هم کار بیایند. برای ابر چه فرقی می‌کند باد از کدام سو بوزد. چرا وقتت را برای چیزی که در کنترل تو نیست، تلف می‌کنی؟

روز ششم
وقتی تصمیم به انجام کاری می‌گیری، از خود نپرس: من چه می‌خواهم؟ بلکه بپرس: چه کاری به نفع همه است؟ اگر به فکر منافع دیگران باشی، دیگران در کنارت کار خواهند کرد و کمکت خواهند کرد تا موفق شوی. خانه زمانی مستحکم خواهد شد که همة دیوارهایش استوار باشند.

روز هفتم
هرگز مغرور نشو، زیرا غرور میکروبی کشنده است. غرور به تدریج عقل را زایل می‌کند و باعث می‌شود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی.

روز هشتم
وقتی کار به مشکل می‌خورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را، انسان وقتی شنا یاد می‌گیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.

روز نهم
برای موفقیت در هر کار، باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة کار داشته باشی. آنگاه، همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه می‌داری، باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.

روز دهم
اگر طرحی در عمل مشکل‌تر از آن شد که فکر می‌کردی، دلسرد نشو. همه چیز این دنیا همین طور است، خصوصاً اگر ارزشمند باشد. لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.

روز یازدهم
مشکلات ما را قوی و به سمت پیروزی‌های بزرگ‌تر هدایت می‌کنند. کوهنوردی آسان نیست، اما منظره‌ای هم که از قله کوه دیده می‌شود، بسیار زیباست.

روز دوازدهم
اراده‌ات را قوی کن. خود را وارد به انجام کارهایی کن که برایت مشکل‌اند. سپس آنها را با جدیت انجام بده. بعد از مدتی خواهی دید که اراده‌ات همانند گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.

روز سیزدهم
با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن. شیشه‌های رنگی ساختمانها، هنگام عبور نور از آنها بسیار زیبا و درخشان می‌شوند. کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی، شفاف و زیبا خواهند شد.

روز چهاردهم
هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس: دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده‌اند؟ بلکه بپرس: چگونه می‌توانم آن را درست و به بهترین وجه ممکن انجام دهم. این را بدان که همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است. بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب هرگز به آمریکا نمی‌رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی‌کرد.

روز پانزدهم
هر کاری را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژی‌ات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می‌کند، روی موانع تمرکز دهی، هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت.

روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان. چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر می‌کنی؟ زندگی رودخانه‌ای است که مدام به سمت آینده در جریان است. هیچ قطره‌ای از آن دوبار از زیر یک پل رد نمی‌شود. کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.

روز هفدهم
افکار و رویاهایت را بسط بده. هنگامی که در بیرون چمنزاری پهناور است که از هر سو تا افق امتداد دارد. چرا خود را در آغل حبس کنی.

روز هجدهم
نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند. سعی کن هرگز در جا نزنی. هر روز از زاویه‌ای تازه به کارها نگاه کن. زندگی یک صحنة پر از ماجراست. به اطرافت نگاه کن: نشانه‌های زیبایی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می‌کنند.

روز نوزدهم
مهم‌ترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری. وجود رنگ‌های تیره در یک تابلوی نقاشی. نشانة افسردگی نقاش آن تابلوست. رنگ‌های روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست. هر کاری را با شادی انجام بده، تادیگران را هم شاد کنی.

روز بیستم
زندگی مثل یک تاب است که هم می‌تواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم‌زن. اگر هر بار که تاب می‌خوری احساس شگفتی کنی، لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد. در زندگی هم هر بار که کاری را انجام می‌دهی، از انجام آن شگفتی احساس کن.

روز بیست و یکم
حرف حق را بپذیر و کاری به گویندة آن نداشته باش. مثلاً اگر بوی دود را احساس می‌کنی و طوطی‌ات فریاد بزند که: خانه آتش گرفت! آیا به مهمان‌هایت خواهی گفت: این طوطی نمی‌فهمد چه می‌گوید؟

روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نکن. حقیقت مانند دانة بادام است، و عقاید پوستة آن دانة بادام هستند. اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی، باید پوسته را بکنی، تا خود دانه را ببینی.

روز بیست و سوم
قبل از انجام هر کار مهمی، اول ببین چه احساسی نسبت به انجام آن داری. آیا آن کار را مهم می‌دانی؟ آیا واقعی به نظرت می‌رسد؟ آیا به دیگران کمک می‌کند؟

روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر. در این صورت اشتباه خواهی کرد. اول درونت را آرام کن. ذهن مانند یک دریاچه است. هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است. دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس می‌کند که آرام باشد.

روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشکلی یادت باشد که حتماً راه حلی وجود دارد. زیرا هر چیز با جفتش به وجود می‌آید. بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد. ذهنت را روی راه حل‌ها متمرکز کن. برای بیرون آمدن از یک اتاق باید در را پیدا کنی، نه این که به دیوارها فکر کنی.

روز بیست و ششم
همواره از نعمت‌هایی که زندگی به تو بخشیده است، شاد باش و به خاطر آنچه که نداری گله‌مند نباش. ساختمان با سنگ‌هایی ساخته می‌شود که در دسترس‌اند، نه با سنگ‌های حیاط خانة دیگران.

روز بیست و هفتم
سعی کن  دائماً در حال عذرخواهی نباشی. با این کار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی کرد. تلاش کن که بهترین را انجام دهی. آن‌گاه لبخند بزن و حرکت کن. تنها خداوند کامل است.

روز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی، بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد، به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید. اگر خودت نقاشی کنی، دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد. ضمن آنکه در حین کار تجربه‌ات هم در نقاشی بیشتر شده است.

روز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر. برای تفکر از درونت راهنمایی بجو. زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی و نمی‌توانی خودت خلق کنی. زمین هنگامی گرم می‌شود که به سمت خورسید متمایل باشد.

روز سی‌ام
هر چیز که راست و درست باشد، به نفع تو و دیگران خواهد بود. خداوند بهتر از هر کس می‌داند که چه چیز به تو شادی واقعی می‌بخشد. آیا یک گیاه می‌فهمد که باد، آن را تقویت می‌کند یا باران ملال آور باعث رشد گل‌های زیبا می‌شود.

خدایا
اگر ندانستم از تو چه بخواهم و از درخواست خودم حیران بودم ؛ تو مرا به آن چه صلاحم هست رهنمون باش.و دلم را بدانچه رستگاری من در آن هست؛ متوجه فرماکه چنین کاری از توشگفت آور نیست و از کفایت های تو نا شناخته نمی باشد.

« نهج البلاغه » خطبه 218

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/٢/٢٢
comment نظرات () لینک

+ پرواز شاهین

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)

چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟ آیا توانایی‌ها و استعدادهایتان را می‌شناسید؟ آیا ریسک می‌کنید؟

آیا کارمندان خود را می‌شناسید؟ آیا تلاش می‌کنید استعدادهای آنان شکوفا شود؟ یا به خاطر ترس از پریدن و پرواز، آنان را به شاخه‌هایی از سازمان وابسته می‌کنید؟ آیا بهتر نیست کارکنانتان توانمند و چالاک باشند در عین حال جَلد سازمان؟

آیا نقاط قوت و استعدادهای سازمان خود را می‌دانید؟ آیا به استقبال تهدیدها می‌روید یا همواره به شکلی محافظه‌کارانه به حفظ وضع موجود می‌اندیشید؟ در رویارویی با تهدیدها و مشکلات است که سازمان می‌تواند استعدادها و توانایی‌های خود را بروز داده و توسعه دهد.

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٢۱
comment نظرات () لینک

+ UNCTAD

 
 
 
 
آنکتاد (UNCTAD)
مخفف کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد
(United Nations Conference on Trade And Development
)، یکی از نهادهای سازمان ملل متحد است که در سال 1964 تأسیس شده و با هدف پیوستن کشورهای در حال توسعه به اقتصاد جهانی فعالیّت می‌کند. آنکتاد اکنون به یک نهاد مرجع دانایی‌محور تبدیل شده و هدف آن، کمک به شکل‌دهی مباحث سیاسی و اندیشه‌های توسعه با تأکید بر هم‌گرایی سیاست‌های داخلی و اقدام بین‌المللی، به‌منظور فراهم آوردن زمینه‌های توسعه پایدار است.[1]
پس از خاتمه جنگ جهانی دوم، اکثر کشورهای جهان با مشکلات بغرنجی در زمینه‌های اقتصادی و تجارت خارجی روبرو شدند. تلاش برای رفع مشکلات تجارت بین‌المللی، به تشکیل کنفرانس ‌هاوانا در سال 1948 و پس از آن تأسیس موافقت‌نامه عمومی تعرفه و تجارت (گات) انجامید. با وجود فعالیّت گات در زمینه رفع موانع تجارت بین‌المللی، اقتصاد جهانی در سال 1961 با مشکلات حادّی در زمینه تجارت خارجی روبرو شد. در پی آن، مجمع عمومی سازمان ملل، به‌منظور ارائه راه‌حل برای مسائل بازرگانی، انجام اقداماتی برای تحقّق هدف کلی یعنی "تجارت بین‌المللی، ابزار اصلی توسعه اقتصادی" را مورد بررسی قرار داد. به این منظور، قرار شد کنفرانسی متشکّل از نمایندگان دولت‌ها به بررسی مسائل مربوط به تجارت جهانی کالاهای اساسی و صنعتی بپردازد. این کنفرانس، در ژوئن 1964 در ژنو تشکیل شد. در کنفرانس مذکور، بر ضرورت تأسیس یک سازمان اقتصادی بین‌المللی که به‌طور مستمر ناظر بر حرکت تجارت جهانی باشد، تاکید شد. در همین رابطه، طی رأی شماره 9 (1995) مورخ 30 دسامبر 1964 مجمع عمومی سازمان ملل، کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (آنکتاد) رسمیّت یافت.[2]
 
وظایف آنکتاد
وظایف اصلی کنفرانس تجارت و توسعه عبارتند از:[3]
1) بسط و گسترش تجارت بین‌الملل؛ به‌خصوص گسترش تجارت بین شمال-جنوب و تجارت بین کشورهای در حال توسعه؛
2) تنظیم و تعیین خطوط اصلی تجارت بین‌المللی؛
3) هماهنگی فعالیت‌های سایر ارگان‌های سازمان ملل متحد.
 
ارکان آنکتاد
کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد دارای چهار رکن است:[4]
1. کنفرانس؛ کنفرانس، مهمترین رکن آنکتاد به‌شمار آمده و به‌مثابه مجمع عمومی از کلیه دولت‌های عضو تشکیل می‌شود. اجلاس‌های این سازمان، به‌توصیه هیأت تجارت و توسعه با شرکت سران کشورها و وزیران امور خارجه و اقتصاد، هر سه یا چهار سال یک‌بار، در محلّی که هیأت مذکور تعیین می‌کند، برگزار می‌شود. در خلال سال‌های 1964 تا به امروز 12 کنفرانس برگزار شده است؛ که آخرین آن در شهر آکرا در کشور غنا در سال 2008 بوده است.
 
2. هیأت توسعه و تجارت؛ این هیأت رکن دائمی آنکتاد و دارای اجلاس‌های عادی و ویژه است. اجلاس‌های عادی آن معمولا سالی یک‌بار برگزار می‌شود و اجلاس‌های ویژه‌ی هیأت بنا به‌درخواست اکثریّت اعضای آن و یا به درخواست مجمع عمومی و یا کنفرانس تشکیل می‌شود.
 
3. کمیته‌های اصلی و تشکیلات فرعی؛ کمیته‌های اصلی هیأت تجارت و توسعه عبارتند از: کمیته کالاها، کمیته کالاهای ساخته‌شده، کمیته اقلام نامرئی تجارت و تأمین مالی مربوط به تجارت، کمیته کشتی‌رانی، کمیته انتقال فن‌آوری و کمیته همکاری‌های اقتصادی بین کشورهای در حال توسعه. کمیته‌های مذکور معمولا سالی یک‌بار تشکیل جلسه می‌دهند.
 
4. دبیرخانه؛ آنکتاد دارای یک دبیرخانه دایمی است که در دبیرخانه ملل متحد استقرار یافته و خدمات لازم را به کنفرانس، هیأت و تشکیلات فرعی آن ارائه می‌دهد. در رأس دبیرخانه، دبیر کل کنفرانس قرار دارد که هر 4 سال یک‌بار بنا به‌پیشنهاد دبیر کل سازمان ملل متحد و تصویب مجمع عمومی انتخاب می‌شود.
 
اعضا و فعالیت‌های کنفرانس تجارت و توسعه[5]
مشارکت و عضویت در آنکتاد برای تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد بلامانع است. در آنکتاد هر کشور چه در جلسه عمومی و چه در کمیته‌ها، صرف‌نظر از سهم آن در تجارت جهانی، میزان جمعیت، منابع مالی و غیره، دارای یک رأی است. در آنکتاد، کشورهای عضو، به چهار گروه تقسیم می‌شوند:
1. کشورهای در حال توسعه آفریقایی و آسیایی؛
2. کشورهای اروپای غربی، آمریکا و ژاپن (کشورهای صنعتی)؛
3. کشورهای با سیستم‌های اقتصادی هدایت شده متمرکز؛
4. کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای در حال توسعه دریای کارائیب.
هم‌اکنون 193 کشور، عضو کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل هستند. که ایران نیز یکی از آن‌ها است. کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد تنها محفل بین‌المللی اقتصادی (برخلاف صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و مؤسسات مالی منطقه‌ای) است؛ که کشورهای صنعتی در آن در اقلیّت محض قرار دارند. به‌همین علت، موضع‌گیری‌های آنکتاد و کلیه مسائل مربوط به کمیته‌های آن، عمدتا به‌سود ملل محروم و کشورهای در حال توسعه و کم‌تر توسعه یافته‌تر است. آنکتاد اولین‌بار از سوی 77 کشور کم‌تر توسعه‌یافته، که به گروه هفتاد و هفت (G77) معروف‌اند، تشکیل شد (البته گروه هفتاد و هفت نامی است که امروز به بیش از 125 کشور در حال توسعه اطلاق می‌شود)؛ تا کشورهای توسعه‌یافته را جهت آزادسازی بیشتر تجارت، به‌ویژه در خصوص کالاها و صادرات محصولات کشاورزی تحت فشار قرار دهد. موضع‌گیری‌های آنکتاد در قبال مبرم‌ترین مسائل و مشکلات مبتلابه اقتصاد بین‌الملل همواره در رد اعتراض کشورهای صنعتی (خصوصا آمریکا و انگلیس) بوده است.
البته آنکتاد نتوانسته است آن‌طوری که باید و شاید به اهداف مورد نظر سازمان ملل متحد در دهه‌های گذشته برسد.


[2]. دوماهنامه بررسی‌های بازرگانی؛ آشنایی با کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (انکتاد(، بررسی‌های بازرگانی، شماره 140، فروردین 1378، ص53-55. http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=252051 
[3]. معاونت امور اقتصادی؛ سازمان تجارت جهانی و آثار اقتصادی الحاق ایران به آن، تهران، وزارت امور اقتصاد و دارایی، چاپ اول، پاییز 1374، ص109-110.
[4]. موسی‌زاده، رضا؛ سازمان‌های بین‌المللی، تهران، میزان، 1382، چاپ چهارم، ص211-213.
[5]. کیت پیز، کلی؛ سازمان‌های بین‌المللی، حسین شریفی ترازکوهی، تهران، میزان، چاپ اول، 1384 ص329-333 و محمدی پرفکر، رقیه؛ کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد(انکتاد)، مجله جهاد، سال دهم، شماره 129، مرداد 1369، ص23-31.
نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۸
comment نظرات () لینک

+ تاریخچه کوتاه درباره تولید ناب: از فورد تا تویوتا ...

 
 
 
هر چند  می‌توان در دهه 1450 نمونه‌هایی از تفکر صنعتی را مشاهده کرد اما هنری فورد نخستین کسی بود که واقعاً کل فرآیند تولید را یکپارچه کرد. وی این کار را در هایلند پارک و درسال 1913 از طریق ترکیب تعویض‌پذیری پیوسته قطعات با کار استاندارد و نقاله متحرک انجام داد تا آنچیزی را بیآفریند که حرکت تولید نامیده بود و به عنوان خط مونتاژ متحرک شناخته می‌شود. البته از منظر مهندسی تولید، این اتفاق نتایج بس وسیع‌تری را در برداشت.
فورد تمام گام‌های تولید را تا آنجا که ممکن بود یا استفاده از ماشین‌های تک کاره و گیج‌های لازم بر اساس توالی فرآیند مستقر کرد تا بتوان ساخت و مونتاژ قطعات به خودرو را در چند دقیقه انجام داد و قطعات دقیقاً اندازه را مستقیماً به خط مونتاژ منتقل ساخت. این اقدام وی حقیتقاً یک تحول انقلابی در سیستم آمریکایی عملیات کارگاهی بود. در سیستم قدیمی آمریکایی، ماشین‌های چندکاره را بر اساس نوع فرآیند در یک جا جمع می‌آوردند و قطعات را ساخته و پس از انجام دوباره‌کاری‌ها و اندازه ‌کردن‌های مکرر در مراحل زیرمونتاژ و مونتاژ نهایی، به محصول متصل می‌ساختند.
مشکل فورد در سیستم حرکت نبود. او ‌توانست با این روش، گردش موجودی را به کم‌تر از چند روز برساند. اما محصول او متنوع نبود. مدل تی نه فقط  یک رنگ داشت بلکه به داشتن یک مشخصه اصلی محدود بود: تا سال 1926 تمام شاسی‌‌های مدل تی یکی بود و مشتریان فقط می‌توانستند بین چهار تا پنج شکل بدنه، یکی را انتخاب کنند. در واقع در کمپانی فورد تمام ماشین‌ها فقط بر روی یک قطعه کار می‌کردند و هیچ گونه تبدیل مهمی در کار نبود.
اما وقتی جهان خواهان تنوع بیش‌تری شد که معنای آن طول عمر محصول خیلی کوتاه‌تر از 19 سال مدل تی بود، فورد مجبور شد شیوه حرکت تولید خود را کنار بگذارد.
دیگر خودروسازان به نیاز مردم برای تنوع مدل با انتخاب‌‌های بالا پاسخ گفتند اما از طریق سیستمی که شیوه طراحی و نحوه استقرار گام‌های تولید آن به شیوه کارگاهی قبلی بازگشته بود که زمان انتظار را بس طولانی‌ترمی‌کرد.
در طول زمان، آنها کارگاه‌های خود را از ماشین‌های هر چه بزرگتر و سریع‌تر، پرتر و پرتر کردند که هر چند باعث کاهش هزینه سرانه هر گام فرآیند می‌شد، اما به شدت بر زمان انتظار تولید و میزان موجودی‌ها می‌افزود (البته به جز در موارد نادری چون خط تولید موتور که در آن تمام گام‌های فرآیند به هم متصل و خودکار بودند). بدتر اینکه کندی زمان بین فرآیندها و مسیر پیچیده حرکت مواد، استفاده از یک سیستم مدیریت اطلاعات دقیق و موشکافانه را الزامی می‌کرد که منجر به شیوه برنامه‌ریزی کامپیوتری مواد مورد نیاز (MRP) شد
وقتی کی ئی چی رو تویودا و دیگران در دهه 1930، و مهم‌تر از همه تائی چی اوهنو به این وضعیت نگریستند (و به خصوص پس از جنگ جهانی دوم)، دریافتند که می‌توانند با استفاده از مجموعه‌ای از نوآوری‌های ساده، هم حرکت پیوسته را حفظ کنند و هم محصولات متنوعی را به مشتری عرضه دارند. بر این اساس، ایشان افکار اصلی فورد را بازنگریستند و سیستم تولید تویوتا را بنیان نهادند.
این سیستم به طور بنیادین، توجه مهندسان تولید را از ماشین‌های از هم جدا و بازدهی آنها، به سمت ایجاد حرکت محصول در کل جریان ارزش معطوف داشت. تویوتا از مجموع این اندیشه‌ها نتیجه گرفت که می‌توان با ماشین‌های به اندازه برای تولید تعداد واقعاً مورد نیاز، با استقرار ماشین‌های خودپایشگر برای تضمین کیفیت، با چیدمان ماشین‌ها بر اساس توالی واقعی فرآیند، با تبدیل سریع ماشین‌ها برای تولید مقادیر خیلی کوچک از انواع محصولات، و سرانجام با توجه به اینکه هر فرآیند فقط چیزی را تولید کند که فرآیند بعدی نیاز دارد، می‌توان هزینه‌ها را کاهش داده، تنوع و کیفیت تولید را افزایش داد و با یک زمان انتظار تولید کوتاه، به سرعت به تغییرات تقاضای مشتری پاسخ داد، در حالی که مدیریت اطلاعات بسیار ساده‌تر و با قابلیت بالاتری انجام شود.
تشریح کامل سیستم ناب در کتاب تولید ناب ( ماشینی که جهان را تغییر داد)، اثر جیم ووماک و دان جونز (1990) تشریح شده است . این دو سپس در کتاب تفکر ناب خود (1996) پنج اصل کلیدی زیر را برای تحقق تولید ناب در یک شرکت  تشریح کردند:

·     ارزش را به نحوی تعریف کنید که مشتری خواهان آن است.
·     جریان ارزش هر محصول را بررسی کنید و گام‌های اتلاف‌آفرین را شناسایی و حذف کنید (نزدیک به 90% از کل عملیات فعلی را).
·     در هر کجا که می‌توانید فرآیندهای ارزش‌آفرین باقیمانده را با استقرار حرکت پیوسته به هم متصل کنید.
·     در هر کجا که نمی‌توانید حرکت پیوسته را مستقر کنید، در بین فرآیندهای دارای حرکت، سیستم کششی را مستقر سازید.

و پس از طی مراحل تعریف ارزش، تجزیه و تحلیل جریان ارزش، ایجاد حرکت پیوسته و کشش؛ حرکت به سمت تکامل را با تکرار مراحل قبل ادامه دهید تا بتوانید با مراحل تولید و حجم اطلاعات کم‌تر، زمان کم‌تر و هزینه کم‌تر به مشتری خود خدمت کنید.
                        
تولید ناب در حال حاضر
هم اکنون تویوتا، رهبر نمونه ناب جهان، به بزرگترین خودرو ساز جهان در سطح بازارهای جهانی مبدل شده است. این به معنای موفقیت در همه چیز است: افزایش فروش و سهم بازار در تمام بازارهای جهانی هدف و نه فقط در رهبری تکنولوژی تولید خودروهای هیبریدی.
این موفقیت رو در فزون مستمر طی دو دهه کذشته، باعث ایجاد علاقه شدیدی در همگان برای دانستن بیش‌تر درباره تفکر ناب شده است. هم اکنون هزاران کتاب و مقاله و سیمنار  درباره ناب منتشر می‌شود و بی‌شمار منبع نیز درباره این موضوع در دسترس است.
همچنانکه تفکر ناب به تمامی کشورها سرایت می‌کند، رهبران سازمان‌های مختلف کوشیده‌اند اصول و ابزارهای آن را از سطح کارخانه فراتر برند و به امور لجستیک، توزیع، خدمات، خرده‌فروشی، خدمات درمانی، ساخت وساز بناها، امور نگهداری و حتی دولت نیز تعمیم دهند. در واقع، هم اکنون بینش و روش‌های ناب در حال ریشه دواندن در اندیشه‌های مدیران ارشد و رهبران در تمامی بخش‌ها است.
 
 
http://www.leaniran.org/tabid/76/Default.aspx
نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/٢/۱٥
تگ ها: تفکر صنعتی
comment نظرات () لینک

+ مهندسی معکوس و مهندسی مجدد

 

مهندسی مجدد و مهندسی معکوس :در مهندسی معکوس، محققان سعی در به دست آوردن مدارک و نقشه های طراحی محصول می کنند تا طی مراحل نمونه سازی و نیمه صنعتی در صورت لزوم، ساخت و تولید محصول طبق مشخصات و استانداردهای فنی محصول الگو، انجام پذیرد.

 
 طراح نظریه «مهندسی مجدد» پروفسور مایکل هامر است که با انتشار مقاله‌ای در مجله «هاروارد بیزینس ریویو» در 1991 مفاهیم بنیادین و دگراندیشی سازمانی را به جهان مدیریت عرضه کرد. کتاب وی با عنوان «مهندسی مجدد منشور انقلاب سازمانی» با کمک جیمز چمپی در 1993 منتشر شد.
هامر و چمپی درجه وابستگی مهندسی مجدد به خلاقیت ، ابداع و تفکر نو را بسیار بیشتر از وابستگی به تجربیات جاری و گذشته می‌دانند، چنانکه معتقدند برای مهندسی مجدد ، سازمان می‌بایست با یک صفحه سفید آغازی دوباره داشته باشد . با چنین نگاهی تعریف یک رویکرد ساخت‌یافته برای مهندسی مجدد غیرممکن است .
از طرف دیگر افرادی چون داونپورت ، شورت ، هاریسون و فیوری معتقد به تعریف چارچوبی مشخص برای مهندسی مجدد هستند و استفـاده از تجربیات در مهندسی مجدد را لازم می‌دانند و معتقدند برای انجام پروژه مهندسی مجدد‌، ارائه طرحها و برنامه‌های کاری به همراه آموزش و انگیزش افراد الزامی ‌است.
طرح‌ریزی دوباره یا مهندسی مجدد به این معنا نیست که آنچه را که از پیش وجود دارد ترمیم کنیم یا تغییراتی اضافی بدهیم و ساختارهای اصلی را دست نخورده باقی بگذاریم. طرح‌ریزی دوباره ، وصله کردن پارگی‌ها یعنی تجهیز موقت سیستم‌های موجود برای بهتر کار کردن نیست. مهندسی مجدد آنچه را هست نادیده می‌انگارد و بر آنچه باید باشد، تمرکز می‌کند. یعنی نادیده گرفتن تمام ساختارها و روش‌های موجود و ابداع راه‌های کاملاً تازه در دیدگاه نوآوری می‌توان به اصلاحات جزئی نیز پرداخت ولی از دیدگاه مهندسی مجدد اصلاحات جزئی نیاز به مهندسی مجدد ندارد، هر چند ممکن است اصلاحات مهندسی مجدد در برخی بخش‌ها اصلاحات و بهبود جزئی نسبت به گذشته ایجاد کند. مهندسی مجدد اصولاً برای اصلاحات چشمگیر که مستلزم تخریب ساختارهای قدیمی است به کار گرفته می‌شود.

مهندسی مجدد را با نامهای متفاوتی می‌توان شناخت ، نامهایی از قبیل طراحی مجدد فرایندهای اصلی (کالپان و مورداک) ، نوآوری فرایندی (داونپورت) ، طراحی مجدد فرایندهای کسب‌وکار (داونپورت و شورت ، ابلنسکی) ، مهندسی مجدد سازمان (لوونتال ، هامر و چمپی) ، طراحی مجدد ریشه‌ای (جوهاتسون) و معماری مجدد سازمان (تالوار) همگی از نامهایی هستند که مقوله مهندسی مجدد را معرفی کرده‌اند 

مهندسی معکوس
 تفاوت این دو در آن است که ؛ در مهندسی معکوس، محققان سعی در به دست آوردن مدارک و نقشه های طراحی محصول می کنند تا طی مراحل نمونه سازی و نیمه صنعتی در صورت لزوم، ساخت و تولید محصول طبق مشخصات و استانداردهای فنی محصول الگو، انجام پذیرد. از این جهت، مهندسی معکوس را مشابه سازی، کپی سازی، نسخه برداری و یا تقلیدی آگاهانه قلمداد کرده اند. درحالی که مهندسی مجدد یک برداشت نوین در مدیریت در رابطه با تغییر فرایند فعالیت یک سازمان است.
«مهندسی معکوس» Reverse Engineering یکی از روشهای دسترسی به دانش فنی است. لازمه اجرای این روش وجود نمونه هایی از محصول است که مبنای کار تحقیقات قرار می گیرد. در این روش برای دستیابی به دانش فنی به برون فکنی اطلاعات فنی از طریق تجزیه محصول متوسل می شویم که اصطلاحاً کشف کردن (DEFAKTAGE) دانش فنی نامیده می شود. در این فرایند، کارشناسان مربوطه، مشخصات، هدف و شرایط طراحی محصول را درنظر گرفته و سعی در ساخت و تولید محصول طبق استانداردهای ملی و رایج خود دارند و نقاط مجهول و ناشناخته مسئله را نیز با درایت و بررسیهــــای کارشناسی و تحقیقات پوشش می دهند، بدون اینکه از ابتدا درگیر جزئیات فنی و طراحی محصول شده باشند. شاید بتوان از مهندسی معکوس به عنوان کپی برداری آگــــاهانه از یک محصول نام برد،‌ روشی که عده ای از کشورهای شرق آسیا و اروپا بعداز جنگ جهانی دوم عملاً پیاده کردند و درحال حاضر جزء کشورهای پیشرفته و صنعتی محسوب می شوند. مثلا" ژاپنی ها از جنگ جهانی دوم به بعد،در یک مورد تخصص منحصربفرد پیدا کردند و آن هم مهندسی معکوس فراورده های آمریکایی بوده است!،از نو آوریهای خاص آنها در زمینه روبوتیک یا نانو تکنولوژی که بگذریم سایر محصولات ژاپنی خلق و خویی آمریکایی دارند که کمی ژاپونیزه هم شده اند.
می‌توان گفت که مهندسی معکوس با کالا آغاز می‌شود و به فرایند طراحی می‌رسد و این دقیقا مخالف مسیر روش تولید (Product Definition Statement = PDS) است و به همین علت آن را مهندسی معکوس نامیده‏اند . به وسیله این روش بیشترین اطلاعات ممکن درباره‏ ایده‏های مختلف طراحی که برای تولید یک کالا استفاده می‌شود بدست می‏آید . بدین وسیله هم می‌توان کالا را دوباره تولید کرد و هم می‌توان از ایده‏های مفید آن برای تولید کالایی جدید بهره برد
مهندسی معکوس روشی آگاهانه برای دستیابی به فن آوری حاضر و محصولات موجود است . در این روش متخصصین رشته ها ی مختلف علوم پایه و کاربردی از قبیل مکانیک ، فیزیک و اپتیک ، مکاترونیک، شیمی پلیمر، متالورژی، الکترونیک و… جهت شناخت کامل نحوه عملکرد یک محصول که الگوی فن آوری مذکور می باشد، گروه های تخصصی را ایجاد می کنند و با تجهیزات پیشرفته و دستگاههای دقیق آزمایشگاهی به همراه سازماندهی مناسب تشکیلات تحقیقاتی و توسعه ( R&D ) سعی در بدست آوردن مدارک و نقشه ها ی طراحی محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازی (Prototyping ) و در صورت لزوم ساخت نیمه صنعتی (Pilot plant ) تولید محصول را طبق استاندارد فنی محصول الگو آغاز کنند.



 

...
ادامه مطلب
نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/٢/۱٥
تگ ها: بازرگانی
comment نظرات () لینک

+ TRIZ چیست ؟

   واژه TRIZبرگرفته شده از حروف اول کلمات در عبارت روسی
«Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch» است که برابر انگلیسی آن عبارت «Theory of Inventive Problem Solving» (با مخفف TIPS) است که به معنای نظریه حل ابداعانه مساله می‌باشد. این دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته می‌شود و متداول شدن این نام به این علت است که بنیانگذار آن، دانشمند خلاقیت‌شناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر (G.S. Altshuller) می‌باشد.

دانش TRIZ با نامها و عنوانهای توصیف‌گر مختلفی همانند نوآوری نظام‌یافته، خلاقیت اختراعی، فناوری خلاقیت و نوآوری، روش‌شناسی اختراع، الگوریتم اختراع، روش‌شناسی حل مساله‌های ابداعی، روش‌شناسی حل ابتکاری و ابداعانه مساله، مهندسی خلاقیت و نوآوری، روش‌شناسی خلاقیت، خلاقیت‌شناسی اختراع، خلاقیت‌شناسی فناوری و مواردی از این قبیل نامیده می‌شود.

برچسب‌ها: TRIZ چیست؟

دانش TRIZ می‌تواند در دامنه‌ای از یک طیف مفهومی و گستره‌ای از تعاریف قرار گیرد که یک انتهای آن نوعی جهان‌بینی خلاق یا رویکردی جامع به علوم و فناوری و انتهای دیگر آن انواعی از ابزارهای حل خلاق مساله و فنون خلاقیت و نوآوری را شامل گردد. آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوری خلاقیت و نوآوری می‌داند؛ با نتیجه‌گیری از دیدگاه آلتشولر می توان TRIZ را نوعی علم خلاقیت‌شناسی (Creatology) دانست. یکی از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سیمون ساورانسکی این دانش را چنین تعریف کرده است: «TRIZ، یک دانش انسانگرای مبتنی بر روش‌شناسی نظام‌یافته برای حل ابداعانه مساله است.» همچنین برخی صاحبنظران TRIZ را این چنین تعریف می‌کنند: «TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه.»

2- ابزارهای TRIZ
اصول و روش های زیادی در TRIZ وجود دارند که اساس و پیکره آن را تشکیل می دهند که در ادامه به طور اجمالی در خصوص برخی از آنها بحث می گردد:

2-1- چهل اصل ابتکاری و ماتریس تناقضات آلتشولر
آلتشولر با بررسی اختراعات مختلف به ثبت رسیده در دنیا 40 اصل ابتکاری را پیشنهاد کرد. این اصول به مهندسان، جهت دستیابی به راه حل ابداعی مناسب کمک می کند. وی ماتریسی از تناقضات برای بدست آوردن اصول منطبق با مسئله و تشخیص این که باید از کدام یک از این 40 اصل استفاده شود، ایجاد نمود. وی در این جدول 39 پارامتر مهندسی نظیر وزن، طول، شفافیت و غیره را در ستونها قرار داد (آثار ثانویه نامطلوب) و پارامترهایی که لازم است بهبود یابند را در ردیف ها قرار داد. در خانه هایی که از تقاطع هر سطر و ستون بدست می آمدند، دو یا سه اصل از اصول 40 گانه ابتکاری را که در به دست آوردن راه حل خلاقانه مورد استفاده قرار می گیرند، قرار داد. در حل مسائل مختلف می توان از این روش استفاده نمود، ولی این روش دارای محدودیتی است و آن این است که کاربران در ابتدا باید مسئله را به صورت پارامترهای 39 گانه مهندسی فرموله کنند. و این روش برای حل مسائل پیچیده کاری وقت گیر و دشوار می باشد.

2-2- الگوریتم برای حل مسئله به روش ابداعی (ARIZ)
این روش رویه ای سیستماتیک جهت شناسایی راه حل ها بدون در نظر گرفتن تناقضات است. بر اساس ماهیت مسئله، تعداد مراحل اجرای آن می تواند از 5 الی 16 مرحله تغییر کند. در این روش ممکن است از یک مسئله فنی غیر واضح و نامعلوم، مسائلی که در لایه های زیرین قرار دارند بیرون آمده و نمایان شوند که برای ما قابل حل می باشند. مراحل پایه ای این رویه عبارتند از:

مسئله را فرموله کنید
مسئله را به یک مدل تبدیل کنید
مدل را تجزیه و تحلیل کنید
تناقضات فیزیکی را حل کنید
راه حل ایده آل را فرموله کنید
2-3- تعیین پیشگویانه خطا (AFD)
جلوگیری از بروز خطاهای پیش بینی نشده در توسعه و ایجاد یک محصول جدید از اهمیت زیادی برخوردار است. AFD به طور موثر مکانیزم خطا را کشف می کند و سپس احتمال رخداد آن را بررسی می نماید. به وسیله این تکنیک عواملی که سهم به سزایی در رخداد خطا دارند، برطرف می گردند.

2-4- تکامل هدایت شده محصول (DPE)
روش های سنتی پیش بینی سعی دارند که مشخصه های آینده سیستم ها، روش های اجرایی و یا تکنیکها را به وسیله ارزیابی، شبیه سازی و تمایل به ایجاد مدل های احتمالی پیش بینی نمایند. این روشها فقط یک پیش بینی را در اختیار ما می گذارند ولی چگونگی ابداع تکنولوژی پیش بینی شده را به ما نمی دهند. آلتشولر توانست با مطالعه صدها هزار اختراع به ثبت رسیده، 8 الگویی را که نشان دهنده چگونگی توسعه سیستم های تکنولوژیکی طی دوران مختلف بوده اند، مشخص کند. این مطلب بر مبنای مقایسه «چگونه فکر کردن مردم» در مقابل «به چه چیز فکر کردن مردم» بود. DPE مانند نقشه راهی به سوی آینده می باشد که با استفاده از آن (به جای پیش گویی آینده) می توان به طور سیستماتیک تکنولوژی های آینده را ابداع کرد.

3- فواید و کاربردهای TRIZ
با استفاده از دانش TRIZ می توان به نتایج و دستاوردهای متعددی از جمله موارد زیر دست یافت:

دستیابی به نوعی نگرش جامع علمی به ابداعات و اختراعات.
شکل گیری جنبه های بسیار مهمی از علم خلاقیت شناسی.
دستیابی به نوعی جهان بینی خلاق.
کشف انواعی از راه حل ها برای مسائل ابداعی یعنی مسائلی که با روش های معمولی متداول راه حل آنها به دست نمی آید.
دستیابی به بهترین و موثرترین راه حل ها برای انواع مسائل علمی، فنی، انسانی و اجتماعی.
پیش بینی روند ابداعات و اختراعات در آینده (خلاقیت شناسی آینده شناختی)
ارائه آموزش های نوین مبتنی بر TRIZ در مدارس و دانشگاه ها (خلاقیت شناسی پرورشی مبتنی بر TRIZ)
تسهیل و تسریع روند رشد و توسعه علوم و فناوری.
4- دلایل استفاده از TRIZ
به واسطه وجود محیط رقابتی شدید در دنیا و نیاز مشتری به محصول با کیفیت بالاتر و ارزان تر، نیاز بیشتری به رویکردهای ابداعی در دنیا به وجود آمده است. در حال حاضر فعالیت های علمی باید در سطح بالاتر، با بودجه کمتر و سرعت بیشتری نسبت به گذشته، صورت گیرند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که TRIZ بین 70% تا 300% به تولید ایده برای محصولات و خدمات جدید و ایجاد بهبود کیفیت، سرعت می بخشد. TRIZ تکنیکهای مهندسی و تئوری های علمی را به سمت یک چارچوب سوق می دهد. متبحر شدن در فرآیند TRIZ، فقط این نیست که تیم فنی تمام پتانسیل موجودشان را شناسایی کنند، بلکه TRIZ در ابتدا به آنها یاد آوری می کند که چرا آنها مهندس یا دانشمند بودن را برگزیده اند. TRIZ از راه های مختلفی به این هدف می رسد. یکی از مهمترین راهها این است که ما را برای یافتن راه حل مسئله مان، به نظر افکندن به زمینه های خارج از دانش، تجربه، سازمان، متخصصین و حتی خارج از صنعت خود تشویق می کند (هرچند که این روش برای ما و سازمان مان غیر معمول می باشد).

بکارگیری TRIZ یعنی بازگشت به اصول اولیه، ولی معمولا ً در این راه از اصول، علوم و راه حل های مهندسی که برای ما آشنا نیستند استفاده می نماییم. این فرآیند با تجزیه تمام مسائل به وظایف بنیادی طراحی شان و با القاء درک کاملی از اساس مسئله ای که با آن دست به گریبانیم ساده میگردد. با بکارگیری TRIZ ما در مسیر یافتن راه حل ها قرار می گیریم و در می یابیم که چگونه دیگران مشکلات مشابهی را در تمام زمینه های علمی و مهندسی بدین وسیله حل نموده اند.

با بکارگیری TRIZ میتوانیم با یک روش سیستماتیک به عصاره و چکیده تمام راه حل های مسائلی که بشریت با آنها روبرو بوده است، دسترسی پیدا کنیم. و با توجه به مفهوم TRIZ در می یابیم که تمام مسائل قبلا ً به طریقی حل شده اند. مطمئنا ً در صورت عدم استفاده از TRIZ زمان زیادی هدر خواهد رفت. درست مثل اینکه به جای کشف راه حل هوشمندانه ای برای بهبود بخشیدن به عملکرد چرخ، آن را دوباره اختراع کنیم. TRIZ ما را به سمت راه حل هایی که نیاز داریم، راه حل هایی که وجود دارند و راه حل هایی که ابداعی هستند ولی بدون TRIZ معمولا ً امکان درک آنها را نداریم، هدایت می کند.

ضمنا ً، بررسی اساس تمام ابداعات و اختراعات به ثبت رسیده در جهان نشان می دهد که هزاران ساعت نیروی انسانی صرف حل مسائل مشابهی شده است که انسانها در زمینه های مختلفی با آن سر در گریبان بوده اند و در نهایت پس از حل آنها، به نتایج مشابهی دست یافته اند. آنچه که TRIZ انجام می دهد این است که با طبقه بندی این راه حل های هوشمندانه، راه های ابداعی حل هر مسئله ای را شناسایی می کند.

5- تناقض
5-1- مفهوم تناقض
در دانش TRIZ مفهوم تناقض از مفاهیم بنیادی و اصلی است. منظور از تناقض دو ویژگی یا وضعیت متعارض یا متضاد با یکدیگر می باشد. اگر چنانچه بین دو ویژگی یک سیستم حالت تضاد و ضد و نقیض بودن وجود داشته باشد یعنی ایجاد تغییر مثبت در یک ویژگی (مثلا افزایش کیفیت یک محصول) منجر به ایجاد تغییر منفی در یک ویژگی دیگر (مثلا ازدیاد قیمت محصول) بشود در این صورت سیستم دچار تناقض می باشد. دانش TRIZ بیان می دارد که مسئله ابداعی با وجود نوعی تناقض همراه است و حل مسئله (مثلا اختراع) هنگامی روی می دهد که این تناقض برطرف شود. یکی از مهم ترین نقش های TRIZ، شناسائی و تحلیل تناقض ها و ارائه راهکارهای بر طرف نمودن آن می باشد.

برای شرح بهتر مفهوم تناقض به این مثال توجه کنید: یکی از مهم ترین مسئله های باز (مسئله ابداعی یا غیر معمولی) در حوزه سلامت انسان و پزشکی ناشی از بیماری سرطان است که در اثر آن سیستم بخشی از سلول ها از تعادل خارج شده و به رشد غیر معمولی دچار می شوند. رویکرد کلی درمانی (مثل شیمی درمانی یا پرتودرمانی) بر آن است که جلوی رشد غیر اصولی سلول های غیر متعادل به طریقی گرفته شده و از بین بروند. در این موضوع این تناقض اصلی وجود دارد که دارو یا پرتو دارای تاثیر مثبت بر سلول های سرطانی (توقف رشد و از بین رفتن سلول های سرطانی) و تاثیر منفی بر سلول های سالم (آسیب به سلول های سالم) می باشد. انتظار می رود چنانچه این تناقض برطرف شود آنگاه داروی قاطع درمان این بیماری نیز ابداع یا کشف گردیده و به عبارتی مسئله مذکور حل شده است.

5-2- انواع تناقض
در دانش TRIZ به منظور شناخت بهتر، انواع تناقض ها به دو دسته اصلی تقسیم شده اند. بنابراین هر مسئله ابداعی ممکن است با یک یا چند نوع از تناقض ها همراه باشد.

5-2-1- تناقض یا تضاد فنی (Technical Contradiction)
منظور از تناقض فنی در یک سیستم فنی «وجود یک رابطه متضاد و ضد و نقیض بین دو ویژگی یک سیستم یعنی تعارض بین دو زیر سیستم آن» می باشد. درسیستمی که تناقض وجود دارد یک تغییر مثبت در یک زیرسیستم، منجر به بروز یک نتیجه منفی در زیر سیستم دیگر می شود. مسئله ابداعی، مسئله ای است که دارای تناقض بوده و حل آن مستلزم رفع وضعیت تناقض است، به عبارتی راه حل مسئله ابداعی در واقع راه حل رفع تناقض می باشد.

مثال های زیر بیانگر تناقض یا تضاد فنی می باشند:

افزایش کیفیت عامل A در سیستم، منجر می شود به کاهش کیفیت عامل B در همان سیستم
افزایش قطر لوله (افزایش استحکام)، منجر می شود به افزایش وزن لوله
افزایش سرعت خودرو، منجر می شود به افزایش مصرف سوخت
افزایش کیفیت محصول X، منجر می شود به افزایش قیمت آن
5-2-2- تناقض یا تضاد فیزیکی (Physical Contradiction)
منظور از تناقض یا تضاد فیزیکی وجود همزمان هماهنگی و تعارض می باشد. در این حالت ایجاد تغییر در یک زیر سیستم به طور همزمان از یک طرف منجر به ایجاد یک نتیجه مثبت و در عین حال از طرف دیگر منجر به بروز یک نتیجه منفی می شود.

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۳
comment نظرات () لینک

+ ::وجه تاریک خلاقیت

طبق تحقیقات، شرایط استرس زا و وضعیت روحی بد می توانند موجب افزایش خلاقیت شوند.

خلاقیت موجب تولید محصولات جدید، تقویت محصولات قدیمی، ایجاد یا بهبود یک برند، افزایش بازدهی و در نهایت افزایش سود می شود. اما ریشه خلاقیت در کجاست و چگونه می توان آن را کنترل کرد؟

پروفسور Modupe Akinola     طی یک آزمایش بررسی کرده است که چگونه استرس بر عملکرد تأثیر می گذارد. او می گوید: "ون کوگ – نقاش نامی – برخی از بهترین آثارش از قبیل شب پرستاره را پس از دشوارترین اتفاقات در زندگیش خلق کرده است". حال سؤال اینجاست که اگر شما شخصی را ناراحت کنید یا او را دچار استرس نمایید، آیا وی خلاق تر می شود؟

Akinola     برای پاسخ به این پرسش، آزمایشی را ترتیب داد و از شرکت کنندگان خواست که در مورد شغل رویایی خود قدری سخنرانی کنند. او در این تحقیق، ابتدا مقدار هورمون DHEAS     را در هر یک از شرکت کنندگان اندازه گیری کرد و از آنها در مورد وضعیت روحیشان پیش و پس از سخنرانی سؤال نمود. (DHEAS     هورمونی است که در بروز صفات ثانوی جنسی نقش مهمی را خصوصاً به صورت مستقیم در مردان بازی می کند.)

او در مرحله پایانی آزمایش به شرکت کنندگان چسب، کاغذ و پارچه های رنگی داد و از آنها خواست که هر چه دلشان می خواهد با این اقلام درست کنند. او سپس میزان خلاقیت بکار رفته در ترکیب رنگها را با کمک هنرمندان حرفه ای اندازه گیری کرد.

اندازه گیری هورمون DHEAS در هر یک از شرکت کنندگان پیش از سخنرانی به Akinola کمک کرد تا ارتباط میان شخصیت و خلاقیت را درک نماید. متخصصان غدد درون ریز دریافته اند که کم بودن هورمون DHEAS موجب می شود فرد بیشتر در معرض افسردگی قرار گیرد. بنابراین اندازه گیری مقدار این هورمون پیش از سخنرانی نشان داد که میزان « آسیب پذیری عاطفی » یا تغییر چشمگیر وضعیت روحی فرد تا چه حد بوده است؟ همچنین از شرکت کنندگان خواسته شد که وضعیت روحی خود را بیان کنند و بدین وسیله خطوط مبنای عینی و غیرعینی برای بررسی وضعیت روحی افراد شکل گرفت.

ارزشیابی موجب تغییر حالت روحی می شود، برای مثال تقدیر از عملکرد سالانه یک کارمند باعث ایجاد وضعیت روحی خوب و انتقاد از آن موجب وضعیت روحی بد می گردد. در این آزمایش، شرکت کننده ای که در طول سخنرانی با خنده و تأیید حضار مواجه می شد، وضعیت روحی خود را مانند قبل از سخنرانی یا بهتر از آن می دانست. در مقابل، فردی که با اخم و مخالفت دیگران روبرو می شد، احساس می کرد که وضعیت روحی اش بدتر شده است. اوضاع روحی شرکت کنندگانی که با هیچ تأیید یا مخالفتی مواجه نمی شدند، به طور اندکی تغییر می کرد.

بطور کلی، افرادی که با مخالفت حاضرین برخورد می کردند، خلاق تر از آنهایی بودند که مورد تأیید قرار می گرفتند و به جزئیات در ترکیب رنگها دقت زیادی می کردند. از میان این افراد، آن دسته که کمترین مقدار DHEAS را داشتند، خلاق تر از بقیه بودند. (آزمایش دیگری نشان می داد که تلاش افراد به تنهایی نمی تواند تفاوت میان خلاقانه ترین و ضعیف ترین ترکیبات رنگی را تشریح نماید.)

نتایج آزمایش ثابت می کنند که وضعیت روحی یکی از عوامل خلاقیت است و نمی توان آن را نادیده گرفت. عوامل خارجی از قبیل مخالفت یا عدم پذیرش اجتماعی موجب برانگیخته شدن خلاقیت می شوند و از سوی دیگر، برخی عوامل بیولوژیک باعث حساس تر شدن افراد و در بعضی موارد خلاق تر شدن آنها می گردد.

با وجود آنکه عوامل ذکر شده بعنوان « وجه تاریک خلاقیت » نامیده می شوند اما در عین حال می توانند وجه روشن این ویژگی نیز به حساب آیند. کارمندی که در مقابل تغییر وضعیت روحی آسیب پذیر است، می تواند در فعالیتهای زیر بیشترین کارایی را از خود نشان دهد:

  • کارهایی که به موشکافی نیاز دارند
  • پروژه هایی که دقت زیاد در جزئیات دارای اهمیت می باشد
  • رد کردن، انتخاب کردن و آزمایش کردن ایده های مختلف  

آیا حالات روحی مختلف بر فرآیندهای خلاقانه تأثیر می گذارند؟ آیا حالات روحی مثبت می توانند بهترین عامل برای ارائه استراتژیهای حل مشکلات باشند؟ برای مثال، آیا یک تحلیل گر  می تواند وضعیت مالی و استراتژیک یک شرکت را پیش از ارائه پیشنهاد به تفصیل بدست آورد؟

Akinola می گوید: "اینها سؤالات مهمی هستند زیرا به مراتب اتفاق می افتد که ما از جلسات بیرون می آییم و احساس واقعاً خوب یا بدی داریم اما مجبور هستیم وظایف دیگر خود را به بهترین نحو انجام دهیم. اگر خلاقیت تحت تأثیر محرکها و شرایطی است که وضعیت روحی ما را تغییر می دهند، پس سؤال این است که چگونه می توانیم بهترین استفاده را از این مسئله ببریم؟ باید این محرکها و شرایط را به بهترین نحو درک کنیم."

Ref: Columbia Business School

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/۱٢
تگ ها: بهره وری
comment نظرات () لینک

+ تبریک

اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است

معلم شهید ، دکتر شریعتی

سپاسگزار همچون معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت نه اندیشه ها را
معلمان عزیزم روزتان مبارک ....لبخند

 

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ اندیشه های برتر جهانی - شرکت IBM


خلاصه:شرکت بین المللی ماشینهای تجاری (INTERNATIONAL BUSINESS MACHINES=IBM) گرچه به عنوان یک شرکت در میان صدها شرکت کسب و کار دیگر درجهان وجود دارد اما تاریخچه یک قرن حضور در مراحل مختلف تکامل اندیشه و عمل بشری از IBM شرکتی پدید آورده است که همواره جایگاه ویژه جهانی خود را در عرصه کسب وکار حفظ کرده است. یک خانواده خلاق و خستگی ناپذیر (توماس واتسون پدر و پسر) در خلق این سازمان و رشد و پویایی آن طی دهها سال نقش خاص داشته اند و توانسته اند شرکت را از حوزه تولید ماشین تحریر و ماشین حساب در دهها سال پیش، آرام آرام به عرصه فناوری اطلاعات و ارتباطات وارد کنند و آن را به بزرگترین شرکت تولید کننده رایانه درجهان با ویژگیهای منحصر به فرد تبدیل سازند. شرکتی که رهبری به‌کارگیری رایانه های شخصی و تجاری را در سازمانهای آموزشی، علمی، صنعتی و خدماتی برای کمک به حل مهمترین مشکلات صنعتی، اجتماعی و بهداشتی برعهده گرفته است. این تجربه موفق یک سده تلاش ساماندهی شده است که در دنیای پررقابت کنونی و درمیان رقیبان جدی باسابقه و مدعیان جوان باانگیزه، شرکت را درصدر آورده و از «HP»، «مایکروسافت» و «دل» فراتر نشانده است.

تاریخچه
گرچه آنچه امروزه به نام IBM شناخته می شود شرکتی است که رسما در ۱۵ ژوئن ۱۹۱۱ در نیویورک به عنوان (COMPUTING – TABULATING- RECORDING)C.T.R شکل گرفت، ریشه آن اما به اواخر قرن نوزدهم برمی‌گردد. در سال ۱۸۸۰ اولین ثبات دیجیتال توسط الکساندر دی (A.DEY) ابداع شد. مهاجرت فراوان به آمریکا در دهه ۱۸۹۰ مسئولین را واداشت برای انجام محاسبات جمعیتی به دنبال یک ابزار محاسباتی موثر باشند. برنده این مناقصه هرمان هولریت (H. HOLLERITH) بود که در سال ۱۸۹۶ شرکت ماشینهای محاسبه را تاسیس کرد. در سال ۱۹۱۱ چارلز فلینت (C.FLINT) یک سازماندهنده برجسته، ادغام شرکت هولریت را با دو شرکت ITR و ESCO را مهندسی کرد و شرکتی به نام C.T.R پدید آمد که در حوزه ساخت و فروش ماشینها در محدوده مقیاس تجاری و ثبات های صنعتی زمان و تولید ماشین تحریر و کارتهای پانچ فعالیت می کرد. پس از تشکیل شرکت جدید، جورج فیرچایلد (G.FAIRCHILD) رئیس شرکت جدید شد اما رشد سریع و تنوع محصولات شرکت، مدیریت را دشوار کرده بود و فلینت را واداشت تــــــــا سه سال بعد، یعنی ۱۹۱۴، از تـــــــوماس واتسون (T.WATSON 40 ) ساله دعوت به عمل آورد تا به شرکت بپیوندد و رهبری آن را برعهده گیرد. در سالهای پس از جنگ جهانی اول، مهندسان شرکت مکانیسم های جدیدی را برای رفع نیاز مشتریان توسعه دادند. رشد فزاینده فعالیتهای C.T.R، نام شرکت را در قیاس با فعالیتهایش محدود می کرد، به همین جهت در سال ۱۹۲۴ نام شرکت رسما از C.T.R به IBM تغییر یافت. از آن پس کسب و کار شرکت هم در بعد جغرافیایی و هم وظیفه ای گسترش یافت.

نقش واتسون ها
پیوستن توماس واتسون SR. به شرکت، نقطه عطف در تاریخ IBM محسوب می شود. واتسون دستیار الکساندر گراهام بل بود و با استفاده از تجارب خود در شرکت قبلی (NCR) یک سری تاکتیک های موثر در کسب و کار به کار برد. او به خدمات مشتریان تمرکز و به انگیزه های فروش و توجه به کارکنان تاکید کرد. واتسون با برنامه هایی مانند تشکیل تیم های ورزشی کارکنان و سفرهای تفریحی خانوادگی، روحیه جدید در شرکت دمید. شعار موردعلاقه او یعنی «تفکر» (THINK) نقل زبان کارکنان شد. واتسون خود در این باره می گوید: «ما باید ازطریق گوش دادن، بحث کردن، مشاهده کردن و فکر کردن یاد بگیریم. نباید هیچ یک از این راههای یادگیری را کنار گذاشت. مشکل بیشتر ما این است که در فکر کردن درنگ نمی کنیم چون کار سختی است. تمام مسائل دنیا را به آسانی می توان حل کرد اگر انسانها بخواهند که فکر کنند».
بعداز پیوستن واتسون، شرکت بر تولید ماشین های محاسبه در مقیاس بزرگ تجاری برای شرکتها تمرکز و بازار محصولات اداری کوچک را رها کرد. در چهار سال اول مدیریت او، درآمد بیش از دو برابر شد و به ۹ میلیون دلار رسید. او همچنین حوزه فعالیتهای شرکت را به اروپا، آمریکای جنوبی، آسیا و استرالیا گسترش داد. ۲۳ سال بعد واتسون می گفت: «وقتی من به شرکت آمدم تعداد کارکنان ۲۳۵ نفر بود و امروز بیش از ۱۰ هزار نفر هستیم. در این مدت من در تک تک کارکنان شرکت استعداد رشد فراوانی برای آینده می دیدم زیرا در آن زمان تنها پنج درصد کار محاسبه و ثبت در دنیا به وسیله ماشین انجام می شد. واتسون همواره به تعهد انجام خدمت به مشتری تاکید داشت و می گفت: «دیگران هم می توانند سخت افزار بسازند اما وجود ریشه ایده ارائه خدمت در نهاد ما مهم است. هیچ یک از ما نیست که برای کمک به مشتری و رفع مشکل یک دستگاه پول پرداز یا چیز دیگری از جا برنخیزد. ارائه خدمت مقوله ای است که بسیاری از شرکتها آن را فراموش کرده اند. IBM یعنی ارائه خدمت». تلاش و حرکت در ذهن او چنین معنا می یافت: «اگر می خواهید سریعتر موفق شوید باید میزان شرکتهایتان را دو برابر کنید. موفقیت در آن سوی شرکت قرار دارد. هر زمان در موقعیتی قرار می گیرید که خطر شکست در آن زیاد است از خود بپرسید که اگر این کار را انجام بدهم بدترین چیزی که ممکن است برایم اتفاق بیفتد چیست؟ و آن وقت تمام تلاشتان را صرف کنید تا آن بدترین اتفاق نیفتد».
در دهه ۱۹۳۰ با وجود انقباض بزرگ، واتسون مراقب کارکنانش بود. درحالی که بسیاری از شرکتها بسته می شوند او کارکنانش را مشغول تولید ماشین های جدید نگاه می داشت. او در سال ۱۹۳۲ یک واحد مهندسی و تحقیق و توسعه برای پشتیبانی خط تولید دایر کرد. سال بعد یکی از بهترین آزمایشگاههای R&D را افتتاح کرد. IBM جزو اولین شرکتهایی بود که در سال ۱۹۳۴ بیمه عمر را برای کارکنان خود فراهم ساخت. دریافتی از سود فروش و پرداخت دستمزد در تعطیلات و توجه به آموزش کارکنان از دستاوردهای مدیریت واتسون بود. شعار او برای IBM، صلح جهانی ازطریق تجارت جهانی بود و سمبل او تفکر و میراث او ارائه خدمت. او به هنگام مرگ در سال ۱۹۵۶، تعداد کارکنان را به ۷۲ هزار و ۵۰۰ نفر و درآمد را به ۸۹۲ میلیون دلار رسانده بود.
بلافاصله پس از مرگ او، پرش توماس واتسون JR رهبری شرکت را برعهده گرفت. این در زمانی بود که شرکت رشد انفجارگونه داشت و واتسون پسر به خوبی شرکت را در کوران گذار از عصر ماشین تحریرهای مکانیکی به عصر رایانه هدایت و رهبری کرد. تحت هدایت واتسون، نوآوریهایی در بازاریابی رخ داد. او اجزایی مانند سخت‌افزار، نرم افزار و خدمات را به صورت مجزا نیز عرضه کرد و این باعث تولد یک صنعت چند میلیارد دلاری نرم افزار و خدمات رایانه شد که IBM امروزه رهبری آن را برعهده دارد. در دوران رهبری واتسون، IBM از یک کسب و کار متوسط به یکی از بزرگترین شرکتهای صنعتی جهان تبدیل شد. در سال ۱۹۷۱ که او به دلیل عارضه سکته قلبی سمت خود را رها کرد و تعداد کارکنان، ۲۷۰ هزار نفر و درآمد به ۳/۸ میلیارد دلار رسیده بود. او تا سال ۱۹۸۴ به عنوان عضو هیئت مدیره در ارتباط با شرکت بود و در ۷۹ سالگی در سال ۱۹۹۳ وفات یافت.

ورود به عصر فناوری اطلاعات
دهه ۱۹۷۰ پایان بیش از نیم قرن رهبری خانواده واتسون بر IBM بود. از ۱۹۷۱ تا ۱۹۹۳ که گرستنر (L.GERSTNER) رهبری شرکت را به دوش گرفت، لارسن، کری، اپل و اکرز به عنوان مدیرعامل، شرکت را هدایت می کردند. گرستنر در دهه ۹۰ شرکت را به سمت یک شرکت جهانی مشتری مدار درزمینه خدمات و فناوری سوق داد. این اولین بار بود که IBM تجربه داشتن مدیرعاملی بیرون از مجموعه خود را تجربه می کرد. گرستنر ۱۱ سال مدیر ارشد شرکت امریکن اکسپرس بود. او حمایت مشتری مداری و تفکر راهبردی را با خود به IBM آورد. او عملا سیاست کاهش هزینه ها را پیشه کرد. گرستنر معتقد به یکپارچگی شرکت بود و تقسیم آن را منهدم کننده فواید یک IBM یکپارچه می دانست. او در سال ۱۹۹۵ چشم انداز جدید شرکت را ارائه داد: شبکه رایانه ای عامل محرک فاز بعدی رشد صنعت است. رهبری شرکت از سال ۲۰۰۲ دراختیار ساموئل پالمیسانو است.

مأموریت
توماس واتسون پسر در سال ۱۹۵۳ بیانیه خط مشی IBM را منتشر کرد. امروزه بیانیه مأموریت شرکت چنین نوشته شده است: تلاش ما در IBM خلق، توسعه و ساخت پیشرفته ترین فناوریهای اطلاعاتی صنعتی شامل سیستم های رایانه، سیستم های شبکه، حافظه ها و ریزالکترونیک است. ما این فناوریهای پیشرفته را ازطریق راه حلهای حرفه‌ای و ارائه خدمات در سراسر دنیا به ارزش برای مشتریانمان ترجمه و تبدیل می کنیم.

حوزه فعالیت
شرکت IBM امروزه در شش حوزه فعال است: سخت افزار شامل سرورها، حافظه ها، رایانه و چاپگر. نرم افزار شامل سیستم های عامل و فرایندهای کسب و کار. خدمات درجهت کاهش هزینه و بهبود بهره وری کسب و کارها. مالی در جهت ارائه خدمات به مدیریت مالی شرکتها، تحقیقات در زمینه فناوریهای نوین و بالاخره فناوری در زمینه توسعه، بازاریابی و فناوری تراشه. نیمی از درآمد مالی شرکت از حوزه خدمات رسانی حاصل می شود.
هم اینک IBM در بیش از ۱۰۰ کشور جهان به فعالیت مشغول است و در زمینه تجهیزات و دستگاهها، برنامه ها، نرم افزار و خدمات در فعالیتهای تجاری، صنعتی، دولتی و آموزشی پیشتاز است.

ارزشهای سازمانی
شرکت در سال ۲۰۰۳ در یک فراخوان عمومی ازطریق اینترانت داخلی، نظرات کلیه کارکنان را در زمینه ارزشها برای سالهای پیش رو اخذ کرد و درنهایت بیانیه ارزشها را با سه ارزش زیر منتشر ساخت:
۱ – از خودگذشتگی برای جلب رضایت مشتری؛
۲ – نوآوریهای مهم برای شرکت و جهان؛
۳ – اعتماد و مسئولیت پذیری در همه ارتباطات.

منابع انسانی
توجه به منابع انسانی به عنوان رکن اصلی سازمان از بدو تأسیس شرکت در اندیشه های توماس واتسون وجود داشت و تا امروز همین خط مشی دنبال شده است. IBM پدید آمد، پایدار ماند و گسترش یافت و توسط جمع انسانهای مستعد، توانا و دلسوزی که در چند دهه یکی از تحسین برانگیزترین سازمانهای جهانی را بنیان گذاشتند. بی جهت نبود که واتسون در سال ۱۹۵۷ گفت: « IBM شرکتی است متشکل از انسانها نه ماشین ها، شخصیت ها نه محصولات، افراد انسانی نه ابزار مادی». هم اکنون تعداد کارکنان شرکت به ۳۲۹ هزار نفر رسیده است. IBM با ارائه برنامه «اجتماع در وقت نیاز» (ON DEMAND COMMUNITY) برای ۱۶۰ هزار بازنشسته شرکت درجهت استفاده از آنها برای گسترش نفوذ فناوریهای جدید به صورت تلاشهای داوطلبانه در مدارس و موسسات محلی در سراسر دنیا قدم برداشته است. با این روش مبتکرانه، شرکت به کارکنان کمک می کند تا ارتباطات خود را در هر جا که زندگی و کار می کنند بهبود بخشند. در زمینه آموزش نیز شرکت در سال ۱۹۹۳ با ایجاد «مدرسه خانه» (SCHOOL HOUSE) زمینه آموزش گسترده کارکنان را فراهم ساخت و به همه واحدهای خود نوشت: از این پس شرکت IBM را باید یک نظام درحال یادگیری مستمر به شمار آورد.

فناوری و R&D
گرچه بنیانگذار IBM وجهه اصلی شرکت را تفکر و ارائه خدمت عنوان کرده است اما پالمیسانو مدیرعامل فعلی، نوآوری را در عصر حاضر نماد شرکت می کند. ثبت بیش از ۳۰ هزار پتنت از سوی شرکت دلیلی بر صحت گفته مدیرعامل است. در سال ۲۰۰۴، IBM با ۳۲۸۴ پتنت برای دوازدهمین سال پیاپی رکورد بیشترین ثبت پتنت شرکتها را در آمریکا به دست آورد. در چهار سال اخیر همواره بیش از ۳۰۰۰ پتنت در سال ثبت کرده و تنها شرکتی است که به رکورد بیش از ۲۰۰۰ پتنت در سال دسته یافته است. این حجم پتنت حدود سه برابر مجموع پتنت همه رقبای IBM در حوزه فناوری اطلاعات در دوره ۱۲ساله است. IBM مدال ملی فناوری سال ۲۰۰۰ آمریکا را به دلیل رکورد نوآوری در فناوری حافظه ها کسب کرد. این هفتمین بار بود که IBM بزرگترین مدال ملی را کسب می کرد.
IBM امروزه هشت آزمایشگاه مجهز در کشورهای مختلف با ۳۰۰۰ محقق و نیروی علمی دارد. سالهای جنگ جهانی دوم باعث شد اولین گامها ازسوی شرکت به سمت دنیای رایانه برداشته شود. در سال ۱۹۴۴ اولین رایانه محاسبه گر در مقیاس بزرگ (MARK I) ازسوی شرکت عرضه شد. این کار با همکاری شش ساله دانشگاه هاروارد صورت گرفته بود.
گرچه وزن این ماشین حدود پنج تن بود و عملیات جمع را در کمتر از یک ثانیه، ضرب را در سه ثانیه و تقسیم را در شش ثانیه انجام می داد اما اولین ماشین محسوب می‌شد که توانست به صورت اتوماتیک محاسبه های طولانی و بزرگ را اجرا کند. چهار سال بعد، اولین ماشین محاسبه گر دیجیتالی در مقیاس بزرگ (ASCC) عرضه گردید. کارت پانچ های محاسبه و محاسبه گر الکترونیکی کارتهای برنامه خور سال بعد به بازار آمد.
IBM اولین دیسک سخت مغناطیسی (RAMAC) را در سال ۱۹۵۶ عرضه کرد. در آن زمان هزینه ذخیره هر مگابایت اطلاعات ۱۰ هزار دلار بود. دو دهه بعد این هزینه به ۱۰ سنت رسید. یک سال بعد زبان فورترن (FORTRAN) به عنوان یک زبان رایانه ای ازسوی شرکت ارائه گردید که به سرعت به یک زبان رایج رایانه ای برای کارهای فنی تبدیل گشت. در سال ۱۹۵۲ اولین رایانه بزرگ تمام ترانزیستوری براساس لامپ خلاء عرضه شد. لامپ هایی که سریعتر و کوچکتر از سویچ های الکترومکانیکی به کار رفته در MARKI عمل می کردند. هفت سال بعد ترانزیستور جایگزین لامپ های خلاء شد. در سال ۱۹۶۸، RAM دینامیکی ترانزیستوری ابداع و عرضه گشت (DRAM) که در آن هر بیت اطلاعات در یک سلول حافظه محتوی یک ترانزیستور و یک خازن نازک ذخیره می شود. امروزه تراشه‌های DRAM عموما ۶۴ میلیون بیت اطلاعات ذخیره می کنند و جزو اصلی و کلیدی رایانه های بزرگ، شخصی و سایر محصولات الکترونیکی محسوب می شوند. در سال ۱۹۸۶ محققان IBM جایزه نوبل فیزیک را به دلیل اختراعشان در زمینه ابررسانه‌های حرارتی در مواد نیمه هادی اخذ کردند. قبل از آن اختراع میکروسکوپ تونلی روبشی (STM) نیز که انسان را قادر می ساخت برای اولین بار جهان را از منظر اتمی ببیند، نوبل را نصیب محققان شرکت کرده بود. تاکنون پنج نفر از کارکنان R&D شرکت موفق به اخذ جایزه نوبل شده اند.
IBM در زمینه تحقیقات راجع به نیمه هادیها یک شرکت راهبر و پیشرو است. در زمینه نانو فناوری نیز متخصصان این محرک کوچکترین نشردهنده نور در حالت جامد و نیز نانولوله های نیمه هادی را ساخته اند. در دهه ۱۹۸۰ معماری RISC که اساس اغلب ایستگاههای کاری و سرورهای مبتنی بر UNIX است توسط شرکت ارائه گردید. به نظر می رسد این ابداع، مبنای معماری محاسبه گری در رایانه در آینده باشد. مفهوم RISC ساده سازی دستوراتی است که برای اجرا به رایانه داده می شوند و بنابراین رایانه سریعتر و قدرتمندتر می شود.
در سال ۱۹۹۷ ابررایانه DEEP BLUE ازسوی شرکت برای بازی شطرنج با گاسپاروف قهرمان جهان عرضه شد. این اولین بار بود که یک رایانه، یک شطرنج باز تراز اول را شکست می داد. از همان زمان این بحث عمومی مطرح گردید که چگونه رایانه ها می توانند به هوش انسانی نزدیک شوند. این رایانه می توانست ۲۰۰ میلیون حرکت متحمل شطرنج را در یک ثانیه تحلیل کند. تکمیل فناوری DEEP BLUE برای حل چالشهای فناوری در کسب و کار و صنایعی نظیر پیش بینی وضع آب و هوا، مدلسازی بازار مالی، طراحی خودرو، توسعه درمانی داروهای جدید، اکتشافات کیهانی و کشف اسرار منشا جهان به کار گرفته شد.
در آغاز قرن جدید، محرک قدرتمندترین ابررایانه زمانه را (ASCI) عرضه کرد. درهمین سال E SERVER عرضه شد که نسل جدیدی از سرورها با قابلیتهای جدید برای پشتیبانی کسب و کار الکترونیکی (EBUSINESS) بود: سری X,P,E,I,Z. سیستم های ذخیره اطلاعاتی سری DS نیز با ظرفیتهای از ۵۸۰ گیگابایت تا ۶۷ ترابایت (۶۷۰ هزار گیگابایت) در جعبه ای کوچکتر از اندازه یک ویدئو ارائه شد. سری DS 8000 قادر به پردازش ۹۶ پرابایت (۹۶ میلیون گیگابایت) اطلاعات است یعنی ۴۵۰۰ برابر حجم اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا.

فروش
تلاش توماس واتسون بنیانگذار شرکت باعث گردید که پس از ۴۵ سال کوشش مستمر از ۱۹۱۱، درآمد شرکت در سال ۱۹۵۶ به ۸۹۲ میلیون دلار برسد. واتسون پسر بعداز ۱۵ سال رهبری، فروش شرکت را به ۳/۸ میلیارد دلار رساند. در انتهای سال ۲۰۰۵ و در زمانه رهبری پالمیسانو، این درآمد به ۲۹/۹۶ میلیارد دلار با سود خالص ۴/۸ میلیارد دلار بالغ گشته است و بدین ترتیب شرکت با دارایی ۱۰۹ میلیارد دلاری در مقام بیستم جایگاه ۵۰۰ شرکت برتر جهان (FORTUN 500) برتر از همه شرکتهای رایانه ای قرار گرفته است.
مدیرعامل
مدیرعامل فعلی شرکت IBM ، ساموئل پالمیسانو (S.PALMISANO) است. او از سال ۱۹۷۳ به شرکت پیوسته است و ضمن طی مدارج کاری و مدیریتی فراوان، در سال ۲۰۰۰ به عنوان مدیر اجرایی و از سال ۲۰۰۲ به عنوان مدیرعاملی رسیده است. او فارغ التحصیل دانشگاه جان هاپکینز است. پالمیسانو هشتمین مدیرعامل شرکت از زمان تشکیل اولیه C.T.R در ۱۹۱۱ تاکنون محسوب می شود. او در زمینه عرضه خدمت، مشتریان راه بنیانگذاران شرکت را به خوبی پیموده است. پالمیسانو می گوید: «ما باید مسئولیت فردی خود را در زمینه ارتباط با مشتری، همکار، سرمایه گذار و اجتماع انجام دهیم. ما اساسا برای موفقیت یکدیگر کار می کنیم. این مأموریت IBM به عنوان یک شرکت است». پالمیسانو بازار فناوری اطلاعات را محیطی پویا، جهانی، به سرعت متغیر و به شدت متمرکز بر ارزشهای مشتری می داند و براین باور است که IBM از همان روز اول بخشی از تاریخچه صنعت فناوری اطلاعات بوده است. او سه نیروی دگرگون کننده اقتصاد جهانی و محیط سیاسی را چنین برمی شمرد: «انقلاب در رایانه و ارتباطات، استانداردهای باز در فناوری و ارتباطات بویژه در صنایع و بالاخره یکپارچگی در همه سطوح کسب و کار اجتماع».
پالمیسانو اما بیش از هر چیز به «نوآوری» تکیه دارد و رمز حیات IBM را نوآوری می داند و می گوید: «فناوری امروزه جزو اصلی راهبرد کسب و کار است. ما به یک مدل نوآوری نوین نیاز داریم: باز، مشارکتی، چندوجهی و جهانی. در قرن بیست ویکم نوآوری یک امر تشریفاتی نیست، یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی است. یک مسئولیت جمعی است که نه کسب و کارها، نه دانشگاهها و نه دولتها به تنهایی نمی توانند از عهده آن برآیند».

آینده
تا دو دهه پیش کمتر کسی می توانست تصور کند که در دنیای پرشتاب رایانه و فناوری اطلاعات و ارتباطات، شرکتهایی نظیر «مایکروسافت» و «دل» قد برافرازند و به مصاف پیشکسوتانی همچون HP و IBM برخیزند. با درک این تغییرات شتابناک است که پالمیسانو مدیرعامل فعلی شرکت معتقد است «ما از گذشته عبور کرده ایم». او درصدد بازیابی رشد مجدد این تحول عظیم و بازگشت IBM به دوران مجدد عظمت است. پالمیسانو در سال ۲۰۰۴ بخش رایانه های شخصی را به یک سرمایه دار مشهور چینی فروخت و ۳۰ درصد کارکنان مربوطه را در کارخانجات اروپایی اخراج کرد. آیا او با عبور از گذشته و چشم دوختن به درآمد ۵۰۰ میلیارد دلاری در سال می‌تواند آینده را از آن خود نگه دارد. خود او هرگز تا این حد راجع به آینده خوش بین نیست.

منابع:
۱ – www.IBM.com
2 – www.research.ibm.com
3 – www.fortun.com

IBM در یک نگاه
سابقه: ۹۵ سال (تأسیس ۱۹۱۱)
نام اولیه: C.T.R
بنیانگذار: توماس واتسون SR.
فعالیت اولیه: تولید ماشین تحریر و ماشین حساب
فعالیت کنونی: تولید رایانه های شخصی و تجاری، فناوری اطلاعات و ارتباطات
ویژگی: بزرگترین شرکت رایانه ای جهان
فروش (۲۰۰۵): ۲۹/۹۶ میلیارد دلار
تعداد کارکنان (۲۰۰۵): ۳۲۹۰۰۰ نفر
جایگاه در FORTUN 500 (2005): 20
مدیرعامل: ساموئل پالمیسانو

 

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۱
comment نظرات () لینک

+ جایگاه صنعت خودرو ایران در دنیا

  افت تولید در سال‌های 2008 و 2009 را باید نتیجه بحران سخت اقتصادی دنیا دانست‌، اما اطلاعات چندانی در مورد اینکه چرا طی سال‌های 1998 و 2001 نیز تولید جهانی خودرو کاهش یافته‌، در دست نیست. البته سال 2001 با جنگ آمریکا و عراق و افزایش قیمت نفت همزمان بود و شاید این موضوع را بتوان یکی از دلایل کاهش 5/3 درصدی تولید جهانی خودرو در آن سال به حساب آورد.
اگرچه صنعت خودرو پنج دوره سخت را طی 14 سال گذشته تجربه کرده‌، اما آمارها نشان می‌دهد که تولید خودرو در دنیا از سال 1997 تا پایان 2010‌، حدود 23 میلیون و 500 هزار دستگاه رشد کرده و بدون شک باید از «چین» به عنوان یکی از تاثیرگذارترین بازارها در این «رشد» یاد کرد. آن طور که کارشناسان عنوان می‌کنند‌، بازار چین نه تنها تاثیری شگرف در رشد تولید خودرو طی سال‌های اخیر داشته‌، بلکه این بازار را باید به نوعی منجی خودروسازی جهان در دوران «بحران اقتصادی» دانست.بحران اقتصادی دنیا که جرقه آن در سال 2008 زده شد‌، طی سال 2009 به اوج رسید و خودروسازی را نیز مانند سایر بخش‌های مهم اقتصاد جهان‌، با خود درگیر کرد و به قعر بحران برد. در این شرایط‌، این سرزمین اژدها بود که به داد بزرگان خودروسازی دنیا رسید و نه تنها آنها را از افت تولید و حتی ورشکستگی نجات داد‌، بلکه سبب شد تولید نیز رشد کند. طبق آمار منتشره‌، خودروسازی جهان طی سال‌های 2008 و 2009‌، به ترتیب با 7/3 و 4/12 درصد افت تولید روبه‌رو شد‌، اما در سال 2010 حدود 26 درصد رشد کرد‌، به نحوی که در مقایسه با 2009‌، تولید خودرو بیش از 16 میلیون دستگاه افزایش یافت.حال با توجه به آنکه سال 2011 میلادی‌، تازه به پایان رسیده‌، هنوز آماری رسمی ‌از میزان تولید خودرو در جهان طی این مدت منتشر نشده است و با این حساب باید منتظر آمارها ماند و آنگاه در مورد تغییرات تیراژ خودروسازان در این سال نظر داد.

چین منجی صنعت خودرو دنیا
کشور چین را می‌توان منجی صنعت خودروسازی دنیا بعد از بحران جهانی سال 2008 خواند.به دنبال بحران اقتصادی دنیا و کاهش تقاضا برای خودرو در آمریکا‌، چین به عنوان بزرگ‌ترین بازار خودرو جهان معرفی شد. از سال 2008 میلادی که بزرگ‌ترین بازار خودرو در جهان (آمریکا) رو به اضمحلال رفت‌، این کشور چین بود که توانست صنعت خودروسازی را از رکود خارج کند‌،حال طبق پیش‌بینی مرکز مطالعات بازار خودروی چین پیش‌بینی می‌شود که خودروهای موجود در کشور یاد شده تا سال 2015 به تعداد 200 میلیون دستگاه برسد.هم اکنون خودروهای موجود در این کشور 96 میلیون دستگاه پیش‌بینی می‌شود که با این حساب 12 درصد از کل گردش خودرو در کشورهای مختلف دنیا را به خود اختصاص داده است .اما آمارهای مربوط به تولید خودرو در سال 2010 میلادی گویای آن است که کشور چین نه تنها بزرگترین بازار خودروی جهان است بلکه مقام اول را در تولید خودرو نیز کسب کرده است .چین در این سال 18 میلیون و300 هزار خودرو تولید کرده است .اما کشور ژاپن مقام دوم را از نظر تولید خودرو در سال 2010 بدست آورده است. این کشور در حالی 9 میلیون و 600 هزار خودرو تولید کرده که در سال 2011 با زلزله و سونامی‌خانمان سوزی که در ژاپن اتفاق افتاد، خودروسازان این کشور تا پای ورشکستگی پیش رفتند و با افت تولید قابل توجهی روبه‌رو شدند.اما سومین کشوری که در دنیا از نظر تولید خودرو توانسته مقامی‌کسب کند ایالات متحده آمریکا است. این کشور درسال 2010 توانسته نزدیک به 7 میلیون و 800 هزار دستگاه خودرو تولید کند. اما کشورهای آلمان‌، کره جنوبی‌، برزیل‌، هند‌، اسپانیا‌، مکزیک‌، فرانسه‌، کانادا و تایلند، به ترتیب توانستند از لحاظ تولید خودرو در جهان مقامی‌کسب کنند. بر همین اساس ایران در رده سیزدهم ‌قرار دارد.کشورمان در سال 2010 میلادی تعداد یک میلیون و 600 هزار خودرو تولید کرده و به این ترتیب توانسته جزو بیست کشور اول دنیا از لحاظ تولید خودرو قرار بگیرد .بیشتر خودروهای تولیدی کشورمان توسط دو شرکت ایران خودرو و سایپا عرضه شده و بخش خصوصی سهم خاصی ‌در تولید خودرو در ایران ندارد .شرکت‌های پژو فرانسه و کیا کره‌جنوبی حضور فعالی در بازار کشورمان دارند و بیشتر خودروهای تولیدی نیز به برند این دو شرکت تعلق دارد.اما بعد از ایران در رده چهاردهم‌،کشور روسیه است. روسیه در سال 2010 میلادی توانسته یک میلیون و 403 هزار دستگاه خودرو تولید کند. پس از روسیه، بریتانیا و پس از آن نیز ترکیه از جمله کشورهایی هستند که صنعت خودروسازی آنها جزو بیست کشور اول دنیا است. ترکیه در سال مذکور تعداد یک میلیون و97هزار دستگاه خودرو تولید کرده است. در این کشور نیز برندهای معروف دنیا حضور فعالی دارند‌، با این تفاوت که ترکیه درصدد تولید خودرویی ملی نیز هست. به دنبال آن سه کشور چک‌، لهستان و ایتالیا به ترتیب در رده‌های آخر جدول قرار دارند.


تویوتا‌، بازنده صدرنشین
اما نگاهی به جدول برندهای بزرگ خودروسازی جهان در سال 2010 بیندازیم‌، جدولی که تویوتای ژاپن صدرنشین آن به حساب می‌آید و نمایندگان چین و روسیه نیز در انتهایش جا خوش کرده‌اند.
در این جدول که نام 26 خودروساز در آن به چشم می‌آید‌، تویوتا به رغم فراخوان‌های پی‌درپی و تجربه سونامی‌ویرانگر ژاپن در اوایل سال 2011‌، مکان اول را در اختیار گرفته و رقابتی تنگاتنگ را با جنرال موتورز آمریکا دارد.طبق آمار‌، تویوتا نزدیک به هشت میلیون و 560 هزار دستگاه خودرو در سال 2010 به تولید رسانده و تنها با حدود 80 هزار دستگاه تولید بیشتر‌، بالاتر از غول خودروسازی آمریکا قرار گرفته است. این دو شرکت با وجود تجربه دوران‌هایی سخت‌، رده‌های اول و دوم را در اختیار گرفته اند‌، به نحوی که تویوتا فراخوان‌ها و سونامی ‌و تعطیلی خطوط تولید را پشت سر گذاشته و جنرال موتورز نیز از ورطه ورشکستگی نجات یافته و به این جایگاه رسیده است.
پس از این دو بحران زده موفق‌، فولکس واگن را در رده سوم جدول می‌بینیم‌، شرکتی که بیش از یک میلیون دستگاه کمتر از تویوتا و جنرال موتورز در سال 2010 تولید داشته و بزرگترین خودروساز اروپا به شمار می‌رود. فولکس واگن زیرمجموعه‌های معروفی چون آئودی را دارد که به ساخت خودروهای لوکس مشغولند. اما رده چهارم بدون خودروسازان بزرگ دنیا در سال 2010 در شرایطی به هیوندایی موتورز رسیده‌، که این شرکت کره ای رشدی قابل توجه و دورانی بی حاشیه را طی سال‌های گذشته تجربه کرده است. فراخوان‌های بسیار کم و استفاده از ضعف تویوتا و پر‌رنگ تر کردن حضور در بازارهای جهانی به خصوص آمریکا‌، از عوامل رسیدن هیوندایی به رده چهارم جدول است. هیوندایی البته با کمک هموطن و هم مجموعه‌اش کیاموتورز‌، چهارمین خودروساز بزرگ جهان لقب گرفته‌، به نحوی که بخشی از پنج میلیون و 764 هزار و 918 دستگاه خودرو گروه هیوندایی را‌، کیا به تولید رسانده است. گروه هیوندایی-کیا در ایران نیز مشتریان زیادی دارد و هم اکنون بزرگ ترین واردکننده خودرو به کشور محسوب می‌شود.
از هیوندایی که بگذریم‌، شرکت‌های فورد‌، نیسان‌، هوندا‌، پژوسیتروئن‌، سوزوکی‌، رنو و فیات در رده‌های بعدی قرار دارند و در این بین پژوسیتروئن به عنوان دومین برند حاضر در خودروسازی ایران‌، تنها حدود سه میلیون و 606 دستگاه خودرو در سال 2010 به تولید رسانده است. آن طور که آمار می‌گوید‌، ایران دومین بازار بزرگ پژوسیتروئن به حساب می‌آید. همچنین رنو نیز که دیگر خودروساز فرانسوی حاضر در ایران محسوب می‌شود‌، فقط حدود دو میلیون و 717 دستگاه در سال 2010 تولید داشته است. همچنین شرکت‌های نیسان‌، سوزوکی و فیات نیز که هم اکنون در صنعت و بازار خودرو ایران حضور دارند‌، در سال 2010 به ترتیب سه میلیون و 983‌، دو میلیون و 893 و دو میلیون و 410 دستگاه خودرو به تولید رسانده اند.اما در جدول خودروسازان بزرگ سال 2010‌، نام چند شرکت چینی نیز به چشم می‌آید که در این بین چانا اتومبیل بهترین عملکرد کمی‌را از خود به جا گذاشته و BYD نیز ضعیف‌ترین تیراژ را داشته است. چری و جیلی نیز دیگر چینی‌های این جدول به شمار می‌روند. همچنین از روسیه نیز یک نماینده به نام افتوفاز دیده می‌شود که یکی به آخر شده و حدود 546 هزار دستگاه خودرو در سال 2010 به تولید رسانده است.


منبع 

شبکه تخصصی خدمات مشاوره الکترونیک ایطرح  

 

 

نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/٢/٩
تگ ها: بازرگانی
comment نظرات () لینک

+  

شهادت سرور بانوان عالم ،حضرت فاطمه زهرا (س) را بر تمامی دوستداران اهل بیت  تسلیت می گویم 

دکتر شریعتی:

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. 

«فاطمه، فاطمه است»


نویسنده : سمانه کمالی فر ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٢/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک